باید بخونم
13 storie
Wangxian- Yizhan one shots di FloconDeNeige_
FloconDeNeige_
  • WpView
    LETTURE 22,232
  • WpVote
    Voti 3,133
  • WpPart
    Parti 17
مجموعه ای از وان شات های وانگشیان و ییجان ~
CAVE OF MEMORIES  di 2027nia
2027nia
  • WpView
    LETTURE 54,150
  • WpVote
    Voti 8,550
  • WpPart
    Parti 102
*غار خاطرات* فکر کنم اولین نمونه فارسی ریکشن باشه این فقط یه روز عادی تو دنیای تهذیبگری بود...یا درواقع اینطور به نظر میومد؛ البته قبل از اینکه خواب آلودگی عجیبی به سراغشون بیاد و دنیا جلو چشمشون سیاه بشه.
EGO di CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    LETTURE 28,776
  • WpVote
    Voti 6,354
  • WpPart
    Parti 21
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
Nyctophilia di MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    LETTURE 19,492
  • WpVote
    Voti 3,482
  • WpPart
    Parti 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)
𝐻𝑎𝑟𝑚𝑜𝑛𝑖𝑎. di Lilastoryteller
Lilastoryteller
  • WpView
    LETTURE 22,628
  • WpVote
    Voti 3,444
  • WpPart
    Parti 15
بکهیون ، امگای کتاب فروش با رایحه یاسمن ، که دورگه از یه مادر مراکشی و پدر کره ایه ، عاشق سکون زندگیشه. تنها آرزویی که داره حفظ این ریتم تکراریه، بدون هیچ تغییری. اما یه روز تو آخرای تابستون یه مرد درشت هیکل به کتابفروشیش میاد و تهدیدش می‌کنه اگه باهاش ازدواج نکنه به دولت خبر میده که غیرقانونی اینجاست و طبق قوانین برای امگایی مثل اون، برگشتش به کشور جنگ زدش حتمیه. بکهیون بیست و سه ساله هیچوقت نمی‌خواست امگای پارک چانیول بشه- آلفای سی و پنج ساله ی ارتشی که تنها چیزی که ازش دیده میشه اخم دائمیه بین ابروهاش و یه سایه سیاهه، سایه ای با رایحه عود بُرمه ای . ❦︎فیکشن : Harmonia ❦︎کاپل ها : چانبک ❦︎ژانر : امگاورس ، تریلر روانشناختی،رمنس ، درام ، نظامی، اسمات ❦︎محدودیت سنی :+18 ❦︎نویسنده : @lilanotes
LENORA ✧ di ByunHera6104
ByunHera6104
  • WpView
    LETTURE 43,640
  • WpVote
    Voti 6,167
  • WpPart
    Parti 50
خلاصه؛ وقتی دو روح زخمی به‌هم میرسن، اونجاست که عشق معنا پیدا میکنه... داستان عشق بین دو روحِ آسیب دیده، دو جسم و شخصیت کاملا متضاد... دو نفر که قهرمان و نور زندگیِ هم شدن. پارک چانیول، قهرمان ملیِ موتورسواری و بیون بکهیون، بهترین جراح آینده‌ی سئول. ✵✵✵ "من لنورام. اون اینطوری صدام میکنه و این رو حتی از اسمم هم بیشتر دوست دارم. اون قهرمانمه و میگه من نور زندگیشم. اما چندوقته که حالم اصلا خوب نیست... میشه... میشه لطفا بهش بگید ترکم نکنه؟ بهش بگید که اگه اینطوری بره، لنوراش برای همیشه خاموش میشه. من از تنهایی و تاریکی میترسم..." ✵✵✵ لنورا؛ به معنی باریکه‌ی نوری که در اعماق تاریکی نمایان میشه. ✨کاپل‌ها﹕چانبک ⋆ کایسو ✨ژانر﹕اکشن ⋆ انگست ⋆ رمنس ⋆ درام ✨محدودیت سنی: +18 ✨نویسنده﹕ Hera ✨ادیتور﹕Loey -برای اطلاع از روند آپ، در چنل زیر داخل تلگرام جوین بشید ❗ @VersionsOfCB
