FIRST LOVE
❝ you're my first love. ❞ a taegguk fanfiction. ©solarkoo 2019
Newly hired makeup artist, Jungkook, is now being picked on by the six members of BTS. Jungkook let these all happen, but he won't let it happen forever...
in which Jeongguk writes a note for his best friend everyday for a year until they have to part. "Why are you mad at me, Jungoo? Did i do something to upset you?" his best friend took his hand into his own, heart hurting at the gesture. "I can't tell you, it could ruin everything." Top!Taehyung Bottom!Jungkook ♡cover...
"Straights" Taehyung and Jungkook were dared to do 7 minutes of heaven, and things happened unexpectedly.
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطهمون بهوجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنهست پس اگه این ورژن که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتم...
the unspired, the inspired & the inspiration yoonkook, jinkook, vmon & jihope completed 2016
«کامل شده» «فیکشن ترجمه ای» «همه فکر میکردند جونگکوک به دلیل داشتن سیکس پک و دیک بزرگ یک تاپه» و در آخر مشخص شد اون کسیه که به فاک میره ؛) VKOOK AU کاپل:ویکوک ژانر:تکست چت،اسمات،روزمره،هپی اند. 𝗧𝗢𝗣=𝗧𝗔𝗘𝗛𝗬𝗨𝗡𝗚 𝗕𝗢𝗧𝗧𝗢𝗠=𝗝𝗨𝗡𝗚𝗞𝗢𝗢𝗞
_هم اتاقی اجباری_ . . _فردا یه جلسه توی سالن اجتماعات هست، برای اردوی تمرینی. گنگ بهش خیره شدیم که جیمین صداش در اومد. _ولی ما که برنامه ریزیش رو....... نزاشت جیمین حرفشو ادامه بده _قراره تیم فوتبالم بیاد. تیم فوتبال؟؟امکان نداره.....نه بازم اون لعنتی.همه با فهمیدن اینکه تیم فوتبال قراره بیاد به من خیره شدن. دلیلش مشخ...
هیچکس صدای فریادهای شیطان را، وقتی از آغوش خدا رانده میشد نشنید... فقط یک نفر، یک نفر با قلب معصومش برای اولین بار تهیونگِ لال رو شنید و دل به سکوت گناهآلود و در عین حال اندوهبارش سپرد. اما جونگکوک دیر رسیده بود، خیلی دیر؛ بعد از سالها گناه و جنایت به نجات شیطان امیدی بود؟ ⊱ فیک ⊸ فریاد شیطان ⊱ ژانر ⊸ انگست، روم...
سری به کتابخونهی من بزنید. شاید خوشتون اومد و چند تا کتاب قرض گرفتید! - کتابخانهی الیکاسو - • مختص معرفی فنفیکشن های روزِ واتپدِ فارسی • نقد و بررسی داستان بدون اسپویل
اگه قصد دارید تازه نوشتن رو شروع کنید یا حتی شروع کردید و میخواید قلمتون رو بهتر کنید و یا حتی اگه یه خواننده با دل پرید میتونید این بوک رو به کتابخونتون اضافه کنید. یکم حالت غرغر یک خواننده رو داره اما سعی کردم حاوی اطالاعات عمومی باشه که ممکنه به دردتون بخوره. 🔹️حاوی: -اطلاعات عمومی -املای کلمات -ژانر ها -رده های س...
"Hyung, we need to stop. Our parents deserve to be happy." "Who said anything about them knowing?" . . . . . . Jungkook's mother seeks happiness after the tragic loss of her husband and youngest son. In the process, she gets engaged to Kim Hyunsoo who just happens to be the father of Kim Taehyung, a high school senior...
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!" ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد. پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟" پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟" پسرکوچکتر هیجان...
Idol Jeon Jungkook is not really a fan of violence, until one day, his hyungs brought him to a boxing gymnasium and there he met one of the famous boxers, Kim Taehyung.
جعون جونگکوک پسر ۲۱ ساله ای که به همراه برادر بزرگترش جین توی رستورانشون کار میکنه اما..... چی میشه که یهو سردسته تمام مافیای کره کیم تهیونگ پا به اون رستوران معروف بزاره!؟ و بنظرتون چی میشه اگه جونگکوک داستان ما برای کیم تهیونگ تخس بازی دربیاره؟! قطعا بازی با دم شیر بدون جواب نخواهد بود...! کاپل: ویکوک، نامجین. ژانر:...
BottomKook Jeon Jungkook is a teacher at a new school who meets a bad boy Park Jimin And Jimin becomes his Daddy
-جونگ کوکا کاش میتونستی لبای خودتو بچشی -نیازی بهش ندارم چون خودم یه چیز بهتر دارم ژانر:مدرسه ای،عاشقانه،زندگی روزمره کاپل:ویکوک-یونمین-نامجین وضعیت:تمام شده
a collection of my lil writings from twitter. not all of them are here though, only a few. because how else would i get you to check out my account for more muhaha >:p
Unknown: Hush hush hush, blush blush blush, You are now my big phat crush (; Jimin: wHO is tHIS - Where jungkook has a crush on his best friend, jimin, but doesn't want to tell him. So instead of him straight up telling him because he's pussy, he uses a different number to text jimin.
in which Jeongguk has to work with a fellow dancer who's guts he just happens to hate. "I just don't like your damn attitude, Taehyung." he tried to stay unbothered, not making eye contact as the older one pinned him to the ground. "You do, Jeon? You know i could just look at you and you'd melt in my arms." Top!Taehyu...
Jungkook is a rich spoiled alpha who hates the new scholar boy, Kim Taehyung, a true blood who has some big guts. Jungkook being an alpha loves being dominant but what happens when his mate is a true blood? Top: Tae Bottom: Kook • smut • m.preg • werewolf au art by @spriscillart on twt creds to minishoyo on yt
What if the biggest playboy of the school and nerdiest boy gets partnered up? [Started] January 29, 2020 [Finished] April 1, 2020
پوست اون مثل دونه برف تازه افتاده از آسمون بود، موهای بِلوندش مثل گلِ نرگسِ تازه شکوفه زده و قلبش گرم مثلِ بهاره تازه شروع شده بود. اگه جونگکوک برف بود، پس تهیونگ تگرگ بود. اونها گرم و سرد بودن، یین و یانگ. با قلب هایی بهم گره زده شده که ملودی میساخت که فقط خودشون بلد بودن! A Taekook Au with short chapters Story b...
[ خونه ] پایان یافته ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست. پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
~Completed~ (texting,real life) تهیونگ : چند وقته معلولی؟ (21:15) *دیده شد* جونگ کوک در حال تایپ کردن.... تهیونگ : چرا دیر تایپ میکنی؟ (21:17) هااا ببخشید ، دستت معلوله مگهنه d:؟ (21:18) Translating by : @meli19952000 Original story by : @hopefordark و خود من نصف به بعد داستان رو نوشتم و تغییر دادم تا بیشتر لذت ببری...
تکستینگ | 𝖳𝖾𝗑𝗍𝗂𝗇𝗀 -کامل شــده- قسمتی از فیک ↶ Unknown تو لیاقت یه تنبیه و داری بیبی ؛) JSeagull آم...شماره اشتباه؟ جونگکوک یه پیام سکسی از طرف یه فرد ناشناس میگیره و از جواب دادن بهش پشیمون میشه! ژانر ↶ اسمات، چتاستوری، عاشقانه کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ ×این فیکشن تا پارت یازده توسط نویسنده اصل...
کیم تهیونگ مردی پر از حفره های احساسی و به سختی سنگ که قید رنگ و احساس زده. در تمام طول زندگی جلوی احساسات مقاومت کرده و اونا رو روی پایه و اساسی ساده برنامه ریزی کرده تا بتونه روح تاریک و دستای غرق در خونش به سادگی با زندگیش تطبیق بده... درگیر پسری از جنس تمام احساسات و رنگ های این سالهای از دست رفته زندگیش میشه. °°°...
***GirlXGirl Romance*** Living in New York you learn to keep up with the quick pace of the city, myself included. I was never the one to stop and smell the roses, but that was until I met her on that dull September afternoon. Her eyes were light and dark at the same time, as if a devil and an angel lived inside of her...