ziam ❤️💛
29 cerita
Violet♡[Ziam] Season 1 Completed oleh ngra20
ngra20
  • WpView
    Membaca 162,322
  • WpVote
    Vote 22,064
  • WpPart
    Bab 92
بقراط میگه هر آدمی یکی از رنگ های آبی، قرمز، سبز یا زرده اما من میگم تو ویولتی... زیباترین تناژ بنفش💜 "اگه روحیه حساسی دارید خوندن این بوک رو بهتون پیشنهاد نمیکنم" آپ نامنظم
Car Lover [Z.M]~[completed] oleh ngra20
ngra20
  • WpView
    Membaca 343,591
  • WpVote
    Vote 42,464
  • WpPart
    Bab 56
معشوقه های اون پسر ماشین ها بودن اما از کجا میدونست میل به دست آوردن اون ال وی ان تک ساخت قراره به کجاها بکشونش؟ #1 - fanfiction #1 - ziammayne
THIRST oleh dina_sw_
dina_sw_
  • WpView
    Membaca 6,866
  • WpVote
    Vote 1,401
  • WpPart
    Bab 4
یکی تشنه خون دیگری تشنه اون این داستان شامل صحنه هایست که ممکن است برای همه مناسب نباشد⚠️ •zayn top
THE OCEAN MYSTERY  /ziam/ oleh Alice_cn
Alice_cn
  • WpView
    Membaca 59,571
  • WpVote
    Vote 12,476
  • WpPart
    Bab 52
[Completed] "پیکسی؛ پری چهره ای که در زیر نور ماه می رقصد " . . +بهت گفته بودم دیگه دنبالم نگرد؛ دنیای تو برای من زهره _و من به حرفت گوش نکردم زِد چون تو برای من خود مرهمی
The Wedding Date [ Persian Translation ] oleh themaniro
themaniro
  • WpView
    Membaca 57,297
  • WpVote
    Vote 10,545
  • WpPart
    Bab 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
Never Again [Ziam] oleh mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    Membaca 257,781
  • WpVote
    Vote 27,776
  • WpPart
    Bab 73
- when ? - I don't know - maybe later ? -No, never again ------------- - didn't you say never again? - No , not gonna lose you again - but no , never again! **** -کی ؟ - نمیدونم - شاید بعدا ؟ - نه ، هیچوقت دیگه ---------- - مگه نگفتی هیچوقت دیگه ؟ - نه دیگه از دستت نمیدم - اما نه ، هیچوقت دیگه .
+8 lagi
Yellow&red {Z.M}{completed}  oleh zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Membaca 135,361
  • WpVote
    Vote 14,313
  • WpPart
    Bab 74
Ziam Good story 🙂💛❤ زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره! یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
far from love [Z.M]°•°[L.S] oleh sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    Membaca 112,985
  • WpVote
    Vote 17,088
  • WpPart
    Bab 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
ALEKTO [ziam] oleh mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    Membaca 692,974
  • WpVote
    Vote 88,825
  • WpPart
    Bab 83
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
fool for you(book2&3) (ziam) oleh setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Membaca 207,976
  • WpVote
    Vote 32,071
  • WpPart
    Bab 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود