List
72 stories
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 19,578
  • WpVote
    Votes 2,201
  • WpPart
    Parts 26
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
☕️Revival🪷 ~ Taekook by SmokyLey
SmokyLey
  • WpView
    Reads 271,396
  • WpVote
    Votes 23,248
  • WpPart
    Parts 72
جونگکوک، پسری که زندگی روی خوشی بهش نشون نداده همراه با هیونگش، یه خونه اجاره میکنند. یه شروع تازه برای زندگی بهتری که سالهاست آرزوشو دارند و کیم تهیونگ، صاحبخونه‌ای که از قضا یه کافه پایین همون خونه داره، نسبت به غم‌های پسر کوچکتر کنجکاو شده... ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• 🪷☕️🪷☕️🪷 Name: Revival Writer: Smokyley ✒️ Main Couple: Vkook Side Couples: Yoonmin, Namjin, Soohyup Genre: Romance,Gay❤️‍👨🏻‍❤️‍👨🏻, Drama, Smut🔞, Dailylife, HappyEnd✨️ ژانر: درام●عاشقانه●روزمره● طنز● غمگین●🔞اسمات(تمام کاپل‌ها با جزئیات)🚫● شاید کلیشه‌ای😈●هپی‌اند برای تمام کاپل‌ها ♡♡♡♡♡♡♡ نویسنده: Smokyley ✒️🫦 ⏰️وضعیت آپ: پایان یافته.✨️ همچنین در کانال تلگرام: SmokyLey@ میتونید داستان رو بخونید😌 ✨️🪷👨🏻‍❤️‍👨🏻☕️ کاپل ها: ویکوک یونمین نامجین سوهیوپ( لی سوهیوک و جیهوپ) □□□ ووت و کامنت اجباری نیست، اما اگه ببینم، مطمئنا خوشحال میشم.🧡ممنون از اینکه وقت با ارزشتونو میزارید و داستانمو برای خوندن انتخاب می کنید.💙 اگه خوشتون اومد هم لطفا به reading list اضافه کنید تا بقیه هم ببیننش.💜
Sweet Disasters by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 67,612
  • WpVote
    Votes 17,803
  • WpPart
    Parts 132
- اگر... اگر الان با همدیگه بخوابیم بد می‌شه؟ - می‌تونیم امتحانش کنیم. ‌ ‌ ‌*** از شبی که همسایه‌ی مو بنفشم با یک پتوی صورتی روی دست‌های بزرگش پا به اون آپارتمان لعنت‌شده گذاشت، صدای سرسام‌آور باس و موسیقی‌های کرکننده جای خودش رو به گریه‌های از ته دل نوزادی داد که جز به هم زدن روتین زندگی چهار مرد بالغ کار دیگه‌ای برای انجام دادن نداشت. زندگی شاهکارم قرار بود فاجعه بشه؛ و من باید همراه جریانی می‌شدم که می‌خواست از یک مانهواکای تنها و بی‌پول، عاشق‌ترین پدر دنیا رو بسازه. احتمالاً... جالب می‌شد. ‌ ‌👶🏻🐥👶🏻🐥👶🏻🐥👶🏻 Genre: Slice Of Life, Social, Romance, Smut Couples: YoonKook, VMin, Boy X Boy Written By: Kuro Cover By: KiVi
Abandoned | متروکه by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 91,708
  • WpVote
    Votes 17,381
  • WpPart
    Parts 28
« کامل شده ⚠️ » چه کسی پشت پنجره اون خونه‌ی متروکه و قدیمی بود؟ • پرونده‌ی حل نشده و مرموز خانواده‌ی جئون که سال هاست کسی از رازش خبردار نیست. کیم تهیونگی که یک سال به خونه‌ای در محله‌ی قدیمی نقل مکان کرده و چی می‌شه اگه بفهمه خونه‌ی روبروییش دقیقا همون خونه‌ی جئون‌هاست هاست، جایی که بعد از شش سال آتش می‌گیره و تیتر روزنامه‌ها تنها یک چیز رو می‌نویسن: بازگشت قاتلِ جئون‌ها! اما آیا واقعا اون شخصی که با تهیونگ ملاقات کرد، قاتلِ این پرونده‌ بود؟ • ویکوک استوری⛓ • رمزآلود، جنایی، معمایی و اسمات !
