قشنگ ها
16 قصة
After بقلم imaginator1D
imaginator1D
  • WpView
    مقروء 726,390,311
  • WpVote
    صوت 11,506,789
  • WpPart
    فصول 114
Tessa Young is an 18 year old college student with a simple life, excellent grades, and a sweet boyfriend. She always has things planned out ahead of time, until she meets a rude boy named Hardin, with too many tattoos and piercings who shatters her plans.
How to Top بقلم onelasttae
onelasttae
  • WpView
    مقروء 3,917,779
  • WpVote
    صوت 200,038
  • WpPart
    فصول 39
in which the school's resident badboy helps a seemingly unattractive loser win the heart of his best friend. it sounds like a good idea at first, however, it's all fun and fake dates until somebody accidentally falls in love. a taekook fanfiction. onelasttae © 2020 boyxboy #1 // jeonjungkook #1 // bangtan #1 // #1 vmin
𝐆𝐚𝐩𝐤𝐫𝐚𝐬 𝐈𝐬𝐥𝐚𝐧𝐝  بقلم Rozhanpix
Rozhanpix
  • WpView
    مقروء 20,796
  • WpVote
    صوت 1,726
  • WpPart
    فصول 34
جونگکوک و تهیونگ زندگی ایده آلی دارند اما بعد از مدتی جونگکوک متوجه تغییر رفتار دوستاش و مخصوصا تهیونگ میشه ..... قسمتی از داستان : تهیونگ : وقتی یادت بیاد که باید چیکار کنی هم خودت راحت میشی هم من . حالا کَلَت رو خم کن و بین پاهام بزار . بعد از اینکه جونگکوک اینکارو کرد ، پاش رو بالا آورد و پشت سر جونگکوک نگه داشت . تهیونگ : میبینم خودت رو ؟ میبینی کجا هستی ؟ من اون بالام و تو اون پایینی جایی که به تو تعلق داره . می‌دونی اگه من صاحبت نبودم چه بلایی سرت میومد ؟ به جای این که ازم تشکر کنی که دارم باهات مثل انسان رفتار میکنم این جوابته . میخوای حتما بهت قلاده ببندم و به یک جا آویزونش کنم تا حَدت رو یادت نره ؟ میخوای از این به بعد اون روی منو ببینی ؟ امشب رو پایین میخوابی تا شاید فردا بهت لطف کنم . جونگکوک تمام مدت توی سکوت به حرفاش گوش میداد . همه ی مدت ازش دفاع کرده بود ، حرف های جیمین رو باور نکرده بود ، گذاشته بود ازش سواستفاده شه . پس چرا از وقتی جیمین اومده این رفتار ها شروع شده ؟ یا چون تازه داره دقت می‌کنه می‌فهمه ؟ . جونگکوک باید همه چیز رو میفهمید نمیتونست اینجوری زندگی کنه . کاپل اصلی :ویکوک سویچ کاپل های فرعی :نامجین،سپ،یونمین ژانر : روانشناختی،انگست،درام،اسمات🔞🔞 🥇#psychologcal 🥇#روانشناختی
Bağışla_vkook / ببخش _ ویکوک  بقلم vidles_queen
vidles_queen
  • WpView
    مقروء 100,743
  • WpVote
    صوت 11,964
  • WpPart
    فصول 62
نام رمان :Bağışla /ببخش کاپل ها : ویکوک / یونمین/نامجین ژانر ها :/تریلر/امگاورس /کمی طنز/درام/اسمات/ نام نویسنده : Queen_زمان آپ پنجشنبه _هپی اند قسمت هایی از رمان تب کرده بود میخواست از تختش پایین بیاد که نمیذاشتن تهیونگ : امگام ..امگام اون تو عمارته اون... خدمتکار تاج سوخته ای رو به الفا داد که روش طرح گل رزی بود . خدمتکار : متاسفیم عالیجناب ___ ___ ___ بازوش رو گرفته بود و محکم میکشیدش گریه هاش دوباره شروع شده بودن . روبروی همون میز وایسادن و اربابش رو به مرد گفت : ایشون بودن ؟! ~خودشه امادش کن ! _______________ تهیونگ : باورم نمیشه تو رو جای کوکی پاک و معصومم اوردم ! که یهو امگا زد زیر گریه امگا : ..هق ددی ته ته جونگکوکی یو دوشت نداره هق اون ..منوهق دوشت ندایه ..هق هیچکس ..هق جونگکوکی یو دوشت ندایه هق و بعد با صدای بلند تری گریه کرد و تهیونگ با منگ ترین حالت بهش خیره شد اون اون امگا لیتل بود ؟! تهیونگ : تو ..تو لیتلی ؟! __________
mafia love🖤 بقلم Park_dayji_munsoo00
Park_dayji_munsoo00
  • WpView
    مقروء 25,647
  • WpVote
    صوت 2,459
  • WpPart
    فصول 5
جئون جونگکوک؛ پسری امگا اروم ولی شکننده، گرایشش گِی ولی همه‌ی دخترای دانشگاه روش کراش دارن! جونگکوک زندگی سختی داشته... کیم تهیونگ؛ الفای خون خالص رئیس باند بزززرگ مافیا سردترین ادم روی کره زمین ک کشتن یه ادم براش راحتترین کاره! .. متاسفانه چون دانشگاش و تموم نکرده ب چشم دشمناش یه بچه ب حساب میاد و فعلا داره درس میخونه. توی دانشگاه ب هیچکس محل نمیده و سرش تو کار خودشه.... تا اینکه...... چی میشه ک جونگکوک ب تهیونگ دل ببنده ولی هویت اصلی تهیونگ و ندونه؟ چی میشه وقتی تهیونگ امگاش و پیدا میکنه! اما ردش میکنه.. چرا... چون.. ایا جونگکوک میتونه دل رئیس کیم و مال خودش کنه؟ کاپل : ویکوک ، سکرت✨ (تو داستان متوجه میشید!.) ژانر : امگاورس، امپرگ، مافیایی، خشن ، اسمات. نویسنده : لوبِن♡.
