اگه فرصت کردم یه نگاهی بهشون میندازم🤡💛
20 stories
« نفوذ به قلب شیطان » by bookravena
bookravena
  • WpView
    Reads 384
  • WpVote
    Votes 49
  • WpPart
    Parts 20
نیویورکِ شب‌های بی‌رحم، جایی که هر چراغ تاریکی را روشن می‌کند و هر سایه تهدیدی از گذشته است. ساینا، زنی که به قدرت و کنترل زندگی‌اش قسم خورده، وارد بازی مرگباری می‌شود که نمی‌داند از کجا و چگونه آغاز شده. دو مرد از دوران کودکی‌اش-کلاریس، مردی با چشم‌های آبی یخ‌زده و رازهایی که قلب سرد ساینا را به لرزه درمی‌آورد، و رائن، پسرعمویی که پشت نقاب دوست، نقشه‌ای شوم برای نابودی‌اش دارد-دست در دست هم، بازی‌ای خطرناک را شروع کرده‌اند. ساینا باید بین وفاداری و خیانت، عشق و انتقام، حقیقت و فریب تصمیم بگیرد، جایی که هر اشتباه ممکن است پایان همه چیز باشد. در این نبرد تاریک، تنها کسی برنده است که بتواند بر قلب شیطان نفوذ کند... یا خودش به شیطان تبدیل شود
🚪𝐈'𝐦 𝐃𝐲𝐢𝐧𝐠, 𝐁𝐮𝐭 𝐃𝐨𝐧'𝐭 𝐋𝐞𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞🔑 by kimyooae3
kimyooae3
  • WpView
    Reads 4,416
  • WpVote
    Votes 251
  • WpPart
    Parts 18
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞] 《وارد یکی از بار ها شدم که بالاخره دیدمش!.. مثل دیونه ها داشت با یه مشت دختر بازی میکرد و مینوشید... بنظر خیلی مست میومد! آروم وارد اونجا شدم ولی بوی بدش باعث میشد حالم بد بشه!! *** اون محکم یقه لباسمو توی دستش گرفت و آروم گفت: شوگا... (خندید) شوگا مُرد! همون روزی که نویا مُرد!.. خشکم زده بود و از ترس نمیتونستم نفس بکشم~》 اسم داستان: من میمیرم ولی تو منو ترک نکن💛 شخصیت های اصلی: مین یونگی، نویا، کیم تهیونگ کاپل: استریت (دخترپسری) یونگی، نویا جیمین، آیو جیهوپ، نیرو جانگ‌کوک، هارا ژانر: درام، عاشقانه، روزمرگی، ماجراجویی، RPF نویسنده: قلم یوآ وضیعیت: پایان یافته روز های آپ: _ تعداد پارت: ۱۵ ༆🥂⇝ تاریخ شروع: ۱۱/۱۱/۱۴۰۱ تاریخ پایان: ۲۹/۴/۱۴۰۲ ₁₁#_درام
Gray | Jenlisa, Chaesoo  by Adoifah
Adoifah
  • WpView
    Reads 9,382
  • WpVote
    Votes 1,452
  • WpPart
    Parts 14
"لالیسا، به معنای پرستش شده" لبخند زیبایی کنج لب هاش رنگ گرفت و موهای مشکی رنگِ زن رو نوازش وار پشت گوشش فرستاد. "و تو از هر الهه ای پرستیدنی تری!" خلاصه : از ازدواج دو زنی که در کنار دخترشون زندگی زیبایی داشتن، زمان زیادی می‌گذشت. اما یه اتفاقی میوفته که دیگه هیچی مثل گذشته نبود؛ می‌دونی، همه چی خاکستری شده بود بدون وجود ذره ای رنگ. Couple : Jenlisa, Chaesoo Sub Couple : Michaeng (Twice) Genre : Dram, Romance, Smut, Angst Writer : Adefah.
I CAN'T || taennie || by singularity066
singularity066
  • WpView
    Reads 7,178
  • WpVote
    Votes 960
  • WpPart
    Parts 21
از همه متنفرم ! از همه ی کسایی که باعث شدن اینجوری بشم متنفرم ! از خودم هم متنفرم ...
