Favorites
63 stories
Boy In The Basement [L.S] by eyasmin
eyasmin
  • WpView
    Reads 25,711
  • WpVote
    Votes 4,715
  • WpPart
    Parts 40
COMPLETED || EDITED THRILLER || PSYCHOLOGY / PSYCHOTIC AU - همه ما هيولا هستيم، فقط بعضي از ما ميتونن بهتر پنهانش كنن. انسان از خوبي حرف ميزنه اما از درون تشنهٔ قدرته! بدي رو محكوم ميكنه اما گناهان خودش رو توجيه ميكنه. بزرگترين جنايات رو افراد شرور انجام نميدن بلكه اون هايي مرتكب ميشن كه خودشون رو درستكار ميدونن. كسي كه مطمئنه ادم خوبيه، هر بي‌رحمي و خيانتي رو براي رسيدن به هدفش توجيه ميكنه و همين باعث ميشه از هر هيولايي خطرناك‌تر باشه! TW : خشونت جنسي - حبس . Mpreg Start: 17/09/402 End: 17/09/404 Word Count: 280,000 © : eyasmin
Forever (Larry Stylinson) by sima_jm
sima_jm
  • WpView
    Reads 481,130
  • WpVote
    Votes 50,950
  • WpPart
    Parts 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
Change My Mind~L.S [Completed] by gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Reads 125,710
  • WpVote
    Votes 17,681
  • WpPart
    Parts 63
"یکم صبر داشته باش، همه‌چیز تغییر میکنه..." "همه‌چیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..." "پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..." پابلیش مجدد کتاب کامل شده‌ی change my mind. نوشته شده در اول فوریه‌ی 2018. پایان، پنجم سپتامبر2018.
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 63,145
  • WpVote
    Votes 15,416
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
jackpot (L.S) [Completed] by mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Reads 85,293
  • WpVote
    Votes 11,108
  • WpPart
    Parts 48
"قمار فقط یه باتلاقه. کافیه گوشه ی پات بیوفته توش تا تورو تا عمق وجودت تو خودش خفه کنه زرنگ باشی دیرتر خفه میشی... احمق باشی زودتر..."
Anxiolytic [L.S] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 172,531
  • WpVote
    Votes 33,426
  • WpPart
    Parts 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
To the sweetness of your eyes 💛 | به شیرنی چشمانت 🍯 by lhm_bd
lhm_bd
  • WpView
    Reads 35,328
  • WpVote
    Votes 3,012
  • WpPart
    Parts 73
اولین بارے ڪہ دیدمت هرگز فڪرش را نمیڪردم تو همان ڪسے هستے ڪہ قرار است بعدها، بارها برایش بمیرم... محسن راننده ای که دل به جاده زده برای درآوردن پولی جهت رفع مشکلاتش و احمد پسری در تلاش برای فشار از دست خانواده اش و رسیدن به آنچه حق مسلم خودش میدونه... به نظرتون این دو نفر میتونن همسفرای خوبی برای هم باشن؟
¦ βesTial €ity ¦ by Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Reads 14,821
  • WpVote
    Votes 4,157
  • WpPart
    Parts 47
¦ Larry Stylinson Mystery Novel ¦ مستر دیر عزیز من از شما طلب بخشش دارم من نه قاتلم نه گناهکار و نه طعمه! من نه به شما, و نه به بستیآل سیتی تعلق ندارم! لطفا پوزش بنده رو بپذیرید و بنده رو به لندن برگردونید! خدمتگزار شما مستر بانی. هشدار:عزیزان این ففیک به دلیل کریپی بودن و شاید ترسناک بودن برای همه مناسب نیست! همچنین صحنه های خشن داره و خیلی نرم و لطیف نیست! ← ↓↑→ ← ↓↑→ ← ↓↑→ #1_larry #1_larrystylinson #1_Mystery #2_paranormal #2_teen #3_gaylove
Friends [L.S] by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 208,273
  • WpVote
    Votes 36,117
  • WpPart
    Parts 52
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]
•Fading• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 222,127
  • WpVote
    Votes 31,851
  • WpPart
    Parts 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°