•شاید اگه مثل قبل خودکشی کنم شاید برای هر دومون بهتر باشه ولی این دفعه هیچکس حق نداره جلومو بگیره•
نام : یه فرصت دیگه
ژانر: دانشگاهی ، انتقامی ، خشن ، اسمات ، مافیایی
کاپل : تهنی ، لیزکوک
گاهی برای گرفتن انتقام، باید وارد تاریکیای شوی که سالها از آن فرار کردهای...
گاهی کسی که قرار است نابودش کنی، همان کسی میشود که آرامآرام قلبت را تسخیر میکند...
در دنیایی پر از راز، خیانت و زخمهای پنهان، جایی که حقیقت پشت پردهای از دروغ مخفی شده، یک قدم اشتباه میتواند همه چیز را تغییر دهد.
گذشتهای که فراموش نشده، دشمنانی که در سایه منتظرند و عشقی که نباید شکل میگرفت...
وقتی نفرت و علاقه در مرز باریکی کنار هم قرار میگیرند، دیگر نمیتوان فهمید چه چیزی واقعی است؛ انتقام یا احساس؟
اما بعضی عشقها قرار نیست نجاتبخش باشند...
بعضی عشقها آنقدر خطرناکاند که برای داشتنشان، باید تا مرز نابودی پیش رفت.
🌱 کامل شده 🌱
فکر میکرد خوشبختی وجود نداره!
فکر میکرد عشق معنی نداره!
فکر میکرد هیچ وقت قرار نیست طعم خوشبختی رو بچشه!
نمیتونست نگاه مثبتی به زندگی داشته باشه!
حق هم داشت...
هر کسی جای اون بود نمیتونست!
اما همیشه همه چیز ثابت نمیمونه...
اون تو اوج ناامیدی، امیدش رو پیدا کرد!
"احساس یک زندگی جدید🌱"
𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮 : 𝓽𝓪𝓮𝓷𝓷𝓲𝓮 / 𝓳𝓲𝓷𝓼𝓸𝓸
𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮 : 𝓕𝓵𝓾𝓯𝓯 / 𝓓𝓻𝓪𝓶 / 𝓐𝓷𝓰𝓼𝓽 / 𝓡𝓸𝓶𝓪𝓷𝓬𝓮 / 𝓼𝓶𝓾𝓽
هر روزشو نکبت بار شروع میکرد..
روزی نبود که بالشتش از اشک هاش خیس نشه..
دلش نمیخواست بمیره..
ولی زندگی کردن روهم دوست نداشت..
هیچ کس اونو درک نمیکرد..
و همین...بزرگترین مشکل اون بود..
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ|
• من رو یادت نمیاد؟!
راستش از اینکه اون روز توی بیمارستان نجاتت دادم پشیمونم،فکرشو نمیکردم اینقدر باهوش باشی...
ولی میدونی چیه؟
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنی تمام این خنده ها،شادی ها و لحظات محشری که با دوستات داری از بین میره...
راستی جیسو چطوره؟! روح کوچولوی من بالاخره تونسته با مرگش کنار بیاد یا نه؟
بهتره بیشتر باهاش وقت بگذرونی، چون میدونی باید از الان خودت رو برای مرگ نابهنگامت آماده کنی جنی!
به زودی دنبال تو هم میام کوچولوی باهوش!
فقط یکم دیگه با دوستات خوش باش...
لحظاتی سخت تر از خونه عروسکی در انتظارتونه!
امضا : شب ح آبی
خیلی جالب بود تو دنیایی که یاباید میمردی یا می کشتی ویا تسلیم میشدی وزندگی کردن بامرگ هیچ تفاوتی نداشت چه چیزی باعث می شد که انسانهابازهم برای ادامه ی زندگی تلاش کنن؟
این چه جورامیدی بودکه بهشون کمک میکردتااین زندگی که سرتاسرش روسیاهی و تباهی گرفته بود ادامه بدن؟
شاید یه شهر امن که تنها اسمش سرزبون ها بود وهیچکس نمیدونست که آیاواقعاچنین شهری وجودداره
کاراکتر های فصل اول
lisa
jung kook
Jennie
taehuyng
mark
sehun
کاراکتر های فصل دوم
jung kook
Jennie
lisa
taehyung
soobin
nancy
بعضی وقتا تازه میفهمی که چه چیز های ارزشمندی رو به خاطر غرورت از دست دادی .
و زمانی که اینو میفهمی ، میبینی که دیگه چیزی ازت نمونده .
و من اونو از دست دادم .
کاپل ها :
taennie
lizkook
jirose
jinsoo
#itzy
#everglow
#IU
#exo
#twice
#gidle
#2ne1
همه چیز شبیه به یه کابوس بود
کابوسی که فکر میکردم خیلی کوتاه به پایان میرسه ولی...
همه چیز فقط تصورات خودم بود و هیچ کدوم واقعیت نداشت
متاسفم ولی باید بگم راه فراری نیست😈✨
-قلعهنفرینشدهفصلاول🪐