«تو چیکارشی..پدرشی؟»
مرد با طعنه گفته و باعث شد تهیونگم پوزخند بزنه
«فکر نمیکنم اینقدر قیافم پیر بزنه که پدرش باشم اما...میشه گفت پدرشم...چون بعضی وقتا ددی صدام میکنه»
(¬_¬)ノ
وضعیت آپ:۲۳ هرماه(به اونوری)
کاپل:ویکوک
کاپل فرعی:سپ
نویسنده:اما و آندیا
ژانر:رومنس،زندگی روزمره،کمی فان،اسمات..
[ شیطان پرادا میپوشد. ] پایان یافته
ژانر : رمنس/ انگست / فانتزی / سوپرنچرال / اکشن / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین
"این چرخهی تکراری تا ابد ادامه داره و درمان عشق نافرجامی که هر روز و هر روز بهت یادآوری میشه، دست نیافتنیه! برای همینه که عشق برای ما درست نیست، ما نمیمیریم تهیونگ؛ هزار سال من رو حبس کن و من هزار سال و یک روز دیگه میام و میبوسمت. پس اگه میخوای قیدم رو بزنی باید من رو بکشی."
-
عشق بین یک شیطانِ پرادا پوش و رییس مافیا بینهایت غیرقابلباوره؛ ولی اتفاق افتاده... یا شاید این هم یک بازی دیگه بود؟
-Kooktae(BTS)
-Minsung(SKZ)
- کارآگاه جئون جانگکوک و کارآگاه کیم جین در پی حل پرونده قتل دکتر کیم و همسرش هستند که با فرزند آن ها " کیم تهیونگ " دانشجوی پزشکی سئول آشنا میشن.
اما کارآگاه جئون این فرصت رو پیدا میکنه تا کیم تهیونگ واقعی رو بشناسه و بتونن باهم پرونده قتل پدر و مادرش رو حل کنن؟!
- هان جیسونگ و لی مینهو ، هم اتاقی های خوابگاه دانشگاه که هیچ چیز غیر از دعوا و بحث باهم ندارن ، اما ممکنه ورق طور دیگه ای برگرده؟!
#kooktae #kookv #minsun #lgbt #gay #bts #taekook #vkook #straykids #kill #kiss #smut ⛔
سکس....
فقط برای رفع نیاز جنسیه؟
اوه البته که نه!
من از کنار تو بودن لذت می برم
از لمس شدن توسط تو!
از گرمای بدنت
از حس خوبه ترکیب صدا هامون داخل هر مکانی !
Couple :
Kookv
Vkook
Yoonmin
Minyoon
Namjin
Jinmin &...
لوسیفر 666
زوج:کوکوی
ژانر:تخیلی ترسناک🔞اسمات دارک
تهیونگ:من دوباره اونو پادشاه جهنم میکنم حتی اگه کل بهشت و به آتیش بکشم
فصل اول تموم شد
فصل دوم هم به زودی آپ میشه با اسم Lucifer
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه!
⛓چیزی که جونگکوک نداره...
----------------------------
- پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم!
+ تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک...
---------------------------
+ وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟
جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد
- میگم نَسَخِتم...
ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام
کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
_ فکر کنم یه اشتباهی شده آخه یعنی چی"تبریک میگم شما حامله ای"؟
+شما آروم باشین یه لحظه
_تازه اونم از کی؟؟ این احمق؟؟
+تست تعیین هویت ثابت کردن که بچه تو شکم شما از اقای جئون هستش
_مطمئنم یه اشتباهی شده عقل آدم سالمم میفهمه همچین چیزی ممکن نیست شما دیوونهاین همتون دیوونهاین
در واقع اونی که دیوونه شده منم
کیم تهیونگ امگای ۲۰ ساله.
راستش این اتفاق خیلی غیر منتظره نبود بعد از اینکه بارها باهم خوابیده بودیم
منظورم از 'باهم' خودم و جئون جونگ کوک هستش
رابطه ما بخاطر خانواده هامون شروع شد و قرار بود به نفع هردو طرف باشه
ولی بعید میدونم این تصمیم به نفع کسی باشه
درست تر بگم تصمیمشون یه اشتباه محض بود!
تصمیمشون باعث ضرر جبران ناپذیری شد
اما این تصمیم بیشتر از همه به ضرر من شد...
چون عاشقش شدم!
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبیـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره.
______________________________________
"انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقکهای بهاری به سرعت از توی هوا میگذشتن و اگه میخواست اونها رو بگیره و مزه مزهشون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد."
- اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم!
- بو کن منو، بوی تورو میدم...
- بوی - تورو - می - دم.
ژانر : انگست،رمنس،روانشناختی ،اسمات،معما یی
کاپل : کوکوی
نویسنده : Humoon (سارای)
ردهی سنی : 14+
_ با الهام گرفتن از افسردگی
شروع : 1400/09/10
پایان : 1401/05/19