Parallel worlds
10 stories
𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐃𝐢𝐚𝐦𝐨𝐧𝐝 || 𝓥𝓚𝓸𝓸𝓴 by moni_ir
moni_ir
  • WpView
    Reads 821,414
  • WpVote
    Votes 105,153
  • WpPart
    Parts 46
[𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅] توافق یعنی تو مال من باشی... عشق توی دنیای مافیا معنایی نداره. یه مافیا به آدم ها مثل اشیا نگاه میکنه، همونطور که وقتی چشمش یه الماس رو میگیره و اونو به هرطریقی به دست میاره، با آدم مورد علاقش هم همینطور رفتار میکنه، به دستش میاره حالا یا به میل خودش یا ... اما چی میشه رئیس با نفوذ ترین گنگ مافیا بفهمه به وجود یه پسر معتاد شده؟ چطور مخدر تخسش رو رام میکنه؟ و چی میشه اگه بفهمه این مخدر خاص تر و خالص تر از چیزیه که فکر میکرده؟ ❥───────────⋆⊰ ₂ 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫 : 𝐌𝐨𝐧𝐢 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤 ,𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬 ,𝐦𝐚𝐟𝐢𝐚 ,𝐂𝐨𝐦𝐞𝐝𝐲 ,𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟒𝟎𝟏/𝟏/𝟓 𝐄𝐧𝐝:𝟏𝟒𝟎𝟏/𝟓/𝟒 بوک تیزر داره، توی پارت معرفی تیزرش رو نگاه کنید💎
𝗥𝘂𝗻𝗮𝘄𝗮𝘆 𝗕𝗿𝗶𝗱𝗲 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 882,884
  • WpVote
    Votes 109,800
  • WpPart
    Parts 32
[Completed] جونگ کوک تمام عمرش دنبال جفتش می گشت ولی هیچ وقت انتظارشو نداشت وقتی پشت چراغ قرمز داخل ولووی قرمزش نشسته اون امگای لعنتی با کت و شلوار سفید عروسیش توی ماشین بپره و داد بزنه "گاز بده!" ______________ -[با فکی قفل شده به چشم های معذب پسر کوچیک تر خیره شد. - گذاشتی... مارکت کنه...؟ شمرده شمرده و با صدای سردی پرسید و قدم های آرومشو به سمت تهیونگ برداشت. - گذاشتی امگای منو مارک کنه؟ با نیشخند زهرآگینی پرسید و تهیونگ درحالی که لبشو می گزید با استرس دستشو روی گردنش گذاشت تا مارک کمرنگش رو پنهان ‌کنه. این جونگ کوک رو حتی بیشتر عصبی کرد. - حالا چیکارت کنم؟ یا نه... چطوری بکنم؟]- 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,+𝟏𝟖 "روز آپ: دوشنبه ها" 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
𝐕'𝐬 𝐂𝐚𝐦𝐩 𝐟𝐨𝐫 𝐏𝐞𝐜𝐮𝐥𝐢𝐚𝐫 𝐀𝐬𝐚𝐬𝐬𝐢𝐧𝐬 by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 195,512
  • WpVote
    Votes 33,330
  • WpPart
    Parts 33
- تو بوسه اول منو دزدیدی .فکر نمی کنی باید مسئولیتشو قبول کنی؟ + جداً؟ تو بیشتر از دو هزار سالته و انتظار داری باور کنم من بوسه اولتو دزدیدم؟ - چی می تونم بگم؟ من آدم سنتی ام. منتظر پرنسس سوار بر اسب سفیدم بودم... ولی یه شاهزاده از آب در اومد. نه که مشکلی داشته باشم... 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏, 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏, 𝒆𝒕𝒄. 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒖𝒑𝒆𝒓𝒏𝒂𝒕𝒖𝒓𝒂𝒍, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑪𝒓𝒊𝒎𝒆 𝔚𝔢𝔩𝔠𝔬𝔪𝔢 𝔱𝔬 𝔬𝔲𝔯 𝔣𝔯𝔢𝔞𝔨 𝔰𝔥𝔬𝔴, 𝔠𝔬𝔪𝔢 𝔪𝔢𝔢𝔱 𝔪𝔶 𝔪𝔬𝔫𝔰𝔱𝔢𝔯𝔰:) ::::::::: 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫 DO NOT COPY THIS WORK🚫
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 737,312
  • WpVote
