I Wanna Read Them?!
19 Geschichten
Helpless von mawni_o
mawni_o
  • WpView
    GELESEN 421,490
  • WpVote
    Stimmen 49,928
  • WpPart
    Teile 48
" کامل شده" +کوکو.. _هوم؟! به کوک که یه دستش روی فرمون بود و دست دیگش که دستشو گرفته بود و روی دنده بود نگاه کرد +من بوی تورو میدم.. _چی بیب؟ با تعجب به ته نگاه کرد و دوباره نگاهشو به جاده مقابلش داد + یه جایی خونده بودم هرکسی موقع مرگش بوی جایی یا کسی رو میده ک خیلی دلتنگشه یه لبخند محو زد و به درختایی که به سرعت از کنارشون رد میشدن نگاه کرد _من وقتی بمیرم بوی تورو میدم . . . __________________________ Couple :kookv,yoontae
𝑴𝒚 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑰𝒔 𝑲𝒊𝒓𝒂 von sheri326
sheri326
  • WpView
    GELESEN 88,817
  • WpVote
    Stimmen 11,406
  • WpPart
    Teile 44
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: #My_name_is_kira Couple: vkook/kookv Genres: action smut horror drama... story by #sheri Telegram channel: Everythingaboutbtss up time: Full / season one and season two "-من هرچیزی که بخوام رو به دست میارم ... این بار هدفم تویی..." -------------------------------------------------------- داستانی متفاوت از قاتلی بی رحم و ماموری مخفی! چه اتفاقی می افتاد که اگر انتقام رنگش رو به عشق میباخت؟
COLORS | VKOOK-HOPEMIN von V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    GELESEN 501,701
  • WpVote
    Stimmen 55,890
  • WpPart
    Teile 60
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
| 𝗛𝗲 𝗶𝘀 𝗺𝘆 𝗣𝗲𝘁𝗿𝗶𝗰𝗵𝗼𝗿 | ⱽᵉʳˢ von Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    GELESEN 627,842
  • WpVote
    Stimmen 59,235
  • WpPart
    Teile 53
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - احمق تو پسرعمه‌ی منی! - ولی هیچ پسردایی‌ای زبونشو تو حلق پسرعمه‌ش فرو نمی‌کنه، هیچ پسردایی لعنتی‌ای نمی‌تونه تو همون حرکت اول نقطه‌ی فاکینگ لذت پسرعمه‌شو پیدا کنه!" ''' - جونگ‌کوک، ما مریضیم؟ - نه تهیونگ، من مریضتم. «عشق نامتعارف بین دو اُمگا در خانواده‌های هم‌خون و جامعه‌ای کاملا پایبند به سنت» - پی‌دی‌اف فول پارت رو می‌تونید از چنل بردارید. 🗨 تلگرام : @cityofcrazypeople . . . ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝗏𝗄𝗈𝗈𝗄 / 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏 [𝗏𝖾𝗋𝗌] 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌، 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖲𝗆𝗎𝗍، 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍، 𝖲𝗈𝖼𝗂𝖺𝗅 𝖼𝗋𝗂𝗍𝗂𝖼𝗂𝗌𝗆. 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
INRED | VKOOK von V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    GELESEN 1,247,492
  • WpVote
    Stimmen 86,508
  • WpPart
    Teile 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
Cut out all the ropes | Kookv/Vkook | Completed von V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    GELESEN 104,792
  • WpVote
    Stimmen 13,222
  • WpPart
    Teile 19
Cut out all the ropes Writer: aeterisks Translator: Shiva Main Couple: Kookv/Vkook Genre: Romance. Smut این کار فقط ترجمه شدست و تمام حق و حقوق نویسنده محفوظه 🌸
ℂ𝕣𝕠𝕨𝕕𝕤 𝕠𝕗 𝕔𝕣𝕠𝕨𝕤 |𝕍𝕂𝕆𝕆𝕂| von namaahmirotichi
namaahmirotichi
  • WpView
    GELESEN 884
  • WpVote
    Stimmen 124
  • WpPart
    Teile 3
«به زودی» حوالیه شروع دهه‌ی ۹۰ میلادی... زمانی که هیچ چیز کرم-قهوه‌ای و سیاه-سفید نبود! برعکس، همه چیز بیش از حد رنگی بود. صدای آهنگ های بانی ریت، متالیکا، ایمی گرنت دیوار هایی که پر شدن از رد اسپری و شهرای براق شده از تابلو های نئون، ماشینای اسپرت رنگی، آرکید گیم و کلوب های مختلف، دراگ های غیرقانونی و دیسکو هایی که تمام طول روز پر از جمعیت تینیجرها بودن! اینجا هم داستان یه گوشه از همون دهه‌ی لعنتیه... جایی که تصویر لبخندا رو باید توی کاست های vhs محفوظ میکردن. [سال ۱۹۹۱ میلادی] 🕰 «...و تو میخوای گناه کنی؟!» «اوهوم، قراره بگم آره!» «پس...یعنی از خدا.. نمیترسی؟» «اون؟! خب، میتونه منو نبخشه، بعدم بفرستتم به جهنم... ولی چه اهمیتی داره اگه قراره بهشتو با تو اینجا تجربه کنم؟ من طعم سیب عشقتو هرطور شده مزه میکنم؛ بالاخره که تو یکی از این دنیا ها باید برای خودم داشته باشمت!»
