وقتی گذشته هنوز دست از تو نکشیده، چطور میتوانی آیندهات را انتخاب کنی؟
جنی فکر میکرد قلبش برای همیشه متعلق به یونگی است؛ پسری که تمام خاطراتش را با او ساخته بود. اما یک اتفاق، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و او را وارد رابطهای میکند که هرگز انتظارش را نداشت...
تهیونگ؛ مردی با رازهایی پنهان، زخمی از گذشته و عشقی که آرامآرام جنی را درگیر خودش میکند.
در میان جنگ، دشمنیها و انتخابهایی که میتوانند زندگی چند نفر را نابود کنند، جنی باید بین خاطراتی که رهایش نمیکنند و عشقی که هر روز عمیقتر میشود، تصمیم بگیرد.
اما وقتی حقیقتها یکییکی آشکار شوند، آیا قلبش میتواند راه درست را پیدا کند؟
گاهی سختترین انتخاب، انتخاب بین عشق قدیمی و عشق واقعی است...
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ|
من و سه خواهر ناتنیم برای خونه جدیدمون هم خونه نمیخواستیم!
مخصوصا هم خونه های وحشتناکی که هر لحظه نقشه ریختن خونمون رو میکشیدن و به ما به چشم،عروسک های کوچولوی بی گناهی، برای خونه عروسکیشون نگاه میکردن...
-این فیک دارای دو فصل میباشد 🥀
🌱 کامل شده 🌱
فکر میکرد خوشبختی وجود نداره!
فکر میکرد عشق معنی نداره!
فکر میکرد هیچ وقت قرار نیست طعم خوشبختی رو بچشه!
نمیتونست نگاه مثبتی به زندگی داشته باشه!
حق هم داشت...
هر کسی جای اون بود نمیتونست!
اما همیشه همه چیز ثابت نمیمونه...
اون تو اوج ناامیدی، امیدش رو پیدا کرد!
"احساس یک زندگی جدید🌱"
𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵 𝓮 : 𝓽𝓪𝓮𝓷𝓷𝓲𝓮 / 𝓳𝓲𝓷𝓼𝓸𝓸
𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮 : 𝓕𝓵𝓾𝓯𝓯 / 𝓓𝓻𝓪𝓶 / 𝓐𝓷𝓰𝓼𝓽 / 𝓡𝓸𝓶𝓪𝓷𝓬𝓮 / 𝓼𝓶𝓾𝓽
⌞𝐑𝐄𝐃 𝐔𝐍𝐈𝐂𝐎𝐑𝐍⌝
[اتمام یافته]
گریمویزر! حتی اسمشم تنمو به لرزه در میاره...
کی فکرشو میکرد که یه کتاب عیجب غریب بتونه تا این حد زندگیمو به گند بکشه و راز هایی برام روشن بشه که حتی روحمم ازش خبر نداشته!
مدرسهی گاردین همه چیزش ترسناک بود ولی رازی که پشتش بود ترسناکتر. و من، کیم جنی به عنوان کسی که باید رازهارو کشف کنه انتخاب شدم!
⇏ 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟 𝑏𝑦: 𝑖𝑐𝑒_𝑟𝑎𝑖𝑛
⇏ 𝐺𝑒𝑛𝑒𝑟 : 𝑠𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙 𝑙𝑖𝑓𝑒- ℎ𝑜𝑟𝑟𝑜 - 𝑓𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦
⇏ 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝑡𝑎𝑒𝑛𝑛𝑖𝑒
⇏ 𝑆𝑢𝑏 𝑐𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑙𝑖𝑠𝑘𝑜𝑜𝑘-𝑗𝑖𝑟𝑜𝑠𝑒-𝑗𝑖𝑛𝑠𝑜𝑜
Hope you enjoy:)
ای کاش میشد گذشته رو سوزوند...
ای کاش هیچوقت این بازی کثیف شروع نشده بود...
