AuthorlWINE's Reading List
23 stories
Sinner Angel 🧚‍♂️ by Mlii_21
Mlii_21
  • WpView
    Reads 4,842
  • WpVote
    Votes 1,911
  • WpPart
    Parts 35
Fiction: Sinner Angel Couple : Kaisoo Genre : Romance, Angst, Fantasy Writer : Honey Bee ......................................................................... کیونگسو هیچ وقت نفهمید چیزی که درگیرش شده نفرینه یا طلسم...اما میدونست هرچی که هست باعث شده تمام عمرش رو بدون اینکه به بقیه نزدیک بشه بگذرونه و همین دلیلی بر تنهایی و گاهی اوقات بداخلاقیش میشد... اما جونگین از همه جا بی‌خبر چرا باید پیشنهاد پر پول پدر کیونگسو رو برای نزدیک شدن به پسرش رد کنه؟ اون از هیچی خبر نداشت پس به خودش حق میداد که بخواد حداقل امتحانش کنه حتی اگه راه سختی رو در رام کردن کیونگسو در پیش داشته باشه... ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ +بعضی وقتا خدا یه فرشته میفرسته و بهش یه ماموریت میده. و بعد از تموم شدن کارش؛ به عنوان پاداش اختیار موندن و رفتن رو به خودش میسپره. اینکه بخواد بمونه یا نه...به تصمیم خود فرشته بستگی داره. فرشته ی من رفت. تصمیم گرفته بود نمونه.
7 killers (هفت قاتل) by daliangdynasty
daliangdynasty
  • WpView
    Reads 1,407
  • WpVote
    Votes 368
  • WpPart
    Parts 19
نویسنده : Gu long مترجم انگلیسی: deathblade مترجم فارسی: rabin تعداد چپتر ها: 30 چپتر در 8 فصل
'[𝘽𝙚𝙩𝙬𝙚𝙚𝙣 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙛𝙞𝙣𝙜𝙚𝙧𝙨]' by bruisescrimes
bruisescrimes
  • WpView
    Reads 13,306
  • WpVote
    Votes 1,644
  • WpPart
    Parts 15
••°میان انگشتهایت°•• اگر وانگجی،با دادن ساز قتل بتونه به گذشته ای که به نابودی رسیده بود برگرده،چه تغییر هایی ایجاد میشه؟ ایا لان ژان دوباره خودش رو تسلیم وقایع میکنه،یا باهاشون میجنگه؟ [بکشید،اون خیانت کار‌ رو بکشید!] [اون خانواده خودش رو کشته،باید سرش رو بزنید!] [تو...چرا تو انقدر عوض شدی لان ژان؟] [برام مهم نیست اگر بمیرم،اطمینان این که تو در امانی،روحم رو زنده نگه میداره] °"وانگجی،تو خیلی خوبی،من خیلی دوستت دارم"° °"وی یینگ،هیچ وقت از دستت نمیدم،دیگه تکرارش نمیکنم"° °"چه اهمیتی داره زنده بمونم؟اینکه هر روز باید ندیدنت رو ببینم،از مرگ بدتره"° آپلود فعلا متوقف شده، رایتر بلاکم:) اگر هنوز نخوندیدش، نخونید.
همه چی قاطی شد (فصل دوم)  by atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    Reads 74,518
  • WpVote
    Votes 12,214
  • WpPart
    Parts 93
همه چی تو مسیر خودش بود که یکی رفت و این مسیر بهم ریخت دلیل کارش مهم نبود، مهم این بود که همه چی رو و کل مسیر زندگی همه رو بهم ریخت...
همه چی قاطی شد by atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    Reads 27,828
  • WpVote
    Votes 4,615
  • WpPart
    Parts 24
[همه چی قاطی شد] ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ همه چی تو مسیر خودش بود که یکی رفت و این مسیر بهم ریخت دلیل کارش مهم نبود، مهم این بود که همه چی رو بهم ریخت و کل مسیر زندگی همه رو بهم ریخت همه چی تو مسیر حقیقی خودش بود تا این که با اتفاق همه چی بهم میریزه
The Decade of Deep Love (Persian Translation) by choskhas
choskhas
  • WpView
    Reads 8,462
  • WpVote
    Votes 1,884
  • WpPart
    Parts 90
