kookv
14 stories
LiVeta by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 3,641
  • WpVote
    Votes 490
  • WpPart
    Parts 5
می دونم پر از کثیفی ام سرخی خون روی لباسام منزجر کنندست اما.... من رو ببوس تا تمام افکارم از بین بره و فقط روی بوسیدن لب هات تمرکز کنم تا چشم هام رو ببندم و بجای دوباره دیدن اون صحنه ها..... حس بوسمون باشه که می بینم! دست هات رو روی گوشم بزار مکان امن من تا صدا هایی که ازشون هراس دارم رو دوباره نشنوم ماسکی که روی صورتم گذاشتم برای از دست ندادنته تا خودم رو ازت چشم های زیبات پنهون کنم من..... از اینکه با دیدن من واقعی بترسی میمیرم! من بدون اون نگاه براق و لبخندی که درست برعکس دنیا بهم می زنی.... دلیلی برای زندگی ندارم! Couple : Kookv, yoonmin, Namjin Genres : اکشن, مافیایی, قراردادی ( یجورایی بی دی اس ام), روانشناسی, مرموز و.......
my daddy by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 315,998
  • WpVote
    Votes 35,102
  • WpPart
    Parts 31
با چشم های براق با پدر خوندش نگاه کرد و لبش رو گزید تا بدون لکنت حرفش رو بیان کنه × ددی یونگی نیشخندی کوچیکی زد و دستی به موهای جیمین کشید _ ددی ؟؟ به آبروی بالا رفته پرسید و لیسی به لبش زد _ این کلمه رو به همه نمی گن بچه جیمین لب هاش رو اویزون کرد و اخم کوچیکی رو بین ابروهاش نشوند × ولی م...من مییی خوام ببگم چون ... پاهاش رو به هم نزدیک کرد ، لب پایینش رو به دندون گرفت ، با دست ای کوچولوش چنگی به لبه ی هودی تو تنش زد و لا چشم های پاپی طوری به پدر خوندش نگاه کره کرد × توو. . ددیه منی کاپل ها کوکوی ، یونمین و نامجین ژانر لیتل ، اسمات ، ددی کینک،روزمره نویسنده مین کوالا و سولمیتم Kim_mahsa تموم شده
𝐈𝐜𝐞 𝐂𝐫𝐞𝐚𝐦 𝐒𝐡𝐨𝐩|✔︎ by Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Reads 580,313
  • WpVote
    Votes 67,042
  • WpPart
    Parts 35
"مغازه بستنی فروشی" تهیونگ امگایی که صاحب یه مغازه بستنی فروشیه..‌. جئون جونگ‌کوک الفایی که پدر مجرده. طی اتفاقی اونا همدیگه رو تو اون مغازه میبینن و چی میشه هانول،پسرش که فوبیا داره برای اولین بار از کسی خوشش بیاد و از همه مهمتر اون فرد کیم تهیونگ باشه.. سرنوشت یا الهه ماه چه چیزی رو براشون رقم میزنه؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧,𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
DADDY IS MY UNICORN by silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    Reads 254,583
  • WpVote
    Votes 42,398
  • WpPart
    Parts 46
🌈🦄- ددی؟ می‌دونستی تو یونیکورن منی؟ جانگکوک با چشمایی بیرون زده به پسر روبه‌روش نگاه می‌کنه. - ها؟ من؟ دقیقا منظورت منم تهیونگ؟ احیاناً حرفت و برعکس نگفتی کیتن؟ تهیونگ روی خزای گربه‌اش دست کشید و نچی کرد. - منظورم دقیقا خود خودت بودی ددی کوک. جانگکوک با کنجکاوی پشت میزش نشست و دست به سینه شد. - خب حالا چرا من یونیکورن کیتنمم؟ - می‌دونستی یونیکورنا آرزوها رو برآورده میکنن؟ مثل تو! لبخند عمیقی روی لبای ددیِ تهیونگ میشینه که بیشتر اون و شبیه یه خرگوش می‌‌کرد تا یه یونکیورن رنگی رنگی! - آرزوی تو چیه؟ - تو! آرزوی من تو بودی که خودت ارزوم و برآورده کردی. پس تو یونیکورن افسانه‌ای منی! 🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄 🌈NAME: DADDY IS MY UNICORN 🌈GENRES: FLUFF_ROMANCE_COMEDY_OMEGAVERS_MPREG 🌈MAIN COUPLE: KOOKV 🌈SIDE COUPLE: YOONMIN Up time: fridays 22:00
Will you be my boy again? by sleepyland
sleepyland
  • WpView
    Reads 395,550
  • WpVote
    Votes 36,773
  • WpPart
    Parts 27
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد. جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 399,002
  • WpVote
    Votes 60,541
  • WpPart
    Parts 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 779,515
  • WpVote
    Votes 99,050
  • WpPart
    Parts 26
[ کامل شده] + اسمت چیه؟ _ لوسیفر + مثل شیطان؟ پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد... _ دقیقا مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد... + اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم _ چه مخفف احمقانه ای! + احمقانه یعنی چی؟ پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید _ از مامانت بپرس مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد + ولی من خانواده ای ندارم پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت! ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین / نامجین حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :) (دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
Look like a....deja vu  by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 12,124
  • WpVote
    Votes 2,427
  • WpPart
    Parts 31
انگشت های رنگیش رو روی صورت پسر داخل نقاشی هاش کشید و نفسش رو صدا دار بیرون داد +دوباره......دوباره و دوباره تویی! با پایین گذاشتن قلمش چنگی به موهای مواج و بلندش زد و به پایین خیره شد + حتی یبار هم ندیدمت ولی صدای خنده هات، لحن گرمت و حتی نوازش انگشتات رو روی صورتم حس کنم درست.... تلخندی زد و به چشم های طلایی رنگ پسر خیره شد +مثل دژاوو ! ********* * * * * * * * * * * * * * * * * روی موتورش دراز کشید و چشم هاش رو روی هم فشورد تا از سردردش کم بشه _ درست وقتی که می خوام بمیرم... تلخندی زد و دستش رو روی قلبش گذاشت _ با لحن ارومت بهم می گی دوستم داری و می تونم نوازش انگشت هات رو بین موهام حس کنم درست.... با باز کردن چشم هاش به اسمون تیره ی بالای سرش خیره شد و نفسش عمیقی کشید _مثل دژاوو ! با نشستن روی موتور سیگارش رو بین لب های صورتیش گذاشت و پک دروغینی بهش زد _دژاوویی که ما رو به هم وصل می کنه ! کاپل ها : کوکوی ، یونمین ژانر : رومنس، تاریخی و. ... نویسنده : مین کوالا
𝗕𝗹𝗮𝗰𝗸 𝗥𝗼𝘀𝗲 ᵏᵒᵒᵏᵛ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 41,929
  • WpVote
    Votes 6,880
  • WpPart
    Parts 11
𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 - 𝙛𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 یک عاشقانه‌ی سیاه، میان جادوگر و جادوگرکُش... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ رز سیاه برای تو، رقص لب هام به روی لب‌هات بود. رز سیاه برای تو، نبض دلپذیر نفس‌هام زیر گونه‌هات بود. رز سیاه برای تو، عشق بود، خاطره بود، زندگی بود، اما، رز سیاه برای من، فقط یه گل سیاه، از جنس تاریکی بود..!
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 128,868
  • WpVote
    Votes 19,130
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