اون وقت هیچوقت ندیده بودمت و به خاطرت عذاب نمیکشیدم و باعث عذاب کشیدن تو هم نمیشدم.
اما این عادت سرنوشته که ماها هر کدوم تقاص کارهایی رو بدیم که خودمون شروعشون کردیم...
ما تقاص اشتباهاتمون رو پس میدیم..
هر کدوم به یه شکل...
-اما چیز مهم اینه که هیچوقت فکر نمیکردم تقاص اشتباهم از دست دادن تو باشه...:)
------
اما من نمیخواستم ترکت کنم...
این خواست خودم نبود،این خواست عقلم بود،نه دلم..
شاید باید کتک منطقمو بخورم..
-هیچ شایدی در کار نیست،حالا نوبت توعه که عذاب بکشی.
جیسو ب ه خاطر اینکه مادرش خیانت کرده و دختر واقعی پدری که فکر میکرده نیست از خونه بیرون انداخته میشه و سره راهش چند نفر قرار میگیرن...
تهیونگ واقعا پسریه که فکر میکنه؟
Highest rankings:
-1 #jisoo
-2 #jisoo
سولگی،جی بی،جنی،کای،لیسا،جانگکوک
◉ نام فن فیک: #پسربد_دختربد
◉ ژانر:عاشقانه_دانشگاهی_اسمات
•
◉ قسمتی از فیک:
لیسا در حالی داد میزد از پشت سرم گفت:کی لذت برد؟این تو بودی که اینجا اومدی.
برگشتم و ابروهامو بالا دادم و گفتم:پس تو چرا قبول کردی؟!
در حالی که از جلوم رد میشد و در ماشینش که توی نزدیک ترین پارکینگ به در آسانسور پارک شده بود و باز کرد و با اشاره به پایین تنم با خنده دندون نمایی،چشمکی زد وگفت:چون اون موقع نمیدونستم انقدر کوچیکه!
سوار شد و گاز داد و بیرون رفت،انقدر از حرفش حرصی و شوکه شده بودم که دهنم باز مونده بود، شروع به خندیدن کردم و فکم قفل کرده بود...
اون دختره ی....چی گفت؟چشم هامو با اعصبانیت بستم و چنگی به موهام زدم...میکشمت دختره ی پرو!
به سطل اشغالی که کنار ستون بزرگ داخل پارکینگ بود لگد محکمی زدم که صدای دادم بلند شد....
•
| #badboy_badgirl🏨🧩|
◉ Couple: #lizkook #rosmin
◉ Writer: #sahr
•
◉ کارکتر ها:
#Bts - #Jungkook • #Jimin
#Blackpink - #Lisa • #Rose
#Gidle- #Miyeon
#Astro - #Eunwoo
#Sf9 - #Jaeyoon
وضعیت:تمام شده.
(پایان یافته)
چی میشه اگه دختری که نمیتونه احساساتشو قایم کنه عاشق شه؟
دختری که احساساتی ترین قلبو داره..
اگه زمان بگذره و احساساتش صدمه ببینن میتونه بلند شه؟
اگه پسری که برا طرفداراش بانیه کیوته تو پشت صحنه قلب تنهایی داشته باشه ...
میتونه سختی تنهایی رو تحمل کنه؟
شخصیت ها: رزی بلک پینک و جانگکوک بی تی اس.
داستان امروزی هست و دوتاشون تو گروهاشون هستن.
شخصیت هایی که تو داستان حضور دارن: جنی-جیسو-لیسا-کای-سهون-تهیو نگ + بقیه اعضای اکسو و بی تی اس.
[Completed]
تهیونگ، خدای اهریمن، وظیفش تبدیل قربانی هاش به جن بود. جن هارو میکشت و روحشونو به شیطان تحویل میداد.
کیم جنی، قربانی بعدیش بود...!
Mini Fic
- Maxlueslia