..
7 stories
Trey || KookV by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 327,955
  • WpVote
    Votes 45,168
  • WpPart
    Parts 26
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطه‌مون به‌وجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنه‌ست پس اگه ورژن جونگکوک تاپ و تهیونگ باتم نمیخونین به ورژن دیگه‌ش که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
Our Omega Leadernim! by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 1,796,746
  • WpVote
    Votes 238,700
  • WpPart
    Parts 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
My crazy mafia  by pbJenlisa
pbJenlisa
  • WpView
    Reads 39,137
  • WpVote
    Votes 3,018
  • WpPart
    Parts 39
جنی وبتون نویس معروفیه که توسط یه گروه مافیایی دزدیده میشه و شرایط برای ادامه زندگیش روز به روز سخت تر میشه.. . . . جنی:اینجا کجاست؟ لیسا:من ازت مراقبت میکنم جنی .. . . . ژانر : اکشن .. عاشقانه .. اسمات .. * * * * #jenlisa .. #blackpink .. #cheasoo .. #jisoo .. #jennie .. #rose .. #lisa .. @bp_jenlisa_23_forever
CHEATER by lilikim27
lilikim27
  • WpView
    Reads 4,963
  • WpVote
    Votes 757
  • WpPart
    Parts 9
لیسا:میشه یه سوالی ازت بپرسم؟ جنی:چه سوالی؟ لیسا:من برات کافی نبودم؟ جنی:ن نه تو بیشتر از کافی هستی برای من. لیسا:پس به چه دلیل کوفتی تونستی اینکارو باهم بکنی؟!! جنی:چی داری میگی؟ لیسا:مثل احمقا رفتار نکن. این یه فیک ترجمه ست امیدوارم خوشتون بیاد❤ پیج اصلی:@JL_InArea
FIGHT FOR LOVE by lilikim27
lilikim27
  • WpView
    Reads 11,764
  • WpVote
    Votes 1,580
  • WpPart
    Parts 23
الهه ای که عاشق یک برده شده.پدرش کسیه که به عشق اعتقادی نداره یک الهه برای جنگیدن واسه عشقش چیکار میتونه بکنه؟ دوستان این یه فیک ترجمه هستش امیدوارم که خوشتون بیاد❤ پیج اصلی:QueenJendeukie@
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 399,582
  • WpVote
    Votes 54,473
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
the dark shades of love by uniqo_moon
uniqo_moon
  • WpView
    Reads 245
  • WpVote
    Votes 48
  • WpPart
    Parts 1
فریادی کشید که شیشه های اونجا رو لرزوند "من دیگه ازت میترسم!" با چشمایی که از تعجب گرد شدن و یه لایه اشک باعث درخششون شده بود بهش نگاه کرد...ازش میترسید؟ یعنی اون در نظرش ترسناک بود...؟ این دقیقا همون چیزی بود که همیشه از شنیدنش فرار میکرد... دوباره توی تاریکی سقوط کرد... و اون...رفت...این جمله رو گفت و رفت! به همین راحتی! و هیچ وقت متوجه نشد که اون اونروز غرق شد و مرد...توی تاریکی...توی خودش...و صداش هیچ وقت به هیچ کس نرسید:)