the best harry tops
10 story
The Alpha's Omega (Persian Translation) بقلم Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    مقروء 101,095
  • WpVote
    صوت 16,287
  • WpPart
    أجزاء 33
کتاب اول - عاشق هیولایی مثل اون بودن باعث میشه تا به سلامت عقل خودت شک کنی. [Persian Translation] Original story by @shtyles
Enter the Rose Garden بقلم angelichl
angelichl
  • WpView
    مقروء 393,102
  • WpVote
    صوت 13,340
  • WpPart
    أجزاء 10
Soft heats make omega Louis clingy. Alpha Harry comforts him. (a/b/o dynamics, friends to lovers, falling in love, cuddling)
+21 أكثر
The Bet - L.S. (Omega!Louis Alpha!Harry) ✔ بقلم HoldinOnToDaylight
HoldinOnToDaylight
  • WpView
    مقروء 1,023,849
  • WpVote
    صوت 35,111
  • WpPart
    أجزاء 37
{Completed; 14.11.2018} Louis is omega. That makes him one of the lowest of the werewolf ranks. With being an omega comes obeying basically every beta, but especially alpha. Not for Louis though. He doesn't cave in if an alpha uses his alpha-voice. Yes, he flinches, but his head is held high and he just walks away with a shake of his head. Harry is an alpha. Meaning he is on the top of the werewolf ranks. Everyone listens to him, bot just because he is an alpha, also because he is absolutely stunning. Green eyes, brown, long curls. Everyone hopes by throwing themselfs infornt of his feet that they get a chance to mate the pretty alpha. What will happen when Louis moves and Harry and his alpha friend Zayn make a bet that Harry has to bring the omega to submit to him? Will Louis cave in or will he walk out of the school year with his head held high? Highest Rankings: #13 in larry #27 in larrystylinson #1 in omegalouis #1 in alphaharry #2 in abo
True Mates [L.S] بقلم blouten
blouten
  • WpView
    مقروء 26,129
  • WpVote
    صوت 4,498
  • WpPart
    أجزاء 13
[Persian Translation] [complete✔] لویی تاملینسون، بدترین امگایی هست که هر کس به چشم دیده. اون امگایی هست که خودش رو‌ موظف به تسلیم شدن و اطلاعت کردن از بقیه نمی‌بینه، و به نوعی اون توانایی مقاومت در برابر دستوراتِ تقریبا هر فردی رو داره. هری استایلز پسری که از زمان تولدش یه آلفای واقعی بوده، اون به زودی میتونه جایگاه پدرش رو دریافت کنه، دقیقا به محضِ اینکه جفت شود. اما چه اتفاقی رخ میده اگر هری یقین داشته باشه که لویی جفتِ حقیقیش هست؟ و چه اتفاقی می‌افته اگر لویی نخواد با اون جفت بشه؟ یا اینکه در طرف دیگر، جایی که هری و لویی عاشق همدیگر هستند ولی تمام تلاششون رو میکنن تا اون رو نشون ندن؟ جایی که لویی از هری دوری میکنه، در حالی که بقیه افراد به آلفاهاشون احترام میزارن؛ در این زمان هری نیز سعی میکنه خودش رو به لویی نزدیک نکنه تا به تصمیمات اون پسر احترام گذاشته باشه. ژانر : امگاورس، عاشقانه، دبیرستانی #1 - shortstory #1 - harrytop #1 - louisbottom #2 - teenagers #3 - werewolf
baby doll  |  Persion Ls بقلم iris_91
iris_91
  • WpView
    مقروء 39,120
  • WpVote
    صوت 3,200
  • WpPart
    أجزاء 14
| Larry stylinson version | | Persion translation | ❌ Warning ❌ 🏳️‍🌈 BDSM & Kinky smut & manxboy 🏳️‍🌈
Different (L.s) (completed) بقلم Larryfanfic_HL
Larryfanfic_HL
  • WpView
    مقروء 175,199
  • WpVote
    صوت 19,844
  • WpPart
    أجزاء 99
+اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده
Baby Heaven's In Your Eyes [L/S: Persian Translation] بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 97,276
  • WpVote
    صوت 10,346
  • WpPart
    أجزاء 25
[OnGoing] بیشتر از این نمیتونست تفاوتی بینشون باشه. لویی تاملینسون ۱۷ ساله که آخرین سال دبیرستانش رو تو معتبر ترین مدرسه غیرانتفاعی دانکستر میگذروند.اگه تنها یک چیز باشه که اونو به شدت آزار میده,قطعا مدرسه ی سطح پایینِ دولتیِ خیابون روبرویی هست. هری استایلز ۱۹ ساله,کسی که درحال گذروندن آخرین سال دبیرستانش تو مدرسه دولتی دانکستر هست.اون هیچوقت سره کلاساش حاضر نمیشه و اگرم به خودش این زحمتو بده,یا مسته یا های,بعضی وقتا هم جفتش.پوست بدنش پر از تتوعه و اگه تنها یک چیز باشه که اون ازش خیلی متنفره,اونم بچه های پر افاده و سوسول مدرسه غیر دولتیِ خیابون روبروییه. یا جور دیگش اینه,جایی که هری پسر بد و به فاک رفته با کلی مشکل تو زندگیش,لویی پسر پولدار فوق العاده و خوشبخت,که مدرسه هاشون دقیقا روبروی همدیگن.اونا تو یه پارتی باهم آشنا میشن و شاید این آخرین و تنها چیزیه که بهش احتیاج دارن.
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,308,953
  • WpVote
    صوت 303,313
  • WpPart
    أجزاء 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Our Destiny (L.S) بقلم Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    مقروء 1,171,771
  • WpVote
    صوت 128,363
  • WpPart
    أجزاء 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 632,525
  • WpVote
    صوت 88,760
  • WpPart
    أجزاء 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....