Teakook
67 stories
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 387,857
  • WpVote
    Votes 49,412
  • WpPart
    Parts 38
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
My candy 🍭  by writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Reads 195,007
  • WpVote
    Votes 21,706
  • WpPart
    Parts 32
Fiction: my candy 🍭 کامل شده کاپل : kookv ژانر : فلاف ، رمنس ، اسمات خلاصه: جئون جونگ کوک مبارز قفس آزاد کره معروف به ماشین کشتار وقتی برای تمرینات میره به یک کلبه جنگلی ، شبی که داره بارون سختی میگیره ، یک مرد با بچه پشت در خونه میان و ازش کمک میگیرن . کیم تهیونگ ، یکی از تاپ وکیل های کره برای بدست اوردن قلب جی کی ، تا کجا پیش میره ؟ Misha (( این فیک آمپرگ ، خیانت و خشونت نداره ، با خیال راحت از شیرینی کوک وی لذت ببر )) 💜💖🍭
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 372,613
  • WpVote
    Votes 35,494
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Okara efu | ( آکانه) | VKOOK by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 426,469
  • WpVote
    Votes 39,785
  • WpPart
    Parts 57
couple:vkook,namjin,secret genre:Omegaverse،action,mafia یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu» یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
Noctis Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 10,999
  • WpVote
    Votes 1,360
  • WpPart
    Parts 4
(متوقف شده) بعداز حمله‌ی شکارچی‌های بی‌رحم به گله‌ی پژواک، همه‌ی خانواده‌ی تهیونگ کشته می‌شن و اون تنها بازمانده می‌مونه. تنها امگای خون‌خالصِ جهان. چند روزی رو زخمی و بی‌پناه توی جنگل می‌چرخه، تا اینکه با یه گله‌ی مرموز روبه‌رو می‌شه؛ گله‌ای با چهار گرگ خطرناک، به رهبری انیگمایی به اسم لوبو. تهیونگ که چیزی برای از دست دادن نداره، به رهبر پیشنهاد می‌ده که در ازای تقدیم‌کردن بدنش، بذاره توی گله‌اش بمونه. - داری بدنت رو بهم تقدیم می‌کنی که اجازه بدم توی گله‌ام بمونی؟ این خیلی... هرزه‌وار نیست؟ + کسی که حاضره برات یه جانشین به‌دنیا بیاره رو هرزه صدا می‌زنی؟ ‌ ژانر: امگاورس، عاشقانه، اسمات، امپرگ.
Time Difference || KOOKV  by kopqiwhuwiwih
kopqiwhuwiwih
  • WpView
    Reads 77,456
  • WpVote
    Votes 7,238
  • WpPart
    Parts 18
کامل شده - کاپل:کوکوی،یونمین ژانر:مافیایی،جنایی،امپرگ،هپی اند باید پسش بدی +اصلا،به هیچ‌عنوان شرط تموم شده اون پسرشو میخواد به خواستت عمل کرده +فقط یه راه واسم مونده......باید حاملش کنم شروع:1400/6/11 پایان:1402/3/19 Writer:Jay Honey 1#.جنایی✨️ 1#.boy×boy✨️ 6#.Love✨️ 3#.Mafia 1#.Top kook✨️
Beautiful Disaster  by miimania
miimania
  • WpView
    Reads 2,576
  • WpVote
    Votes 263
  • WpPart
    Parts 19
