𝘔Y L
149 stories
Morena𐙚 ni ii_Anii
ii_Anii
  • WpView
    MGA BUMASA 5,363
  • WpVote
    Mga Boto 706
  • WpPart
    Mga Parte 8
نمی‌دونم چطور براتون توضیح بدم؛ پس یک راست می‌رم سر اصل‌مطلب‌. پسرِ بیست‌ و شش‌ساله‌ی صمیمی‌ترین رفیقم من رو استاک می‌کرد و من وقتی فهمیدم موضوع چی بوده که... بهتره خودتون بخونیدش. - کیم تهیونگ. ► 𝗡𝗮𝗺𝗲: Morena🖤𖢆 ► 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Kookv ► 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Dark Romance, Smut, Drama
Bam's dad AU ni Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    MGA BUMASA 169,191
  • WpVote
    Mga Boto 22,286
  • WpPart
    Mga Parte 21
دوست پسرِ تهیونگ بعد از یک سال رابطه باهاش بهم می‌زنه چون از یک نفر دیگه خوشش اومده. حالا چی می‌شه اگه تهیونگ بخواد دنبال اون آدم بگرده؟ Writer: Ashil Couple: Kookv/Vkook AU Genre: Chat story, Comedy, Romance, Smut
Neighbors ni I_Jaime
I_Jaime
  • WpView
    MGA BUMASA 70,326
  • WpVote
    Mga Boto 8,746
  • WpPart
    Mga Parte 15
ایو و فیک‌چت توییتری [کامل شده] خلاصه: جونگکوک خوشحاله از اینکه برادر ناشنوای کوچولوش، جیسونگ، یه دوست ناشنوا پیدا کرده. فکر میکرد که دوست جدیدش یه پسر کوچیک همسن جیسونگه ولی حتی یه بار هم به ذهنش خطور نکرد که اون دوست میتونه یه پسر زیبا همسن خودش باشه به نام تهیونگ. ژانر: fluff ,angst, bullying OTP: Kookv نویسنده اصلی: heavensgguk مترجم: Jaime
BODYGUARD / VKOOK ni faeze615
faeze615
  • WpView
    MGA BUMASA 192,526
  • WpVote
    Mga Boto 12,259
  • WpPart
    Mga Parte 28
▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] ni Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    MGA BUMASA 192,209
  • WpVote
    Mga Boto 21,954
  • WpPart
    Mga Parte 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
Silk Rules Kookv ni llTARAll
llTARAll
  • WpView
    MGA BUMASA 47,162
  • WpVote
    Mga Boto 6,135
  • WpPart
    Mga Parte 12
‌‌ درست وقتی ال‌ پادرینو جئون تازه داشت با جای خالی همسر و پسرش کنار می‌اومد، دِین سنگین یه دوست قدیمی روی شونه‌هاش افتاد. مراقبت و پیداکردن یه همسر برای پسر کیم اون‌قدرها هم نباید سخت می‌بود؟ البته این فکر تا قبل‌از ملاقات کردن اون پسر بود‌. ژانر: امگاورس، ایج گپ، مافیا، عاشقانه، اسمات.
Abandoned | vkook ni Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    MGA BUMASA 85,264
  • WpVote
    Mga Boto 16,378
  • WpPart
    Mga Parte 28
« کامل شده ⚠️ » چه کسی پشت پنجره اون خونه‌ی متروکه و قدیمی بود؟ • پرونده‌ی حل نشده و مرموز خانواده‌ی جئون که سال هاست کسی از رازش خبردار نیست. کیم تهیونگی که یک سال به خونه‌ای در محله‌ی قدیمی نقل مکان کرده و چی می‌شه اگه بفهمه خونه‌ی روبروییش دقیقا همون خونه‌ی جئون‌هاست هاست، جایی که بعد از شش سال آتش می‌گیره و تیتر روزنامه‌ها تنها یک چیز رو می‌نویسن: بازگشت قاتلِ جئون‌ها! اما آیا واقعا اون شخصی که با تهیونگ ملاقات کرد، قاتلِ این پرونده‌ بود؟ • ویکوک استوری⛓ • رمزآلود، جنایی، معمایی و اسمات !
My Man/vkook ni kim_karsaa
kim_karsaa
  • WpView
    MGA BUMASA 373,726
  • WpVote
    Mga Boto 42,167
  • WpPart
    Mga Parte 43
-مرد من- جونگ کوک نمیخواست تا دوستاش بخاطر اینکه با کسی نیست مسخرش کنن پس عکس فوتوشاپ خودشو یه ادم دیگرو توی توییترش میزاره بدون اینکه بدونه اون ادم کیه.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل:تهکوک •پایان یافته•
Appa (KookV) ni NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    MGA BUMASA 192,225
  • WpVote
    Mga Boto 18,872
  • WpPart
    Mga Parte 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
Hera 🧚🏻 ni zakiehj
zakiehj
  • WpView
    MGA BUMASA 24,689
  • WpVote
    Mga Boto 3,256
  • WpPart
    Mga Parte 10
Name: Hera Genre: OmegaVers_ Angst_ Mpreg_ Romance _ Smut «این داستان، به زندگی امگای فقیری برمی‌گرده که مجبوره برای گذروندن زندگی‌ و به‌دست‌آوردن خرج تحصیلش، رحمش رو خونه‌ی جنین یک زوج عاشق که قادر به بچه‌دارشدن نیستند، بکنه؛ اما چی می‌شه اگه جفت حقیقی‌اش رو در بین همین اتفاقات پیدا و زندگی‌اش از این رو، به اون رو کنه؟»