⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه!
⛓چیزی که جونگکوک نداره...
----------------------------
- پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم!
+ تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک...
---------------------------
+ وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟
جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد
- میگم نَسَخِتم...
ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام
کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
{من اشتباهی عشقتو کشتم}
(تموم شده)
کاپل اصلی: نامجین
کاپل های فرعی: یونمین ، کوکوی
ژانر: اکشن ، درام ، جنایی و مافیا و کمی زندگی
روزمره ، اسمات ، انگست ، هپی اند ♤
♧♧♧♧♧♧
سریع جینو از روی تخت بلند کرد و بدون حرف اضافه ای اونو از اتاق خارج کرد
جین بدون درک اوضاع همونطور همراه نامجون از بار خارج میشد
+وایسا....به من.....محرک جنسی دادن....
جین همونجور که سرش گیج میرفت و تلو تلو می خورد به سختی گفت
نامجون گیج و هنگ سرجاش وایساد و ولی با خیلی زود به خودش اومد و با سرعت جین رو به طرف ماشین فراریش کشوند و بعد از باز کردن در عقب جینو رو صندلی خوابوند و قبل از اینکه از روش بلند بشه صورتش تو دستای جین اسیر شده بود....
♧♧♧♧♧
سرنوشت یا شایدم کارما ، معلوم نیست کار کدومشون بود
ولی بالاخره اون دوتا رو مقابل هم قرار داد!
هیچ کدوم از وجود اونیکی خبر نداشتن ولی حسایی مثل ترس و خشم نسبت بهم داشتن
خشمی که با عشقی کهنه امیخته شده
و ترسی که با دروغ به وجود اومده....!
♧♧♧♧♧
cover by @uglyndepressed-gazelle
به کسایی که از صحنه های باز و خشن و بی دی اس ام خوششون نمیاد توصیه میکنم نخوننش⛓🖤
کاپل اصلی: کوکمین
ژانر: romance , smut , harsh , kink , mafia , angst
🖤🩸⛓ Bite me ⛓🩸🖤
عروسک🍸
زوج اصلی : کوکوی ...... یونمین
ژانر: عاشقانه درام امپرگ
یه داستان کلیشهای
یه مافیای بی رحم و هوسباز که به کسی نمیبازه
یه پسر خوشگل و گستاخ که طعمه نگاه های هوس انگیز میشه
ولی قرار نیست آروم و مطیع باشه
اما........
یه راز بزرگ داره
این راز و این مافیا بی رحم برملا میکنه
این داستان، داستان یه عروسک فروشه که یه عروسک و برای خودش میخواد
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
(Completed)
خاطرات مبهم!
خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن .
جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد.
نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه.
--------------------
جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی.
با دست ازادش گونم رو نوازش کرد.
+دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش.
----------------'
#1kookmin
#1 jikook
#1gayfiction
#1 mafia
#1 fiction
#1 iran
#2 iran
#3fiction