[ عسل ] پایان یافته
ژانر : رمنس / امگاورس / فانتزی / روزمره / ...
کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ ...
- من رو سرزنش نکن، عشق باعث شد دیوونه بشم.
جئون جونگکوک یک آلفای غالبه که عادت داره به کافهی mon chéri بره و اونجا درس بخونه. چی میشه اگه ناخواسته خودش رو درگیر فکر کردن به صاحب کافه پیدا کنه و بعد نتونه از اون امگای زیبا دل بِکنه؟
[ Don't blame me - Taylor Swift ] - S1
[ This love - Taylor Swift ] - S2
[ Dear Reader - Taylor Swift ] - The End
♠️کاپل اصلی: کوکوی
♠️ژانر: امگاورس، سلطنتی، امپرگ
"در سرزمین تاریخی اَوِلون رسم بر آنست که همسر ولیعهد با استفاده از یک مراسم قرعه کشی از میان تمام مردم سرزمین انتخاب شود تا همگان امتیاز برابری برای تصرف این مقام داشته باشند و اینگونه است که خدایان برای سالهای سال از طریق خاندان سلطنتی با تمامی مردم در ارتباط بوده اند."
یا:
جونگکوک شاهزاده و ولیعهد اولون حالا دیگه یه آلفای بیست و یک ساله شده و به سن ازدواج رسیده. طبق رسم هزاران ساله خاندان سلطنتی، همسر اون باید از بین تمام امگاها، بتاها و آلفاهای زن متمایل به ازدواج سرزمین که برگه بخت آزمایی رو خریدند انتخاب بشه. جونگکوک از این رسم متنفره و تهیونگ هم امگاییه که هیچ علاقه ای به این ازدواج نداره. پس چه اتفاقی می افته که توی روز مراسم، کاهن اعظم اون ها رو به عنوان همسر همدیگه به مردم اولون معرفی میکنه؟
┊Summary:
همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیارهشون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود!
┊Teaser:
_ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد.
با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد:
_ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه!
دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت:
_ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
The Inception Of Nikita 🪐💙
genre: Secret
Couple: Vkook
Sub Couple: Hopemin
Writter: Sylvie 🌱
up: Saturday
Telegram: @papacita_01
[متوقف شده]
دکلکومانیا تصویری آینه ای ایجاد می کند که در نگاه اول یکسان است اما با نگاه دقیق تر متوجه تفاوت های ظریف می شوید.
و من تمام تلاشم رو کردم تا کسی رو بسازم که نیستم، هر روز به اون حسودی کردم و از خودم دورتر شدم!
باید بترسی ، از اون باید بترسی اون هر قاتلی نیست کیم تهیونگ اون یونگ وون هان قاتل والدین و معشوقه خودشه! کسی که بتونه پدر و مادر و عشقش رو بکشه انسان نیست فرزند شیطانه! اون تعادل روانی نداره!
زمان آپ نامشخص
جنده ی پارک چانیول بودن....۵ کلمه...۱۹ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون پارک لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی بک....ولی قراره جندش بمونی؟
🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
-نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟
محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون
نفسشو بیرون داد
+ار...اربا..
-زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری
دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش
-بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟
انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد.
یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش.
🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
-کسی رو هم کشتی؟
+فقط چندتا پلیس
-ادم چی؟
+نه فقط پلیس
🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه.
ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
✵نام فیک: بیا و دستمو بگیر
✵کاپل: چانبک
✵ژانر: مافیایی، اکشن، انگست
✵نویسندگان: baeconandeggs, byunandyeol
✵مترجم: B_a_H_a_R_61@
✵چنل: AmorFiction@
کی فکر میکرد بکهیونی که تو یه خانواده پلیسی به دنیا اومده یه روزی آرامش رو بین بازوهای بزرگترین رئیس باند مافیای شهر پیدا کنه؟