YOU BELONG TO ME |  VK  by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 144,714
  • WpVote
    Votes 14,804
  • WpPart
    Parts 23
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که دلش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌ هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «مشکلی نیست، منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵. Start: 1404/09/29 END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
... by choi_yoon7
choi_yoon7
  • WpView
    Reads 3,670
  • WpVote
    Votes 407
  • WpPart
    Parts 10
Eyes Never Lie [Persian Translation] by Yungidontmarryme
Yungidontmarryme
  • WpView
    Reads 999
  • WpVote
    Votes 179
  • WpPart
    Parts 26
کارآگاه کیم تهیونگ، معروف به «عجیب الخلقه»؛ مردی که از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا فقط به خاطر «بیش از حد باهوش بودن» اخراج شد، روش‌های عجیب و مخصوص خودش رو برای حل معماهای جنایی داره. تحلیل‌های نابغه‌وار و لحظه‌ایش، زبون تند و مغرورش و اخلاق کاریِ افتضاحش، سرتاسر کشور زبانزد همه ست. اما وقتی توی یکی از پرونده‌های خاصش بیشتر و بیشتر عمیق ‌شد، حتی روش‌های فوق العاده‌ش هم شروع به شکست خوردن کردن. چون در نهایت به حقیقتی می‌رسید که همه‌چیز رو زیر و رو می‌کرد؛ اینکه شاید قاتل زنجیره‌ایِ پشت تمام این قتل‌ها، کسی نباشه جز نامزد خودش.جئون جونگ‌کوک؛ بازیگر دوست‌داشتنی و تازه‌کاری که برای رسیدن به آرزوش با همه چیز دست‌وپنجه نرم می‌کرد،و هیچ‌چیز رو بیشتر از نامزدش دوست نداشت. حتی خودش رو. •COUPLE:VKOOK •Genre: Romance,mystery, Criminal, Psychological •Writer:bubblewarp1009
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 717,345
  • WpVote
    Votes 125,543
  • WpPart
    Parts 84
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵛᵏᵒᵒᵏ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 94,172
  • WpVote
    Votes 13,891
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
𝐃𝐄𝐋𝐈𝐁𝐀𝐋 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 233,630
  • WpVote
    Votes 31,766
  • WpPart
    Parts 69
اون امگای برادرم بود، کسی که دشمن من محسوب می‌شد؛ ولی بعداز دیدن چشم‌های خیس و لرزون و صدایی که مدام ازم کمک می‌خواست، نتونستم کمکش نکنم، کیم تهیونگ مال من بود؛ به‌هر قیمتی که شده نجاتش می‌دادم. . . . خلاصه: آدمی را دلیبال صدا میزنند که نه توان تحمل دوریش را دارند و نه توان نزدیکی بیش از حد به او را. ستاره‌ی مشهور و به نام قرن بیست و یکم، کیم ساموئل، امگایی با چشمهای آبی و موهای طلایی رنگ، اونقدر زیبا و پرستیدنی بود که می‌تونست هر انسانی رو فارغ از جنسیت ثانویه مجذوب خودش کنه! اما ماجرا زمانی شروع به ترسناک شدن کرد، که توسط معشوقِ سابقش تهدید به مرگ شد. سزار، آلفایی زخم خورده که برای گرفتن انتقام خانواده‌اش برگشته، چی میشه اگر تهیونگ برای نجات شهرت و اعتبارش دست به دامن این مرد بشه؟! تقابل بازیگر مشهور هالیوود و مافیای شهر هیوستون، هیچ‌وقت قرار نبود آخر و عاقبت خوبی داشته باشه.