GODDESS UNDER THE DUST OF C.A▪️VKOOK▪️ von namaahmirotichi
namaahmirotichi
  • WpView
    GELESEN 26,323
  • WpVote
    Stimmen 3,456
  • WpPart
    Teile 37
بهای انتخاب آدمی به اشتباه، پرداختن 'خود' است... حالا؛ سر انجام اشتباهی که از من و تو، برای من، یک بت پرستیدنی از 'ما' ساخت چه میشود؟! سرانجام من چه میشود. ⚠️پارت های این فیک طولانی، و روند کلی کنده Age restriction due to offensive words, obscene language and acute psychological issues as well as sexual issues-🔞- Couple: Vkook-main couple Genre: Psychology ▫️ love triangle▪️ Political▫️ romance▪️ angst▫️ drama▪️ dark▫️ smut▪️ زمان آپ: نامشخص
Paranoia von sunflower_ir
sunflower_ir
  • WpView
    GELESEN 143,811
  • WpVote
    Stimmen 14,632
  • WpPart
    Teile 25
حالا دیگه دنبال تو نمی‌گردم. شاید اگر دستم رو دراز کنم بتونم خیالِ بودن با تو تا ابد رو بردارم و بذارمش همون جایی که می‌خوام، زیر اون تک درخت. ولی الان تقریبا دو سال میگذره...تو رفتی و رقصیدن با تو، توی اون دشت پر از گل های زرد، خام ترین خیال من باقی میمونه. واسه همیشه.✨ . . . . . Couples : vkook , jikook , yoonmin
Cardigan von esamsam
esamsam
  • WpView
    GELESEN 6,925
  • WpVote
    Stimmen 1,531
  • WpPart
    Teile 16
آب و هوای شرجی. صدای واضح امواج دریا. کسی کنارم ایستاد و درمورد چیزهایی که نمی‌خواستم بشنوم، توضیحاتی داد. نگاهم جای دیگه‌ای بود. بخاطر همین حتی متوجه هم نشدم که کدوم یکی از اهالی این خونه، در چوبی اتاق زیرشیروانی رو برام باز کرد. قبل از اینکه من رو به حال خودم تنها بذاره، دستش رو گرفتم و پرسیدم:«توهم می‌شنوی؟». تازه اون موقع بود که نگاهم بهش افتاد و فهمیدم که تمام این مدت کنار پدربزرگم ایستاده بودم. مِن و مِنی کرد و با چشم‌های باریک شده، متقابلاً ازم پرسید:«صدای چی رو؟». با دست آزادم به پنجره اشاره زدم و گفتم:«صدای امواج دریا؛ توهم می‌شنوی؟». دهنش رو چندبار باز و بسته کرد. انگار از بیان افکارش مطمئن نبود. در نهایت، با ملایمت دستش رو از دستم جدا کرد و درحالی که ازم دور می‌شد و به طبقه‌ی پایینی می‌رفت، ناامیدانه جوابم رو داد:«ما حداقل یک کیلومتر با ساحل فاصله داریم، کدوم صدای موج؟» 🌻 کاپل: کوکوی ✨ ژانر: انگست_ درام 🌻 وضعیت: درحال آپ