باید بخونم
18 stories
COLORS | VKOOK-HOPEMIN by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 543,362
  • WpVote
    Votes 58,644
  • WpPart
    Parts 61
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
NOAH | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 239,219
  • WpVote
    Votes 20,989
  • WpPart
    Parts 54
Noah ❄ "لب‌هایم بوی دروغ میداد. اما تو کنار گوشم زمزمه کردی: باران را برقص! نگاه را بوسه بزن، خواب و رویا را نقاشی بکش... انگار که وظیفه‌ات، تنها شیفتگی بود!" writer: Olda couple: Vkook Genre: Drama, Romance slice of life, smut, sport
The Trap | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 612,513
  • WpVote
    Votes 51,120
  • WpPart
    Parts 46
𝐓𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐚𝐩 تله 🔖|• بین آدم‌هایی که با ماسک‌های روی صورتشون دور و اطرافش در حال رقص و شادی بودن داشت به دنبال شخصی به‌نام کیم‌ویکتور(تهیونگ) می‌گشت. مردی دورگه با چشم‌های فریبنده و تیله‌های آبی رنگ که قاچاقِ انسان انجام می‌داد! بازرس جئون قرار بود درآینده به عنوان یک پلیس مخفی به جای پسر عموی کیم‌ویکتور وارد عمارت رویایی اون مرد بشه تا بتونه برای به دام انداختنش مدرک کسب کنه، اما بازرس جئون از یک چیزی خبر نداشت، این که کیم‌ویکتور عاشقِ پسر عموش بود! Genre : 𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲,𝐒𝐦𝐮𝐭 Couple : 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 - 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 Writer : 𝐋𝐞𝐧𝐚 situation : 𝐅𝐮𝐥𝐥
ℕ𝕠 𝕋𝕚𝕞𝕖 𝔽𝕠𝕣 𝕃𝕠𝕧𝕖 by Brokeniceflower
Brokeniceflower
  • WpView
    Reads 6,221
  • WpVote
    Votes 895
  • WpPart
    Parts 14
Genre: comedy, drama, romance, smut, Omegaverse, mpreg Couples: Chanbaek, kaihun, kris & lay اون دوتا شخصیت داشت. درست مثل رنگ چشمهاش. یکی آروم و آبی، مثل آسمونِ پاک، و عاشق مثل موج دریا. دیگری سرخ، مثل زبانه‌های آتش و بی‌رحم. یک روز عاشق بود یک روز دل میشکست. یک روز فرشته‌ای دلسوز و صادق بود و روز بعد یک شیطان مغرور و جذاب. این پارادوکس زیبا، نقطه‌ی به دام افتادن من شد. و اون بعد از چشیدن طعم من، دیگه هوسم از سرش افتاد. حالا رویای بزرگتری داشت که باید طعم رسیدن بهش رو امتحان میکرد. منو با یه درد عمیق توی قلبم رها کرد... با یک خاطره از یک روز فراموش نشدنی. من موندم و تیکه‌ای از وجود هردومون. من موندم و...یه دنیا حسرت.🥀
Dust and Ashes  by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 4,408
  • WpVote
    Votes 748
  • WpPart
    Parts 20
بهشت و زمین ممکن است روزی به پایان برسند اما غم و پشیمانی جدا شدن از تو بی پایان است «bai juyi» زمانی که دربار پر از دسیسه، جنگ و حیله‌های اشراف و خواجه‌هاست، سرنوشت دو نفری را که سال‌ها از هم دور بوده‌اند، به هم نزدیک می‌کند؛ این بار با خشم و انتقام گذشته، مسیرشان دوباره به هم می‌رسد. ❄️فیکشن : Dust and ashes ❄️کاپل: چانبک ❄️ژانر: درام، تاریخی، عاشقانه ❄️محدودیت سنی: +18 ❄️وضعیت: درحال آپ
Wangxian- Yizhan one shots by FloconDeNeige_
FloconDeNeige_
  • WpView
    Reads 22,609
  • WpVote
    Votes 3,145
  • WpPart
    Parts 17
مجموعه ای از وان شات های وانگشیان و ییجان ~
CAVE OF MEMORIES  by 2027nia
2027nia
  • WpView
    Reads 58,840
  • WpVote
    Votes 8,991
  • WpPart
    Parts 102
*غار خاطرات* فکر کنم اولین نمونه فارسی ریکشن باشه این فقط یه روز عادی تو دنیای تهذیبگری بود...یا درواقع اینطور به نظر میومد؛ البته قبل از اینکه خواب آلودگی عجیبی به سراغشون بیاد و دنیا جلو چشمشون سیاه بشه.
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 84,316
  • WpVote
    Votes 19,730
  • WpPart
    Parts 43
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 26,838
  • WpVote
    Votes 4,466
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
𝐻𝑎𝑟𝑚𝑜𝑛𝑖𝑎. by LilaisLilaing
LilaisLilaing
  • WpView
    Reads 27,566
  • WpVote
    Votes 4,023
  • WpPart
    Parts 16
بکهیون ، امگای کتاب فروش با رایحه یاسمن ، که دورگه از یه مادر مراکشی و پدر کره ایه ، عاشق سکون زندگیشه. تنها آرزویی که داره حفظ این ریتم تکراریه، بدون هیچ تغییری. اما یه روز تو آخرای تابستون یه مرد درشت هیکل به کتابفروشیش میاد و تهدیدش می‌کنه اگه باهاش ازدواج نکنه به دولت خبر میده که غیرقانونی اینجاست و طبق قوانین برای امگایی مثل اون، برگشتش به کشور جنگ زدش حتمیه. بکهیون بیست و سه ساله هیچوقت نمی‌خواست امگای پارک چانیول بشه- آلفای سی و پنج ساله ی ارتشی که تنها چیزی که ازش دیده میشه اخم دائمیه بین ابروهاش و یه سایه سیاهه، سایه ای با رایحه عود بُرمه ای . ❦︎فیکشن : Harmonia ❦︎کاپل ها : چانبک ❦︎ژانر : امگاورس ، تریلر روانشناختی،رمنس ، درام ، نظامی، اسمات ❦︎محدودیت سنی :+18 ❦︎نویسنده : @liladiaries