Star⭐
Истории 17
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 на Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Прочтений 245,783
  • WpVote
    Голосов 24,826
  • WpPart
    Частей 46
•𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱• [مـدار 38 درجــه] تاریکی و خون تمام دنیای من بود! یک سایه از اشتباهاتم حتی نمی‌ذاشت نفس بکشم تا وقتی که تو... تو پاتو توی زندگیم گذاشتی جونگکوک! تو من رو درهم شکستی، بهم بگو کی بهت اجازه داد من رو عاشق کنی سربازِ اعزامی از یگان ضربتی؟ 𓂃ᬉ🪖 نمی‌تونست اشک‌هاش رو کنترل کنه. دست زخمی ولی هنوز زیبای فرمانده‌اش رو بالا آورد و چشم‌هاش رو بست. روی زخمش رو بوسید و بدون توجه به چشم‌های گرد شدۀ مرد، بوسه‌هاش رو تا بازوی عضلانیش ادامه داد و جای باند پیچی شدۀ گلوله رو روی سینۀ برهنۀ مرد بوسید! هنوزم گریه می‌کرد. +اگه از دستتون می‌دادم... می‌مردم فرمانده... لب زد و چشم‌های خیس و نگرانش رو باز کرد و به چشم‌های فرمانده کیم داد... وقتی سکوت مرد رو دید با همون بغض خندید و دستش رو زیر بینیش کشید. +به چی این‌طوری خیره شدین فرمانده؟ -می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونی گستاخانه پیش بری! +واقعا؟ واقعا می‌خواین بدونین؟ 𓂃ᬉ🪖 ミ𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ミ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ミ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐖𝐚𝐫, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ミ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 𝖲.𝟤 на Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Прочтений 99,489
  • WpVote
    Голосов 11,655
  • WpPart
    Частей 35
[مــدار 38 درجــه، فصـل دوم] یک عاشقانۀ پر از درد... یک عاشقانهٔ پر از خون و خاطره... لابه‌لای خرابه‌های شهر به دنبال تیکه‌پاره‌های اون عشق می‌گشتن و هیچ‌چیز بجز خون و درد پیدا نمی‌شد‌. جنگ تمام شده بود پس چرا اون‌ها هنوز می‌جنگن؟! باید به دنبال انتقام بود یا التیام؟ ....𓂃ᬉ🪖 در انتهایی‌ترین نقطۀ قلبم... تو همان صدای ضعیفی بودی که فریاد می‌کشید لطفاً فقط زنده بمان. 𓂃ᬉ🪖 _یک‌بار رامت کردم فرمانده، انجام دادنش برای بار دوم برام هیچ‌ کاری نداره، ولی این‌بار روش‌هام فرق دارن. _یه رابطۀ عاشقانۀ مخفی با فرماندۀ ارتش؟! تو خیلی کثیفی پسر! +پس یادته. _من همه‌چیزو یادمه، حتی ریتم نفس‌ها و ناله‌هاتو‌. ➵ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ➵ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤,𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ➵ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐏𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ➵ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨 ➵𝐔𝐏: 𝐖𝐞𝐝𝐧𝐞𝐬𝐝𝐚𝐲
Faded (محو شده) на whiiishi
whiiishi
  • WpView
    Прочтений 94,051
  • WpVote
    Голосов 9,904
  • WpPart
    Частей 38
افسر جئون جونگکوک بعد از کشته شدن خانوادش به بی رحمانه ترین شکل ممکن و گذروندن زجر آور ترین سال های عمرش بالاخره موفق میشه برای گرفتن انتقام به عنوان نفوذی وارد باندِ باعث و بانی تمام بدبختیاش ، کیم تهیونگ بشه ! ولی اگه حقایق اون چیزی نباشه که نشون داده میشن چی؟ زندگی همیشه پر از چالش و غافلگیریه. مگه نه؟ "آدمِ بدونِ نقطه ضعف ترسناکه تهیونگ...من اینجام.. بین جمعیت دورت محو شدم... !؟ چی میشه اگه پیدام کنی ؟ نهایتِ این انتقام کجاست؟..."
