اگه خواستی عر بزنی
6 قصص
تنهای تنها | All Alone بقلم HoseinMaleki
HoseinMaleki
  • WpView
    مقروء 15
  • WpVote
    صوت 3
  • WpPart
    فصول 3
همه آدما یک هیولای ترسناک دارن... برای بعضی ها این هیولا خودش رو نشون نمیده...! ولی گاهی اوقات فقط به یک تلنگر نیاز هست... یک تلنگر مثل انفجار یک بمب ساعتی... یا شبیه یک زلزله... شاید هم مثل چشمهای خاکستری مهم ترین فرد زندگیت! برای نیک که همینطور بود..! نیکلاس اسمیت! کی فکرشو میکرد هیولای درون یک پسر درون‌گرای خجالتی میتونه انقدر وحشتناک باشه؟ . . . . + زمان زیادی گذشت تا بفهمم مرغوب ترین رنگ قرمز برای نقاشی های ارزشمند، خون انسان های بی ارزشه... میفهمی چی میگم ویکتور؟
NOIR [BARCODE 2] بقلم kimsevil
kimsevil
  • WpView
    مقروء 79,891
  • WpVote
    صوت 11,468
  • WpPart
    فصول 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری
Red Petal [Completed] بقلم kingripper_stories
kingripper_stories
  • WpView
    مقروء 82,844
  • WpVote
    صوت 9,995
  • WpPart
    فصول 34
نام فیک: گلبرگ قرمز🏵 ژانر: امگاورس،خانوادگی،هاناهاکی دزیز،اسمات🔞 کاپل: کوکمین👨‍❤️‍💋‍👨ویمین وضعیت: کامل نویسنده: King Ripper🍷
🌸I bloomed for you... بقلم Vante191
Vante191
  • WpView
    مقروء 269,681
  • WpVote
    صوت 36,550
  • WpPart
    فصول 53
🌸من برای تو شکفتم🌸 ×ترجمه شده× کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی «با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن. این سرنوشت طبیعی اون بود. تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.» *نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^ Highest rankings: #1 depression #1 translated #2 btsfanfic #2 kpop #1 btsV #3 fanfiction #2 angst #1 انگست #1 translation #2 gay #1 هاناهاکی
The Cry Of Devil  (VKook)  بقلم nazafarin_
nazafarin_
  • WpView
    مقروء 55,293
  • WpVote
    صوت 9,305
  • WpPart
    فصول 27
هیچ‌کس صدای فریاد‌های شیطان را، وقتی از آغوش خدا رانده میشد نشنید... فقط یک نفر، یک نفر با قلب معصومش برای اولین بار تهیونگِ لال رو شنید و دل به سکوت گناه‌آلود و در عین حال اندوه‌بارش سپرد. اما جونگکوک دیر رسیده بود، خیلی دیر؛ بعد از سال‌ها گناه و جنایت به نجات شیطان امیدی بود؟ ⊱ فیک ⊸ فریاد شیطان ⊱ ژانر ⊸ انگست، رومنس، درام ⊱ کاپل اصلی ⊸ VKook ⊱ کاپل فرعی ⊸ Hopemin, NamJin