Freeze Frame di TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    LETTURE 32,812
  • WpVote
    Voti 6,820
  • WpPart
    Parti 42
بکهیون بلاگر برجسته و معروفی که تقریبا میشه گفت عزیزدل نصف مردم کره جنوبی‌ـه؛ برای اولین بار در یک روز بهاری و خنک، پارک چانیول مدیرعامل کمپانی ARKAIOS رو ملاقات می‌کنه. این دیدار شاید گذرا به نظر می‌رسید اما فقط تا زمانی که قلب بکهیون در همون قاب و حین لایو پیش مرد قدبلند مو مشکی گیر نمی‌کرد! 🍋☽ قـاب یخ‌زده Freeze frame ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، اسـمات، روزمره ⛮ نویسـنده: السـا
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ di fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    LETTURE 147,920
  • WpVote
    Voti 26,903
  • WpPart
    Parti 57
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
PINK SIN di nehanexoll
nehanexoll
  • WpView
    LETTURE 40,149
  • WpVote
    Voti 7,576
  • WpPart
    Parti 42
عنوان فیک:گناه صورتی _pink sin کاپل ها:چانبک_هونهان ژانر: رمنس_اسمات_ددی کینگ_ فلاف نویسنده: نیهان خلاصه چانبک: زندگی بکهیون درست از روزی بهم ریخت که دکتر پارک چانیول، با مادرش ازدواج کرد. مرد ۳۶ ساله مرموزی که بکهیون ازش متنفر بود. اما چی میشه اگه این تنفر به احساس ممنوعه‌ای تبدیل بشه که ریشش به بیست سال پیش برمیگرده. _ این انتقامه یا عشق؟ دکتر پارک؟ _ این فقط یه تاوانه ۲۰ سالست بکهیون. تاوانی که دلیل زندانی شدن تو توی دستای منه. خلاصه هونهان: لوهان بهترین معلم مدرسه خصوصی بیول توی سئول بود . اون آدم آروم و صبوری بود و زیاد با کسی صمیمی نمیشد و تنها چیزی که توی این مدرسه کوفتی عذابش میداد شکنجه ای به نام اوه سهون بود. اوه سهون.... شر ترین آدم مدرسه که فقط چون مدرسه مال پدرش بود همه ازش حساب میبردن. اما اون روی معلم آروم و مظلومش دست گذاشت
ՏεძucεƦ🔥 di Tedy_88
Tedy_88
  • WpView
    LETTURE 229,693
  • WpVote
    Voti 47,649
  • WpPart
    Parti 87
📚 عنوان: #اغواگر 🔥 #Completed 👬 کاپل‌ها: سکای، چانبک، شیچول 🔍 ژانر: ر‌‌ُمنس، فلاف، ددی کینک، اسمات ✒ نویسنده: تـــدی 🐻 خلاصه داستان ✍ فـقر به هـر قشری از جامعه فشارهای خودش رو میاره. ممکنه بعضیا کم بیارن و و بعضیا هم باهاش بجنگن، اما عده‌ای هم دست به تن فروشی میزنن...! پارک چانیول و کیم جونگین هم‌ اتاقی‌هایی بودن که برای گذر زندگیشون به این روش رو آوردن.. تاپ و باتمی که از بدنهاشون برای لـذت دادن به مشتریها.. بهترین استفاده رو میکردن. تا این که یک روز جونگین به تور مرد پولداری میخوره که باعث میشه باهاش قراردادی بـبنده.. و چانیول با پسری رو به رو میشه که وسـط کار همـه چیز رو رها میکنه.. این اتفاق مسیر زندگی هر دو رو تغییر میده. جونگین چطور قراره با اوه سهون که یک مرد وسواسیِ غیرقابل تحمل بود.. زیر یک سقف زندگی کنه؟ وقتی چانیول دوباره بکهیون رو پیدا کنه، آیا میتونه اینبار به تلافی قبل، اون پسر رو مال خودش کنه؟