اسپرم لعنتی🍸
کاپل ها:کوکوی، یونمین، نامجین
ژانر:خون آشام خشن امپرگ اسمات
_جونگ کوک با چشمانی که از خشم سرخ شده بود به مراسم ازدواج نگاه میکرد با خشم غرید:به چه جراتی با بچه من تو شکمش داره ازدواج میکنه
وضعیت: پایان یافته
Genere : smut ° romance
_: فقط بگو چرا از وقتی که قرار گذاشتیم تا الان که تقریبا دو ماه می شه من تاحالا قیافه تخمیشو ندیدم؟!
_: اون الان برای یه دادگاه مهم رفته آمریکا. تا یکم دیگه کاراش درست میشه بر می گرده!
_: برام مهم نیس کی کاراش راست و ریس میشه. فقط به اون جون جانگوک عوضی بگو اگه تا دو روز دیگه اینجا نبینمش...دیگه حقی نداره حتی اسممو بیاره!
[C O M P L E T E]
نویسنده:ماری
کاپل ها: یونمین ویکوک نامجین
ژانر: هیبرید،کمدی، فانتزی، فلاف، کیوت،اسمات،امپرگ
این مجموعه تشکیل شده از ۴ فصل:
فصل اول: my mochi kitty
تمکیل شده_ یونمین
خلاصه:
یونگی هیچ وقت فکرشو نمیکرد اوردن یه بچه گربه ی کیوت اون رو به کجا ها بکشونه.....
فصل دوم: my kookie bunny
تکمیل شده_ ویکوک
خلاصه:
تهیونگ بعد از گرفتن یه خرگوش گوگولی از نامجون انتظار هر چیزی رو داشت به غیر از یه پسر برهنه با یه دم و گوش خرگوش
فصل سوم: oH MaN HoLlY ShIt
تکمیل شده_امپرگ
فصل چهارم: wait.....WTF?
تکمیل شده
جیمین یه دکتر موفق کاملا استریته (خودش اینجوری میگه) و از گی ها بدش میاد و عاشق دوست دخترشه!
کوکی برادر جدید جیمین! یه خواننده گی موفق و خیلی تخس که میاد میشه بلای جون جیمین و تمام برنامه هاش رو بهم میریزه :)
(این فیک دیگه توی تو پیج اینستا آپ نمیشه و فقط اینجا میزارمش)
جیکوک💜
با چشم های براق با پدر خوندش نگاه کرد و لبش رو گزید تا بدون لکنت حرفش رو بیان کنه
× ددی
یونگی نیشخندی کوچیکی زد و دستی به موهای جیمین کشید
_ ددی ؟؟
به آبروی بالا رفته پرسید و لیسی به لبش زد
_ این کلمه رو به همه نمی گن بچه
جیمین لب هاش رو اویزون کرد و اخم کوچیکی رو بین ابروهاش نشوند
× ولی م...من مییی خوام ببگم چون ...
پاهاش رو به هم نزدیک کرد ، لب پایینش رو به دندون گرفت ، با دست ای کوچولوش چنگی به لبه ی هودی تو تنش زد و لا چشم های پاپی طوری به پدر خوندش نگاه کره کرد
× توو. . ددیه منی
کاپل ها کوکوی ، یونمین و نامجین
ژانر لیتل ، اسمات ، ددی کینک،روزمره
نویسنده مین کوالا و سولمیتم
Kim_mahsa
تموم شده
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst
همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم!
◆◆◆
_: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم!
_: البت برای تو آقای جون!
دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم:
امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم!
فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم...
_: هرکاری دوست داری باهام بکن!
_: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من.. ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره!
Kookmin_Vmin
◆◆◆
-تهلون؟
تهیونگ هومی گفت و برگه های تو دستش رو ورق زد.
-تدی.. نیدا تن
با کلمه های عجیب کوکی سر تهیونگ برگشت.
-کوکی؟؟؟
صدای شوکه شده تهیونگ کوکی رو ترسوند. کار بدی کرده بود؟
بغض کرد و لب پایینیش لرزید. به ثانیه نکشیده صدای گریه اش بلند شد و تهیونگو ترسوند.
-گریه نکن.. گریه نکن.. اشکال نداره کوکی. بیبی چیزی نشده که. معذرت میخوام
-تدی نالاحت شد
-نشدم. ببین.. خوشحالم . کار خوبی کردی بیب
-دلوخ میگی؟
-نه. نه. اشکال نداره. لباس خودته
اشکال نداشت کوکی لباسشو با قیچی تیکه تیکه بریده باشه. اصلا اشکال نداشت.تهیونگ میتونست بازم بخره.
.
..
...
تغییر کردن کار سختی نیست..
تنها چیزی که نیاز داره یه انگیزه درست حسابیه!
اگه به کیم تهیونگ رئیس مافیا میگفتن یه روز قراره واسه یه پسر بچه غش و ضعف کنی قهقهه میزد..
اما حالا همه چیز عوض شده..
کسی که مثل آب خوردن بدن آدمو با چاقو پاره میکرد، واسه آروم کردن یه پسر بچه خودشو به در و دیوار میزنه!
Name :
Im not your toy!!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/8/24
End:
1399/11/24
32 parts
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره
ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد.
جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...