تهیونگ معتقده که گذشته ی تاریکش رو دفن کرده و تا زمانی رویای شروع جدید توی کالج ادامه پیدا میکنه که با جئون جونگکوک اشنا میشه . جئون جونگکوک ، سکسی ، عضله ای و پوشیده شده با تتو دقیقا همون چیزیه که تهیونگ به اون نیاز داره و باید از اون اجتناب کنه . اون شب هارو با پول در اوردن تو باشگاه مسابقه ی بوکس شناور و روز هارو به عنوان پسر بدنام دانشگاه میگذرونه . Couples : kookv , yoonmin Genre : Romance , angest , smut , Action زمان آپ : نامعلوم
my Universe (Completed) by __taekookv__
__taekookv__
  • WpView
    Reads 72,661
  • WpVote
    Votes 9,533
  • WpPart
    Parts 25
خلاصه: جونگکوک چهارساله که روی هیونگش کراش داره و یه اتفاق یه بوسه همه چی رو عوض میکنه عشق اون فرد خجالتی رو جسور میکنه و اون جسور رو خجالتی... کاپل اصلی:کوکوی کاپل فرعی:یونمین ژانر:درام/رومنس/اسمات
𝖹𝖾𝗉𝗁𝗒𝗋 ✔︎「KV」 by Niramwrites
Niramwrites
  • WpView
    Reads 156,938
  • WpVote
    Votes 21,942
  • WpPart
    Parts 57
[زِفیر] [این عجیب‌ و محال‌ترین واقعه‌ای بود که می‌تونست رخ بده! چون جونگ‌کوک هیچ‌وقت فکرش رو هم نمی‌کرد که جفت مقدر شده‌‌ش رو زمانی ببینه که برای اتحادِ دو منطقه، پا به اون اتاق برای مذاکره می‌ذاره! اما الههٔ‌ ماه و همینطور سرنوشت همیشه چیزی فراتر از تصورات رو برای گرگینه‌ها رقم می‌زنن...] ••••••••••••••••••••••• «به قلمروی من خوش اومدید آلفا.» «من به خاطر هیچ چیز،به جز صلح و متحد شدنِ منطقهٔ شمالی و جنوبی اینجا نیستم.» جونگ‌کوک آروم سری برای تأیید تکون داد، تُنِ صدای آلفا کیم، بم و کمی خشن بود. هر دو دست هاشون رو جلو آوردند و برای نشون دادنِ اتحاد با همدیگه دست دادند. در حینِ دست دادن چشم هاشون به هم خیره بود. ناگهان جونگ‌کوک چیزی حس کرد! یک پیوند بینِ خودش و اون؟ 🌪 ≘ کاپل↜ کوکوی 🌪 ≘ ژانر↜ بی اِل ٫ امگاورس ٫ اسلوبِرن ٫ فلاف ٫ روزمره ٫ کمی انگست ٫ اسمات 🌪 ≘ محدودهٔ سنی↜ NC_17 🌪 ≘ نویسنده↜ 𝖭𝗂𝗋𝖺𝗆 🌪 ≘ تعدادِ قسمت ها↜ 53+After Story 1+ After Story 2 🌪 ≘ وضعیت↜ [تکمیل شده | Completed] ↳Bᴇɢᴀɴ Wʀɪᴛɪɴɢ: 31 Jᴜʟʏ 2022 - Sᴛᴀʀᴛ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 9 Dᴇᴄᴇᴍʙᴇʀ 2022 Fɪɴɪsʜᴇᴅ Wʀɪᴛɪɴɢ: 23 Aᴘʀɪʟ 2023 - Fɪɴɪsʜᴇᴅ Uᴘʟᴏᴀᴅɪɴɢ: 7 Sᴇᴘᴛᴇᴍʙᴇʀ 2023
Young Daddy! by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 256,404
  • WpVote
    Votes 29,749
  • WpPart
    Parts 86
(completed) Couple: TaeKook, YoonMin, NamJin, HoMing(ㅋㅋ) Genres: Omegavers, Romance, Mpreg, Smut, Angst, Comedy بخشی از فیک: هارین نق زد: خودت گفتی هر وقت فهمیدم جفت هاجون اوپا کیه بهت بگم! و کل سالن غرق سکوت شد.... یونگی با عصبانیت گفت: هارین بسه دیگه مگه بهت نگفتم دروغ گفتن کار زشتیه؟ هارین: من دروغ نمیگم بابا خودم دیدم یونگی با لحن آرومتر هشدار داد: باشه دخترم تو راجب جفت درست متوجه نشدی منو مامان شب واست توضیح میدیم باشه؟ هارین بغل یونگی نشست و گفت: خودم میدونم دوتا گرگ جفت هم میشن یعنی چی یعنی عروسی میکنن و نی نی میارن مثه تو و مامان، مثه عمو کوکی و عمو تهیونگ، مثه عمو جینی و... . . قبل از شروع فیک حتما بخش توضیحات رو چک کنید❌