    Votes 92,154
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,213,316
  • WpVote
    Votes 85,193
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
The brightest BLACK by PurpleflowerBlooms
PurpleflowerBlooms
  • WpView
    Reads 102,369
  • WpVote
    Votes 18,340
  • WpPart
    Parts 41
_ اگه یه رنگ بودی ، چه رنگی بودی؟ + نمیدونم...شاید سیاه، رنگ آرامش بخشیه...تو چی؟ _ دوست داشتم بگم سفید تا بتونم مکملت باشم ولی آخه سفید نیستم...شاید کِرِم؟ + مهم نیست چه رنگی باشی، بهرحال من فقط با تو کامل میشم... _ میدونی...تو روشن ترین و درخشان ترین سیاهِ دنیایی! ژانر : فانتزی و امگاورس، رمنس، مدرسه ای، کمی کمدی، انگست کاپل ها: کوکوی و بقیه هم تو داستان مشخص میشه🙈💜 #1 Romance ⭐ #5 omegaverse ⭐ #1 kookv ⭐ #2 فیک ⭐
Darkness Inside by SOGandKV
SOGandKV
  • WpView
    Reads 5,674
  • WpVote
    Votes 799
  • WpPart
    Parts 7
نام: Darkness Inside (تاریکی درون) ژانر: امگاورس/دارک/اسمات/کمی ترسناک/احتمالا امپرگ کاپل: Vkook وضعیت: درحال آپ جنون به مرز خودش رسیده بود و درنهایت شات ویسکیش رو درست به سمت شیشه تراس و اون شهر پر نور پرت کرد! شهری که حتی کم سو ترین نقطش هم از درون اون پرنور تر بود! اما اون گرگ لعنتیش مدتها به تنهایی در خشم و اندوه زندگی کرده بود پس حق داشت اگر اینبار دستو پای تهیونگ رو ببنده و بخواد اون پسرو در اغوش خودش نگه داره! چیزی که درست برخلاف خواسته تهیونگ بود و اون رو به نابود کردن جونگکوک ترقیب میکرد!
𝚂𝙴𝚅𝙴𝙽⁰⁷ by VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Reads 74,032
  • WpVote
    Votes 13,320
  • WpPart
    Parts 45
[completed] 8پسری که خیلی اتفاقی توی دانشکده باهم هم اتاقی میشن و این همراهی باعث رخ دادن یک سری اتفاق های مشکوک میشه. همه چیز مجهوله و هیچکس نیست که بتونه ابهاماشون رو برطرف کنه، و درنهایت تصمیم میگیرن صبر کنن... اون پسر ها چی دارن که یک نفر به همه سپرده تا هواشون رو داشته باشن و ازشون محافظت شه؟! اونا چین که یه نفر از بدو تولد حواسش بهشون بوده و هدایتشون کرده تا در نهایت، به خودش برسن... شاید اونها یک نفر باشند و اون یک نفر، خدا! پدر دستان خود را به آسمان برد و هفت ستاره از آن برچید و هر یک از آنها را یک به یک بر پیشانی هفت پسر خود نهاد و برای هریک تاجی درخشان ساخت.✨👑 و همین بسنده بود برای اینکه پدر، پسران خود را در نطفه ی آدم به میان آورد... شاید با نیت انتقامی به عمر هزاران سال... ______________________________________________ ℂ𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖:𝕍𝕜𝕠𝕠𝕜^ 𝕜𝕠𝕠𝕜𝕧 (𝕤𝕨𝕚𝕥𝕔𝕙) ℕ𝕒𝕞𝕛𝕚𝕟- 𝕪𝕠𝕠𝕟𝕞𝕚𝕟 ✴️سوپرنچرال، جنایی، فنتسی، برومنس، طنز، اسمات، درام✴️ قبل از شروع آماده شید برای سوپرایز های بزرگ، به بزرگی یه جهان جدید! ‼️𝘼𝙜𝙚 𝙬𝙖𝙧𝙣𝙞𝙣𝙜‼️
Star Renaissance || VKook ~ Completed by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 211,539
  • WpVote
    Votes 36,160
  • WpPart
    Parts 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 366,346
  • WpVote
    Votes 62,207
  • WpPart
    Parts 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین