Suggested✨
25 stories
Metanoia | Kookmin + Sope by Asprishd
Asprishd
  • WpView
    Reads 85,594
  • WpVote
    Votes 16,301
  • WpPart
    Parts 36
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد. آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین... ولی زمان چی؟ Highest ranking #1 in humor Highest ranking #3 in کوکمین Highest ranking #3 in سپ
𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖 by im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Reads 40,927
  • WpVote
    Votes 7,047
  • WpPart
    Parts 39
𝐃é𝐣à𝐯𝐮 ژانر : فانتزی(خون‌آشامی) / تخیلی/عاشقانه "من...یه هیولام؟" "تو یه فرشته ای" بدون تردید جواب داد و به ارومی سرش و به سمت پسرک برگردوند. جیمین همچنان به سقف بالا سرش خیره بود. "ولی میتونم تبدیل به یه هیولا بشم" "نه تا وقتی که منو کنارت داری" بالاخره نگاهش و از سقف فرسوده که از سوراخ های کوچیکش پرتو های ضعیف نور به داخل درز کرده بود گرفت و به چشم های خسته جونگکوک خیره شد. "از دستم عصبانی؟" "انقدر زیاد که میتونم همه جا رو به آتیش بکشم..." به ارومی دستش و بلند کرد و با انگشت اشاره اش تره ای از مشکی های براق جونگکوک و به عقب فرستاد. "پس چرا انقدر ارومی؟" "چون واسه عصبانی شدن باید اول بخشیده بشم..." "بخشیدم...حالا ازم عصبانی شو!"
𝘉𝘭𝘶𝘦 𝘭𝘰𝘷𝘦[KOOKMIN] by FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 32,575
  • WpVote
    Votes 6,445
  • WpPart
    Parts 56
"مهم نیست کجا زندگی میکنم و چه جایگاهی دارم،فکر کنم حتی اگه توی بهترین جایگاهم بودم و با آدمای خوبی سرو کله میزدم همینطوری زندگی میکردم، بدون اینکه بدونم به کجا دارم میرم یا به اینکه کجا قراره زندگی کنم، زندگی من همینطوری سخت و سرد میشد.." .... "لویس‌ بورخس میگه برای عاشق شدن دنبال بارون و بابونه نباش..بعضی وقتا انتهای خارهای یه کاکتوس، به غنچه‌ای می‌رسی که زندگیت رو روشن می‌کنه..دنبال چیزی باش که روشنت کنه، نه غرق!" 𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃 نام⸙ ͎.: #BlueLove •ژانر⸙ ͎.: انگست،دراما،روانشناسی،رومنس،برشی از زندگی،تراژدی،اسمات،(موزیکال) •کاپل⸙ ͎.: کوکمین/سپ/تهگی •نویسنده⸙ ͎.: Ayhan •روزهای آپ⸙ ͎.: پنجشنبه •رده سنی⸙ ͎.: +18
𝑴𝑶𝑼𝑳𝑰𝑵 𝑹𝑶𝑼𝑮𝑬 [𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵] by panikamm
panikamm
  • WpView
    Reads 179,774
  • WpVote
    Votes 33,859
  • WpPart
    Parts 166
"مولن روژ" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی،رمنس،انگست،اکشن،اسمات" کاپل: "کوکمین/جیکوک،سپ،ناممین،نامجین، چانبک" ~•~•~•~•~•~•~•~• با آرامش شمع مشکی رنگ رو روی سکو گذاشت: _از کدوم خدا حرف میزنی پدر؟ وجود خدا توی زندگی من حتی یک لحظه ام حس نمیشه! کشیش به آرومی لب باز کرد: _خدا برای هر کسی به اندازه ای وجود داره که اون شخص بهش ایمان داره، این یه رابطه دوطرفه است! جیمین پوزخند بی صدایی زد، گردنبند صلیبش رو لمس کرد و با کنایه گفت: _پس خدا پارتنر خوبی نیست! بعد از مدتی سکوت حرکت تثلیث رو انجام داد: _به نام پدر، پسر و روح القدس کف دست هاشو جلوی سینه اش بهم چسبوند و نرم زمزمه کرد: _به مردانی که امشب جونشون رو از دست دادن آرامش ببخش... مکثی کرد و با پوزخند ادامه داد: _پارتنر مغرور من! ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ وضعیت: پایان یافته
𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞|آفرودیت  (𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧) by ll_Hanalia_ll
ll_Hanalia_ll
  • WpView
    Reads 97,505
  • WpVote
    Votes 11,227
  • WpPart
    Parts 52
▪︎اگه خواستنِ تو دیوونگیه، عاقل بودن حماقته! [ جئون جونگکوک، وارثِ یه خانواده سُنَتی و معروفه. اما آشناییش با پارک جیمین، افکار کلاسیکش از رابطه و ازدواج رو بهم میریزه! ] ▪︎تکمیل شده ▪︎couple: kookmin ▪︎Ganer: dram,romance,friends,smut ▪︎writer: Hanalia شکارچی شب در حال آپ...
