جونگ کوک و تهیونگ یه سال و نیمه که بخاطر شرکت باهم ازدواج کردن و حالا خانواده هاشون میخوان مطمئن شن که اونا عاشق همن...
ژانر : روزمره ، اسمات ، لیتل کمدی ، رمنس
کاپل : کوکوی ، ویکوک ( ورس )
Best ranking :
#1 gay
#1 kimtaehyung
#1 jeonjungkook
#1 fiction
تو داری مثل یه گنجشکِ کوچولو نفس نفس میزنی!
[𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱]
ɢᴇɴʀᴇ: ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ, ˢᵐᵘᵗ, ᶠˡᵘᶠᶠ, ᵒᵐᵉᵍᵃᵛᵉʳˢᵉ, ᵐᵖʳᵉᵍ
ꜱᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᶜʰᵃᵉⁿⁿⁱᵉ, ˢᵘᵖᵉ
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: _𝒓𝒊𝒕𝒕𝒐𝒘_
(قبل از خوندن، اولین پیام مسیج بردم رو چک کنین..)
_ بهت گفتم من گی نیستم، انقدر سخته گورتو از توی تخت من گم کنی؟
جونگکوک عصبی سمتش غرش کرد.
_ فکر کردی برای من فرقی میکنه پرنس باشی یا هر کس دیگه ای، فعلا همسر منی؟
تهیونگ ترسیده بود.
گاهی اون چهره بامزه جونگکوک میتونه وحشت ناک تر از هر جنایتکاری به نظر برسه.
_ نزدیک تر بیای نگهبان رو صدا میزنم؛ برو عقب.
چشم های جونگکوک ریز شد و با پوزخندی لب زد:
_ اره زنگ بزن بگو ما اینجا کاندوم نداریم، ملکه خوشحال میشه پسرش دم به تله داده مگه نه؟!
_______
کیم تهیونگ وارث خانواده سلطنتی کره موهبت ملکه رو به ارث برده و میتونه باردار بشه ...اون حافظ نسل ولیعهد کشورشه و مجبوره با جئون جونگکوک ازدواج کنه 🔞
کاپل: kookv
پارت ها کوتاهه پس نگران تعدادش نباشید💜
☆من گیم!☆
تهیونگ تازه بخاطر دانشگاهش به سئول میاد!
پسر خالش تهیونگ و به یکی از دوست های صمیمیش معرفی میکنه و تهیونگ روی اون پسر یعنی جئون جونگکوک کراش میزنه!
چی میشه اگه تهیونگ بهش اعتراف کنه و رد بشه؟
🤍💙💜
ناشناس:
تهیونگ لطفا!
چرا ازم دوری میکنی؟
تهیونگ:
دلیلی برای اینکه بهت بچسبم ندارم!
🤍💙💜
ᶜᵒᵘᵖˡᵉ:ᴷᵒᵒᵏᵛ
ᴳᵉⁿʳᵉ:ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ⁻ˢᵐᵘᵗ
ˢᵗᵃᵗᵘˢ:ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ
ᴮʸ:ˢ_ᵀᴬᴱᴴᴷᴼᴼᴷ
[جونگ کوک و تهیونگ توی بزرگ ترین شهر بازی سئول کار میکنند.]
_جونگ کوک فروشنده در فروشگاه شهربازی.
_تهیونگ بلیط فروش شهربازی.
- جونگ کوک برای کار به پایتخت کشورشان می آید و در خونه ای که یادگاری پدرش است زندگی میکند .
مرور زمان باعث میشود دیگه همکار نباشند بلکه...
🎗قسمتی از فیک:
تهیونگ دستاشو آروم روی چشم جونگ کوک گذاشته بود و اونو به اتاقشون هدایت میکرد.
تهیونگ ایستاد.
جونگ کوک: میتونم حالا ببینم؟
تهیونگ:آره بیبی.
جونگ کوک آروم دستاشو رو دستاس تهیونگ گذاشت و پایین آورد و همون بین یه بوسه روش نشوند.
جونگکوک حیرت زده به صحنه مقابلش نگاه میکرد.
یک تابلوی نقاشی بزرگ بالای تختشون که عکسی از خودشون بود.
جونگکوک که میدونست این نقاشی رو تهیونگ کشیده پرید توی بغل همسرش و همه جاش رو بوس میکرد.
جونگکوک:وای این عالیه (بوس) خیلی(بوس)عالیه .
تهیونگ:نه به اندازه ی خونه ای که باهم طراحیش کردیم و ساختیم.
ژانر:درام|رمنس|اسمات|کمدی~
کاپل:ویکوک_یونمین~
آپ:کامل شده🎡
نویسنده:🌙ʟεε_нαпα ∙͜•ٖ
A Hybrid Story (Kookv)
خواندن این فیکشن عواقبی نظیر بالا آوردن رنگین کمان و اکلیل و دچار شدن به مرض قند را به دنبال دارد. از این رو، از خوانندگان عزیز خواهشمندیم تمامی عواقب کار خود را به عهده بگیرند.
لطفا با 'منطق' وارد نشوید. متشکرم.
----------------------------------
◾ (در حال آپ)
تایم آپ: نامشخص
کاپل اصلی: کوکوی
ساید کاپل: یونمین/نامجین
ژانر: فانتزی، فلاف، کمدی، زندگی روزانه، +18❌
این یه بوک از تمام کاپل های بی تی اسه ولی از ویکوک بیشتر مینویسم. ووت و ایناش برام مهم نیست خیلی اگه دوست داشتید ووت بدید این از لطف خودتونه=) اگه خواستید هم کاپل بگید درخواستی بنویسم براتون☆
با احتیاط خودتون بخونید صحنه های اسمات زیاد داره تقریبا.
+18
-------------------×
خلاصه :
تصور کن تو یه موقعیت اشتباه با یه فرد اشتباه آشنا بشی.
اون خونسردی و مغرور بودنش دیوونت کنه.
حتی مغرور تر از خودت باشه...
ولی به یه جایی برسی که بفهمی با همین غرورش کار دستت داد...
زجرت داد...
اما عاشقت کرد :)
-------------------×
اسم : غرور
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل فرعی :یونمین، نامجین
ژانر :انگست، درام ، رومنس،اسمات
وضعیت :درحال آپ
نویسنده : baby kim