Black Devil  by NiNi22_22
NiNi22_22
  • WpView
    Reads 4,874
  • WpVote
    Votes 884
  • WpPart
    Parts 29
شیطان هایی با نقاب انسان‌‌🥀 mistress of the devil ⭑Black angel⭑ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄 𝑨𝒅𝒗𝒆𝒏𝒕𝒖𝒓𝒆 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 : 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚 𝑺𝒂𝒅 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒕𝒂𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 𝒓𝒐𝒔𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌 Chapter One : 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 🥀🍷 به دختری که با لبخند به نمای شهر نگاه میکرد،زل زد . جنی کاپ شرابشو نزدیک لبش نگه داشته بود -ولی تو هنوز شیطان رو باور نمیکنی؟ جنی تک خنده ایی زد - من ۷ ساله که کاراگاهم .پرونده خیلی از شیطان پرست هارو بستم ، ولی الان خودم بغل دست یکیشون نشستم تهیونگ کمی اخم کرد +تو فکر میکنی من شیطان پرستم ؟ -نیستی؟...عاا..گاد...یعنی خوده شیطانی؟ تک خنده ایی زد- مسخرست +اما من توی دنیای خودم شیطان بودم... -پس چرا به دنیای خودت برنمیگردی؟ قلب لوسیفر با گفتن این حرف کاراگاه پودر شد یعنی ایندفعه داشت توسط انسانی که قبلشو توی مشت گرفته بود،رونده میشد؟ اون وقتی که توسط مادرش به خاطر سجده نکردن رونده شد به اندازه زخمی شده بود جنی با صدای موبایلش از جا بلند شد و از لوسیفر دور شد تهیونگ زیر لب گفت- ولی من نمیتونم زمین رو بدون تو ترک کنم دتکتیو! همونطور که نتونستم بهشت رو بدون مادر و و برادرم ترک کنم کاپل:تهنی،رزکوک
𝗧𝗿𝗼𝘂𝗯𝗹𝗲-𝘽𝙡𝙖𝙘𝙠𝙩𝙖𝙣 by NiNi22_22
NiNi22_22
  • WpView
    Reads 4,011
  • WpVote
    Votes 487
  • WpPart
    Parts 8
دوستانی با دل های به هم پیوسته 𝑻𝒓𝒐𝒖𝒃𝒍𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒕𝒂𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆.𝒋𝒊𝒏𝒔𝒐𝒐.𝒍𝒊𝒛𝒌𝒐𝒐𝒌.𝒓𝒐𝒔𝒎𝒊𝒏.𝒏𝒂𝒎𝒔𝒐𝒐 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 پاهاشون رو توی ماسه های نرم فرو کردن و به اقیانوسی که حالا اروم شده بود زل زدن الان احساس آرامش داشتن و خوشحال بودن بعد از شنیدن کات اروم از هم جدا شدن و به سمت فیلمبردار ها رفتن تِدی با خوشحالی گفت-مستند in the soopبلکتن آماده ی بخشه جیسو لبخندی زد و به اعضا نگاهی انداخت شاید سفر کردن با دو گروه ایدل فکر بدی نبود به جیمین رزی که در حال لاو ترکوندن بودن زل زد و چشماشو توی حدقه چرخوند و بعد و تهیونگ جنی که دنبال سگاشون توی دریا بودن نگاه کرد با صدای داد جانکوک و دیدن لیسا که شیر موزشو گرفته خندید و حالا اون اینجا بود بین دو گروه بزرگ و بین دوستایی که الان کنارشون آرامش داشت! 𝑷𝒍𝒆𝒂𝒔𝒆 𝒂𝒅𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆
𝙏𝙝𝙚 𝙩𝙧𝙪𝙨𝙩_𝙩𝙖𝙚𝙣𝙣𝙞𝙚 by NiNi22_22
NiNi22_22
  • WpView
    Reads 1,653
  • WpVote
    Votes 225
  • WpPart
    Parts 10
علت نابودی ، اعتماد💣🐈‍⬛ 𝑫𝒐𝒏𝒕𝒕𝒓𝒖𝒔𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝒋𝒊𝒏𝒔𝒐𝒐 𝒕𝒂𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏:𝒇𝒊𝒓𝒔𝒕 𝑷𝒍𝒆𝒂𝒔𝒆 𝒂𝒅𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆 __ دست های خواهرشو فشار داد و با مهربونی گفت: جنی،دنیا پر از آدمای مکار و خطرناکه برای حفظ جون و روح و جسم خودت بهتره به هیچکدومشون اعتماد نکنی..حتی به منی که خواهرتم! جنی به چشمای رزان زل زد و سری تکون داد ! رزان لبخند ملیحی زد و جنی رو توی آغوش گرفت و بعد برای عوض کردن جو گفت:آیرین حالش چطور بود؟...روحش در آرامشه نه؟ جنی بغضشو قورت داد و سری تکون داد با خودش فکر کرد یعنی امکان داره آیرین توسط کیم تهیونگ دار و دستش به قتل رسیده باشه؟؟؟ کاپل:تهنی،لیزکوک،جینسو 𝑷𝒍𝒆𝒂𝒔𝒆 𝒂𝒅𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆
Freedom | TaeLice by itzlalisair
itzlalisair
  • WpView
    Reads 214
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 1
-I just want freedom! -Go! -Why? -You'll not find it here... -Name: Freedom -Genre: Action -Characters: Lisa, Taehyung -Couple: Taelice -Up Time: Unknown -Writer: Victoria
Squid Game II by itzlalisair
itzlalisair
  • WpView
    Reads 864
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 3
بازیکنان توجه کنید❗ با اعلام چراغ سبز 🟢 میتونید حرکت کنید 🏃‍♀️ و به محض شنیدن چراغ قرمز 🔴 باید بایستید 🧍 سپس با کوچکترین حرکتی؛ حذف خواهید شد! 🔫 تکرار میکنم 🎭‼️ بسیار خب! بازی رو شروع میکنیم...💯🏟️ #squidgame -Name: Squid Game II -Genre: Action -Characters: Gi-hun, Trix Erixon, kang Cheol, Jun-so, Ga yung and Sang woo's Mother ... -Couple: Taelice and Unknowns -Up Time: Unknown -Writer: Victoria
The Sun Trangitel by itzlalisair
itzlalisair
  • WpView
    Reads 1,018
  • WpVote
    Votes 235
  • WpPart
    Parts 8
-من اصلا دنبال تاج و تخت نبودم! ولی همه چیز به طوری رقم خورد که از همه متنفر بشم! -چی باعث شد تنفرت انقدر زیاد بشه؟ -پادشاه از همون اول بین ما تبعیض قائل می‌شد... -خب؛ اون پدرته! چرا اونو با این اسم خطاب نمی‌کنی؟ -پدرا معمولا بچه هاشونو نمیندازن سیاهچال، تا بپوسن!... #thesuntrangitel -Name: The Sun Trangitel -Characters: Unknowns -genre: Historical fiction -writer: Victoria -Up Time: Unknown