Moira by Alois_Red
Alois_Red
  • WpView
    Reads 8,094
  • WpVote
    Votes 1,566
  • WpPart
    Parts 10
تو سرنوشت منی کاپل: کوکمین ژانر: رمنس ، درام
「 Remedy 」 by TheGreenSol
TheGreenSol
  • WpView
    Reads 47,126
  • WpVote
    Votes 8,159
  • WpPart
    Parts 33
⌑ فیکشن: Remedy ⌑ | اتمام یافته✔︎ • کاپل‌ها: مینگوک، تهگی • ژانر: زندگی روزمره، رمنس، فلاف، اسمات، کمی انگست • روز آپ: دوشنبه‌ها ❗Tags: mention of rape and death (not Bangtan), panic attack, slow build, lack of communication at some point. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ زندگی گاهی سخت و پیچیده میشه. برای جیمین، این اتفاق زمانی افتاد که شخصی به طرز غیرمنتظره‌ای به زندگی و مشکلاتش راه پیدا کرد؛ مشکلی که جیمین نمیتونست به راحتی با هر کسی درمیون بذاره...
𝗦𝘂𝗿𝘃𝗶𝘃𝗲 ‌.·  by nikokyl
nikokyl
  • WpView
    Reads 26,589
  • WpVote
    Votes 4,518
  • WpPart
    Parts 14
𝖥𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 𝗇𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗎𝗋𝗏𝗂𝗏𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 - 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗆𝖼𝖾 - 𝖬𝗉𝗋𝖾𝗀 - 𝖲𝗆𝗎𝗍 ·  ·  ─────── ·  · یک مرحله از زندگی هم وجود داره که بهش میگن ⟨ بی تفاوتیِ ناشی از صبرِ بیش از حد! ⟩ ، که دیگه مثل گذشته برای نبودن ها بی قراری نمیکنی و قبول کردی که کاری از دستت برنمیاد، پارک جیمین از نظر روحی توصیفی نداشت، زندگیش تو تیره ترین طیفِ خودش قرار گرفته بود و دردی که تمام تنش رو تسخیر کرده بود باعث شده بود تا تغییر کنه! دردی به اسمِ جئون جونگکوک!
𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒂𝒍𝒆𝒓  by CalianHidden
CalianHidden
  • WpView
    Reads 24,180
  • WpVote
    Votes 3,530
  • WpPart
    Parts 15
"اگه بفهمم که قراره دیگه نبینمت، تمام داستان آشناییمون رو توی یه نامه مینویسم و اون رو به عنوان یادگاری ای از طرف خودم برات به جا میذارم." جونگکوک کسیه که تمام ثانیه ھای زندگیش با درد طاقت فرسایی میگذرن، ولی اون هیچوقت دست از جنگیدن برنمیداره چون، اون جیمینی رو داره که با افکار و احساسات معصومانش بهش انگیزه ی زنده موندن میده. جھان روی مدار عشق ثابته، با عشق تمام دردھا قابل تحمل ترن. _خرگوش کوچولوی کیوتم، من اینجام تا تو رو تا ابد در آغوش بگیرم. "ولی من فکر نمیکنم که بتونم تا ابد توی حصار بازوهای تو زندگی کنم." [ خلاصه ی بالا توسط نویسنده‌ی دوست داشتنی؛ Alois_red@ نوشته شده♡ ] . . . ↫کاپل: کوکمین ↫ژانر: رومنس، انگست ، اسمات امیدوارم از خوندن این مینی فیک لذت ببرین♡ •• #2 in "جیکوک"