larry
38 cerita
ONE REASON oleh z___gh
z___gh
  • WpView
    Membaca 6,022
  • WpVote
    Vote 1,115
  • WpPart
    Bab 30
⚜ ما برگشتیم ⚜ ♧◇♡♤☆ ژانر:جنایی، درام کاپل:نمیلی، زیام، لری
Legionnaire(L.S) [Completed] oleh mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Membaca 388,302
  • WpVote
    Vote 50,994
  • WpPart
    Bab 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Wings (l.s Mpreg) [persian translation] oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 79,392
  • WpVote
    Vote 11,456
  • WpPart
    Bab 22
[Completed] هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد. اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....
Night of appreciation(L.S)(completed) oleh saiina_icy
saiina_icy
  • WpView
    Membaca 26,769
  • WpVote
    Vote 3,261
  • WpPart
    Bab 12
من مجبور بودم اما من واقعا دوست دارم متاسفم
𝑺𝑨𝑽𝑬 𝑴𝑬 ~[𝐋.𝐒].[𝒁𝒊𝒂𝒎]࿐ oleh its_il
its_il
  • WpView
    Membaca 13,094
  • WpVote
    Vote 3,328
  • WpPart
    Bab 24
[on going...] «فرقی نداره چندبار گم بشی هری! من هربار میام و نجاتت میدم...» پرنس لویی ویلیام تاملینسون، شاهزاده و جانشین یکی از هفت قلمرو و هری فقط یه خدمتکار ساده‌ست... ولی چی میشه اگه یه روز دیگه اوضاع مثل سابق نباشه؟! چی میشه اگه داستانی که از بقیه برای خودمون ساختیم، زمین تا آسمون با واقعیت فرق داشته باشه؟! COVER BY: @Cnstylinson
Little spy [completed]  oleh cdfstyles
cdfstyles
  • WpView
    Membaca 15,654
  • WpVote
    Vote 2,887
  • WpPart
    Bab 17
+وقتی فرود اومدین، تو فرودگاه یه راننده منتظرته... اسمش هری استایلزه. موهاش فره و رنگ چشماشم سبزه. میشناستت از چهره، اینارو گفتم که راحت پیداش کنی. میبرتت هتل -هری؟ چه اسم مسخره ای! [ L.S ]
friends with benefits (L.S) oleh erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    Membaca 244,641
  • WpVote
    Vote 29,240
  • WpPart
    Bab 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...
Playboy L.S (Persian Translation) oleh Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    Membaca 326,203
  • WpVote
    Vote 35,742
  • WpPart
    Bab 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
Wheat field [L.S] oleh mewrySH
mewrySH
  • WpView
    Membaca 5,903
  • WpVote
    Vote 1,287
  • WpPart
    Bab 10
❌تمام شده، پایان غمگین❌ لویی عصبانی بود لویی خرابکار بود لویی سیگار میکشید لویی مسخره اش میکرد لویی تکالیفش رو میدزدید هری از لویی متنفر بود هری... باید یک هفته تمام رو با لویی میگذروند...؟! این نمیتونه چیزی بیشتر از یه فاجعه باشه!
MY DRAGON KING(Larry) oleh AngelofHaven
AngelofHaven
  • WpView
    Membaca 16,068
  • WpVote
    Vote 3,329
  • WpPart
    Bab 31
از بدو تولد متعلق به او و اژدها هایش بود. شهرش سوخت و ویران شد و خودش اسیر شد و به هرزگی گرفته شد. به چشمانش نگاه کرد و دلباخت، نگاهش از پا می انداختش، با نوازشش مست می شد و نفس می کشید لبخندش را. خودش را به او سپرد تا مراقبت کند از تن آسیب پذیرش. دل باخت و عاشق شد چرا که او پادشاه اژدهایش بود. . ( کمی بر گرفته از سریال Game of thrones ) . ژانر: تاریخی _ تخیلی _ عاشقانه ( آمپرگ) 𝐌𝐘 𝐃𝐑𝐀𝐆𝐎𝐍 𝐊𝐈𝐍𝐆 (𝖫𝖺𝗋𝗋𝗒) 𝗐𝖾𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 𝖡𝗒: 𝐇𝐚𝐫𝐫𝐢𝐞𝐭