جونگکوک معلم تهیونگه و تهیونگ عاشقش میشه، اما نمیدونه که اون مرد به نیویورک اومده تا انتقام مرگ زن و بچشو از پدر تهیونگ بگیره...
.
.
.
"ساعت ۴ صبح...
خیابونای خلوت و سفیدپوش منهتن...
سکوتی که با صدای خندههای شیرین تهیونگ شکسته میشد...
با خوشحالی زیر برف میرقصیدیم و من سعی میکردم فراموش کنم که روز به روز دارم بیشتر داخل باتلاق دروغام فرو میرم..."
ژانر: درام، روزمره، انگست، رومنس، فلاف، اسمات🔞
شیپ اصلی: کوکوی
شیپ فرعی: یونمین
Top Jungkook⬆️
Bottom Taehyung⬇️
آپدیت: هر دو هفته یه بار💜
اولین فنفیکیه که مینویسم، اگه با جاییش حال نکردین بهم بگین من ویرایشش میکنم D:
"من نه جودی ابوتم، نه زیبای خفته، و نه سیندرلا که کفشش رو برای پرینس چارمینگ جا بذاره.
من فقط جئون جونگکوکم؛ یه پسر ساده ی گلفروش."
[Book one]
•Couple: Vkook
•Completed
پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشهی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده میشد و به محض شنیدن این لقب، دندونهاش برای پاره کردن خرخرهی موجودات نمکریز دورش تیز میشد. هیچکس نمیدونست چی میتونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که میدونست جفت حقیقیش، جئون جونگکوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیکتر به محض حس کردن بوی بادومزمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگهای روی کرهی زمین به بادومزمینی حساسیت داره. 🥜
ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات
زمان آپ: روزهای زوج
- این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازهی من فایل شده.
«کوکی ، اون پری آرزوهای بچه های خوش قلبو برآورده میکنه پس اگه یه بچه خوش قلب و مهربون باشی اون حتما میاد پیشت»
_تو اشتباه میکردی مامان ، اون پری هرگز نیومد...و حالا من دیگه یه بچه خوش قلب نیستم!
___________________________
❄️یه چند شاتی کوچولو از کوکوی که همینجوری یهویی دلم خواستو نوشتم. اگه دوست دارین یه نگاهی بهش بندازین و نظرتونو حتما بهم بگین؛)
❄️ژانر انگست _ فانتزی
❄️کاور قسمتارو از دست ندین. یه نقاشی کوچولوعه که خودم کشیدم مرتبط به همون قسمت. مثل یه مینی وبتون یا همچین چیزی؟ خب خیلی مطمئن نیستم•^•
[Completed]
تهیونگِ دانشجو نمیدونست زندگی ساده و بی دردسرش به وسیلهی رئیس مافیای نیویورک به تاریکترین سمت و سوی ممکن کشیده میشه. از همون شبی که بهترین دوستش جلوی چشماش به قتل میرسه.
ژانر: عاشقانه، درام، مافیایی، اسمات
کاپل: کوکوی
تلگرام نویسنده: jk_kookvv