Cute
12 stories
His Hazza (mpreg)(persian translation) by _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Reads 126,192
  • WpVote
    Votes 18,181
  • WpPart
    Parts 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
ᴍʏ sᴡᴇᴇᴛ ᴅʀᴇᴀᴍ[ʟ.s] by sunaof91
sunaof91
  • WpView
    Reads 10,006
  • WpVote
    Votes 1,780
  • WpPart
    Parts 40
لویی«چ...چرا...چرا اینجا...» هری«دریای خونه؟» لویی سرشو تکون داد.... هری«چون تو اینجا نبودی دارلین...» •••••••••••••••• میگویند آدما به دام عشق می‌افتند!اما وقتی فکرش را میکنی،میبینی«دام»کلمه خوبی نیست!چون آدم ها به دام اعتیاد،دروغ و یا مرگ می‌افتند!....هر کس که برای اولین بار این را گفته،حتما باید در دام عشق گرفتار شده و بعد خودش را نجات داده باشد؛وگرنه برای توصیف عشق و عاشقی از عبارت خیلی بهتری استفاده میکرد!....
Wanna Fuck?  by SepandX
SepandX
  • WpView
    Reads 73,715
  • WpVote
    Votes 15,789
  • WpPart
    Parts 39
لویی غالبا یه لاشیه و هری فک میکنه که اون یه آشغاله. تا وقتی که نظرش عوض میشه. • a Larry Stylinson Fanfiction. • _ترجمه ی فارسی. نویسنده : mochaharry تلگرام : FanfictionsOnly
Blue Dreams Store by _selenilium
_selenilium
  • WpView
    Reads 7,386
  • WpVote
    Votes 1,980
  • WpPart
    Parts 13
هرکسی دنیا رو جوری میبینه که خودش دلش میخواد؛ دنیای ینفر سیاه، دنیای یکی بنفش و هر آدمی، زندگی رو یچیز میبینه؛ اما اون پسر زندگی رو توی کوچکترین چیزها پیدا می‌کرد. چیزهای کوچیکی مثله سطل رنگ ابیش و بوسه های اون مرد Ziam short story
Skin [L.S](Persian Translation) by PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Reads 42,587
  • WpVote
    Votes 10,072
  • WpPart
    Parts 37
[Completed] هری بیماری Haphephobia (فوبیای لمس شدن و لمس کردن) داره. اون از لمس کردن و لمس شدن امتناع می کنه. لویی هم اتاقی جدیدشه که فقط می خواد از مرز دستکش هاش عبور کنه. و شاید هم به زودی از مرز های قلبش... ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @enigmaticectacy Translated by: @mhd3_mb0odi
flower crowns //l.s.    by pary-hMr
pary-hMr
  • WpView
    Reads 21,779
  • WpVote
    Votes 3,406
  • WpPart
    Parts 46
هری عاشق گل های خوشگل صورتیه و لویی با جوهر و پیرسینگ حال میکنه. Persian Translation
Ball of Fur  by SepandX
SepandX
  • WpView
    Reads 104,453
  • WpVote
    Votes 17,806
  • WpPart
    Parts 38
لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟ • a Larry Stylinson Fanfiction. [Mperg.] • -سِپَند تلگرام : FanfictionsOnly
upside down •ziam• by mahi_palik
mahi_palik
  • WpView
    Reads 29,606
  • WpVote
    Votes 6,597
  • WpPart
    Parts 35
°•چی‌ میشه اگه عاشق یه پسر کیوت و اخمو بشی که ازت متنفره؟ خوب، لیام شد. #1 in highschool
Bake-Neko by gray_koala
gray_koala
  • WpView
    Reads 20,883
  • WpVote
    Votes 5,445
  • WpPart
    Parts 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.
YouTube [L.S] (Persian Translation) by KimiaRiyahi
KimiaRiyahi
  • WpView
    Reads 16,183
  • WpVote
    Votes 2,563
  • WpPart
    Parts 13
جایی که دو تا یوتیوبر معروف با ماشین‌های دزدی، دوست دخترهای دیوونه و باباهای دیوونه‌شون، فیلم‌ها، پارتی‌های چای، سفر کردن، و احتمالاً عاشق همدیگه شدن، دست و پنجه نرم می‌کنن. Highest Rank: #1 - humor #3 - funny #63 - onedirection