اسم رمان: ده سال عشق عمیق (ده سالی که تو رو بیشتر از هر چیزی دوست داشتم) The Decade of Deep Love (The 10 Years I Loved You the Most) نویسنده: Wuyiningsi 无仪宁死 مترجم: Rozhin_hl , black_rose_2002 ژانر: Adult, Mature,Romance,School Life, Slice Of Life, Tragedy, Yaoi زبان: چینی فصل: 81 فصل و 5 اکسترا سال: 2018 خلاصه: اون دو از دبیرستان با هم بودن.با هم،با چهره سرد والدینشون و نگاه تحقیرآمیز بقیه روبه رو شدن،شغلی راه انداختن و انواع فراز و نشیب ها رو پشت سر گذاشتن. وقتی اوضاع شرکتشون داشت،خوب پیش میرفت،از ژیشو هه خواستن که خونه نشین بشه و دست از کار بکشه،درحالیکه ونشو جیانگ کم کم تغییر کرد و مشغول خوش گذرانی های خودش شد. با اینحال،ژیشوهه ترجیح داد اون رو ببخشه. ژیشوهه به یک بیماری لاعلاج مبتلا شد اما ونشو جیانگ هنوزم نسبت بهش بی تفاوت بود. ژیشو باز هم اون رو بخشید. عشق براش به نوعی عادت تبدیل شده بود. درست مثل یه بیماری غیر قابل درمان. توی یه روز آروم و آفتابی،ژیشو بدون اطلاع قبلی،آروم و بی صدا،ونشو جیانگ و خونه ای که مدتها توش زندگی کرده بودن رو ترک کرد. خیلی زود دیگه ژیشوهه ای نبود. مردی با روحی پاک و عشقی عمیق به ونشو جیانگ،دیگه تو این دنیا نبود... گاهی اوقات عشق نمیتونه آزمون زمان رو از سر بگذرونه. هیچ کس تا زمانی که کسی رو که دوست داره و عاشقشه رو از دست نده،نمیدونه چط
The Founder Of The End Times by novelmannnn
novelmannnn
  • WpView
    Reads 2,708
  • WpVote
    Votes 472
  • WpPart
    Parts 18
مرز بین عشق و نفرت چقدره؟ یک متر؟ یک کیلومتر؟ چطور میشه که به کسی که عاشقانه دوستت داره پشت کنی و باشمشیر سینشو بشکافی؟ وانگ لی، وارث امپراتوری دنیای تهذیبگری، عاشق بدترین شیطان روی زمین میشه؛ کسی که حتی شیاطینم طردش کردن. لیو یانگ، امید اژدهایان و کابوس شیاطین، کسی که بیست و دو هزار تن از شیاطینو نابود کرد. دست سرنوشت این دو نفر رو بهم میرسونه ولی دست سرنوشت همونقدر هم تلخه که باعث جدایی اونها میشه. استادی که در آخر توسط عزیز ترین فرد زندگیش کشته میشه. هیچوقت فرصت دوباره زیستن به کسی داده نمیشه چون کسی که رفته، رفته! " بنیان گذار رستاخیز" ژانر: کمدی_درام_تاریخی_امپرگ نویسنده: Hong Yu
恨君不似江楼月 by Niou_Goodi
Niou_Goodi
  • WpView
    Reads 2,207
  • WpVote
    Votes 331
  • WpPart
    Parts 21
🀄 اسم رمان: Hen Jun Bu Si Jiang Lou You 🀄 عنوان: Killer and Healer 🀄 نویسنده: 江海寄余生 🀄 مترجم انگلیسی: Lucyferase 🀄 ژانر: اکشن، معمایی، جنایی خلاصه ی داستان: داستان روزهای پاییزی جمهوری چین رو به نمایش میذاره، یک دوره ای از ناآرامی سیاسی-اجتماعی. فرمانده ی پاسگاه پلیس، جیانگ یوئه لو، کسی که نه کاملا خوبه و نه شیطان، باعث میشه بدن قاچاقچی های مواد مخدر و مجرمین تنها با شنیدن اسمش به لرزه در بیاد. درحالی که جیانگ یوئه لو مشغول پیگیری پرونده تریاکه، بطور اتفاقی با دکتر چن یو ژی مواجه میشه. یکیشون قاتل و دیگری شفادهنده است. دو نفر با اخلاقیات متضاد به طور متقابل بهم کمک میکنن و در شرایط بحرانی به بهترین دوستای همدیگه تبدیل میشن.
﴾ Onun adi : can yakan ﴿ by Ghazal1288
Ghazal1288
  • WpView
    Reads 21,860
  • WpVote
    Votes 4,408
  • WpPart
    Parts 33
🗻نام انگلیسی: HeartBroker / هارت بروکر ☃️ژانر : رمنس، رمانتیک کمدی ، درام، انگست، +18 🗻کاپل : کایسو ☃️مترجم: Hazal 🗻نویسنده: Jeonseolbaozi ⛄ویرایش: Seohoo [translative fiction] پارتها : مقدمه + ۴۰ قسمت + فینال هشدار⛔️: 🔞/ چیزهاییکه میخونید رو الگو قرار ندهید / ممکن شامل الفاظ رکیک و خوردن مشروب باشد / این فیک برای افراد بزرگسال هست و برای پارتها مدیا های مثبت هجده در نظر گرفته نشده . کاپل های بعدی : چنمین و چانبک [ خیلی کم هست اگه چنمین نمیخوایین بخونین اون قسمتها رو رد بشین ] 🍭خلاصه: °• کیونگسو مدیر اجرایی یکی از موفق ترین شرکتای کره "داستر" بود. مچ دوست پسرشو درحالی که داشت با یکی دیگه سکس میکرد گرفت! برای اینکه خودشو پیدا کنه و قلب شکسته اش احیا شه از اون شرکت استعفا داد... بعد از یه ماه دنبال کار خوب گشتن، تونست توی یکی از کمپانیای معروف کره کار پیدا کنه. نکته قابل توجه این بود که کمپانی جدید "فاری" رقیب اصلی شرکت "داستر" به شمار میومد! توی این مدت بلاهای زیادی به سرش اومد و مجبور شد سختی های زیادیو تحمل کنه. جاسوسی، پیشنهاد رشوه یا حتی تهدید! ولی یکیشون از همه بدتر بود یا شایدم باید بخاطرش سپاس گزار میبود... منظورم وقتی بود که رئیسش "کیم هاندئو" ازش خواست که از پسرش جونگین مراقبت کنه...