Haypophrenia بقلم KimTomrry
KimTomrry
  • WpView
    مقروء 4,992
  • WpVote
    صوت 674
  • WpPart
    فصول 9
name: Haypophrenia Main Couple: VKOOK Secondary Couple: Ziam, Yoonmin, Larry Genre: Angest, Drama, Romance, Smut ♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎ A Part of the story: گریش شدید تر شد و با هق هق ادامه داد.. _چ.چطور میتونم ب.بهت خیانت کنم وقتی..وقتی برای اینکه با.هات باشم جلوی ک.کل شهر بهت اعتراف کردم.و.وقتی بخاطرت جلوی خانوادم ایستادم و به طرد شدنم اهمیت ندادم.. تهیونگا منو ببین... ببین بجز‌ تو هیچکسو ندارم. دیگه خانواده ای برام نمونده. خانواده ی من تویی. تنها کسی که برام مونده تویی.... چطور میتونم بهت خیانت کنم لعنتیییییییی؟!. با مشتای کوچیکش به پاهای تهیونگ کوبید و جیغ کشید. _ چرا جواب نمیدیییی؟.. بگو لعنتی من چطور میتونم بهت خیانت کنمممممممم؟ ♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎ Comoleted: ••درحال آپ•• Writer: Sepica Start: 29/8/1400 End: .... *متوقف شده*
+5 أكثر
𝐂𝐡𝐢𝐥𝐝𝐢𝐬𝐡 𝐌𝐢𝐬𝐭𝐚𝐤𝐞 بقلم KimTomrry
KimTomrry
  • WpView
    مقروء 4,942
  • WpVote
    صوت 610
  • WpPart
    فصول 6
تهیونگ نفس عمیقی کشید و چشماشو بست و به سریع ترین حالتی که میتونست گفت : _ ماه دیگه عروسیمه پسر کوچیکتر با چشمای پر از سوال نگاش کرد ... منظور حرفشو متوجه نمیشد ... با مظلومیت و‌کمی ذوق لبخند زد... + ته میخوای با هم ازدواج کنیم؟ تهیونگ پووووف کلافه ای کشید و موهاشو‌چنگ زد... اگر میتونست همین الان پسرکشو که با مظلومیت روبه روش نشسته بود و اون سوال و پرسید رو تو اغوشش میکشید و بهش میگفت که همه ی اینا یه چیز برنامه ریزی شدس.. ولی نه اجازشو داشت و نه میتونست سر‌ جونش ریسک‌ کنه و جور دیگه ای به پسرکش بفهمونه... پس فقط تونست چشماشو با انگشت شست و اشارش فشار بده و زیر لب بگه: _ عروسی من با پسر عاقای لی.. -*-*-*-*--***--*-*-*-*-*-**--*-*-*-*--**--*-* خب خب اینم یه چند شاتیه موضوعش اومده بود توی ذهنم پس‌نوشتمش.. امیدوارم‌خوشتون بیاد:).. دو ورژن ویکوک و کوکوی توی همین بوک قرار میگیره... تاریخ شروع : ۱۴۰۰/۹/۲۷ تاریخ پایان : *متوقف شده*
|| Taekook Porn Hub || بقلم lmsabaaa
lmsabaaa
  • WpView
    مقروء 86,960
  • WpVote
    صوت 2,617
  • WpPart
    فصول 13
اسمات ویکوک هر وقت یاد یه اسمات قشنگ بیافتم در خدمت هستم This is Persian book(farsi) Top taheyung Bottom jungkook تاپ ته باتم کوک Cover by @beyzablnt
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | بقلم TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    مقروء 202,891
  • WpVote
    صوت 25,732
  • WpPart
    فصول 24
نام فیک :✨my white wolf✨ کاپل : ☕کوکوی☕ 🍩 ژانر 🍩 : 🐺امگاورس🐺 🍑ددی کینگ🍑🍥رمنس🍥 🍷اسمات🍷 🍼فلاف🍼 خلاصه :🍓 تهیونگ از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... 🍓 🍸جئون جونگ‌کوک آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ 🍸 🍨 « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »🍨 ✨🍑🍓🌈«بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ تهیونگ زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم کیم ... " "ددی...اههه..."» 🌈🍓🍑✨
+8 أكثر