Moscow S2 | Hopemin، Vkook Completed  на Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Прочтений 91,943
  • WpVote
    Голосов 14,537
  • WpPart
    Частей 27
فصل دوم: Moonrise طلوع ماه... توی شهری مثل مسکو چه معنایی میتونست داشته باشه؟ خون آشام ها فرزندان ماه بودن...اما چی میشد اگه ماه پای فرزندان ارشدش رو با ماجرا باز میکرد؟ تهیونگ سوبایانین شهردار فعلی مسکو، باید به همراه برادرش به جنگ با آشوب های آینده ی مسکو میرفت... اما عشق... طلوع دوباره ی ماه، طلوع دوباره اون پسر بود... پسری که قرار بود دوباره قلب شهردار مسکو رو به بازی بگیره.... کاپل: هوپمین، ویکوک، نامجین 🥀 ژانر: خون آشامی، اومگاورس، رومنس، درام، اسمات 🔥 پیج نویسنده: @sylvie_fic پ ن: این فیک ادامه ی فیک Moscow میباشد 💛
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• на Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Прочтений 679,382
  • WpVote
    Голосов 54,365
  • WpPart
    Частей 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
خاکسترهای عشق (جیکوک،کوکمین)/ Ashes of love(Jikook,Kookmin) на Foo_000
Foo_000
  • WpView
    Прочтений 63,086
  • WpVote
    Голосов 8,862
  • WpPart
    Частей 77
زوج اصلی : جیکوک،کوکمین(ورس) نویسنده : ملینا اسمات برای زوج های فرعی نشون داده نشده و صرفا احساس اونها توی فیک به نمایش داده شده . عاشقانه / درام / کلاسیک / انگست / اسمات خلاصه : داستان این فیک به سال ۱۹۵۰ برمیگرده وقتی امپراتوری کره تضعیف شده و اختلافات داخلی و دخالت های خارجی وجود داره . جونگ کوک که پسر نخست وزیر هست به خاطر یه اشتباه تنبیه میشه تا مستقیما به ارتش بره و زیر نظر فرمانده جدید سئول یعنی پارک جیمین در ارتش خدمت کنه ... «فیک صحت تاریخی نداره » در حال بازنویسی و ویرایش 🙏🏼❤️ اگه بخونید مشکلی نداره
Antidote (2) на Cattelyaaa
Cattelyaaa
  • WpView
    Прочтений 48,251
  • WpVote
    Голосов 7,011
  • WpPart
    Частей 56
فصل دوم🥀 خلاصه: جونگ کوک برای هدیه کردن زهرِ انتقام با جامی از لبخند و تظاهر جنگید، و درنهایت فهمید با خودش جنگیده و چیزی که باخت قلبش بود. اون برای انتقام قلب جیمین رو هدف گرفته بود غافل از اینکه گلوله جایی درست وسط قلب خودش میشینه. زمان آپ: شنبه و سشنبه
𝑴𝑶𝑳𝑻 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧] на panikamm
panikamm
  • WpView
    Прочтений 60,387
  • WpVote
    Голосов 9,837
  • WpPart
    Частей 113
"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، انگست، رومنس" کاپل: "کوکمین، تهگی" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• تمامِ چیزی که کاپیتان جئون جونگکوکِ افسانه‌ای بهش فکر میکنه گیر انداختن مجرم بزرگی به اسمِ مولته؛ اما چی میشه اگر صفحه‌ی بازی بچرخه و اونی که درنهایت گیر می‌افته خودش باشه؟! کاپیتان تیم آلفا، بین انجام وظیفه اش و احساس ممنوعه‌ای که توی قلبش ریشه کرده کدوم رو انتخاب میکنه؟ باید دید... ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وضعیت: پایان یافته
Revenge [Yoonmin]~|completed  на R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Прочтений 86,468
  • WpVote
    Голосов 13,279
  • WpPart
    Частей 61
↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Moscow | Hopemin Completed на Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Прочтений 116,991
  • WpVote
    Голосов 17,544
  • WpPart
    Частей 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.