فردی مسکوت که با دنیای تیرهاش آرام است و دنبالکننده زندگی روزمره سادهایست که تنها آن را بگذراند. حال اگر فردی بخواهد به دنیای تاریک و سیاه این شخص روشنایی ببخشد چه میشود؟! اثر هنری اعجاب انگیزی همچون دو الهه اربوس(الهه تاریکی) و الهه آپولون(الهه روشنایی) ، نماد تایجیتو(نماد یینیانگ) را به ارمغان دیدهها میآورد. چگونه میشود این دو نفر که در دو بُعد متفاوت زندگی میکنند دل به یکدیگر ببازند و همچون روز و شب یکدیگر تا تکمیل کنند ؟
ژانر: رومنس، اسمات، درام، انگست
کاپل اصلی: ووسان
نویسنده: آدینل
ویراستار و ادیتور فصل اول:
M.z، silver shades، Moonchild
سلین، وویانیانگ، جوجه مینگی، سویونگ، روباهِ کیوتچه
تشکر ویژه از عزیزانم داشتم که برای ویراستاری این داستان مشتاقانه قدم برداشتند و نقش آفرینی بزرگی کردند با زحمت و مسئولیت زیادی که محول شده بودند تمام تلاش خودشون رو برای سهولت خواندن و نگارش این داستان به کار بردند؛ از صمیم قلبم از یکایک بزرگوارانم ممنونم امیدوارم تمام زیباییها سهم زندگی و قلب مهربونشون شه💫 سپاس از دریای بیکرانِ محبتتون؛♥️
WooSan.G_M
وقتی که ووشیان اونقدر از در اوردن پول نا امید شده بود،ناگهان یه شغل بهش پیشنهاد شد!مراقبت از دوقلو های شیطون سه ساله!ووشیان این شغل رو سریع قبول کرد.اما مراقبت از اون دوقلو ها با وجود پدر شون راحت نخواهد بود.یا شاید هم؟
فصل دوم کامل شده.✅
بیون بکهیون پسر نوجوونی که به همراه برادر کوچیک ترش ییشینگ، توی ویلاشون تنها میمونه. برادرش به طور ناگهانی گم میشه و سعی در پیدا کردنش داره اما اتفاقات عجیبی که میوفته مثل سدی جلوی راهش رو بستن...
ژانر: ترسناک، جنایی، خشن، روانشناسی، معمایی، +21
🚫لطفا به رده سنی درج شده دقت کنید🚫
من حرف نمیزنم! می نویسم!
احساساتم، حرفام، غم ها و شادی هام، همگی به شکل کلماتی درمیان که هیچوقت قرار نیست به گوش کسی برسند. هروقت به من نگاه میکنید در حال نوشتم!
از برقراری ارتباط با آدم ها خوشم نمیاد. دوست دارم بشنوم بدون اینکه حرف بزنم.
شاید فکر میکنید آدم جالبی هستم، اما باور کنید حتی اگر شما در این مدرسه باشید باز هم مرا نمی بینید!
^^^^^
کاپل: نامجین، ویمین
ژانر: مدرسه ای، رومنس، قسمتی از زندگی
_زل زده
_چی؟
_ زل زده نامجون ! وقتی به یه جا خیره میشه یعنی شیطونی کرده .
مرد قدبلند تر کودک رو به سمت خودش کشید و وقتی بچه خندید ، تازه فهمید چه خبره ؛ با هول خوابوندش و سعی کرد دهانش رو باز کنه .
بعد از اینکه موفق شد با دو انگشتش مهره ی پلاستیکی رو از دهنش در بیاره ، هردوشون نفس راحتی کشیدن .
_ باز لگو هاتون رو روی زمین ول کردید ؟
جین جیغ زد و جیمین و تهیونگ دویدن تا قایم بشن.
این زندگی فعلی خانواده ی کیم بود ؛ تمام دردسر های بزرگ کردن پنج تا بچه کنار هم بعضی وقتا زیادی سخت میشد،اما همه ی این سختی ها با لبخند شیرین پسرهاشون مثل چشم به هم زدن از زندگیشون میرفت و محو میشد.
نویسنده ها: aluckykoyadoll
140013001200shiva
ژانر:،طنز،روزمرگی،فلاف،امپرگ
کاپل اصلی:نامجین
کاپل فرعی:چانبک