The best
56 historias
تو منو دیوونه می‌کنی! por AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    LECTURAS 133,830
  • WpVote
    Votos 15,655
  • WpPart
    Partes 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
Like Peanut Butter & Cheese || VKook ~ Completed por Nika_Mdn
Nika_Mdn
  • WpView
    LECTURAS 20,906
  • WpVote
    Votos 2,786
  • WpPart
    Partes 3
🎐 مثل کرۀ بادوم‌زمینی و پنیر 🎐 "این، اولین باری نبود که تهیونگ مشکلات شغلی یا آسیب‌هاش رو از جونگوک مخفی می‌کرد. می‌دونست دلیل احمقانه‌ی پشت این کار چیه؛ اون یک آلفا بود و به تبعیت از همین گونه، ابداً حاضر به پذیرش مشکلات و آسیب‌هاش نمی‌شد! اما جونگوک دیگه چطور باید ازش خواهش می‌کرد دست از این قدرت‌نمایی برداره و بهش برای همراهی توی این شرایط فرصت بده؟ سنگ بزرگ غرور تهیونگ، بالأخره باید شکسته می‌شد... 🍥 ژانر: رمنس، روزمره، فلاف، امگاورس 🍥 کاپل: ویکوک
fox por sara199911
sara199911
  • WpView
    LECTURAS 377,470
  • WpVote
    Votos 33,835
  • WpPart
    Partes 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، bdsm ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
GaStraight por KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    LECTURAS 19,111
  • WpVote
    Votos 2,822
  • WpPart
    Partes 7
زندگی جونگ‌کوک تا قبل از پیاده شدن کیم تهیونگ از اون هواپیمای کذایی، معنای واقعی کلمه‌ی «ایده‌آل» بود. یعنی درست قبل از اینکه مجبور بشه مابین اونهمه درس و دوندگی برای پروژه‌ی دکتریش، میزبانی تهیونگی رو بکنه که معتقد بود پشت آفرینشش هدفی جز پرستش و به فاک دادن جئون جونگ‌کوک وجود نداره. به فاک دادن کی؟ جئون جونگ‌کوکی که به استریت بودن خودش بیش‌تر از تاریک بودن شب‌ها باور داشت. ‌ ‌*** - بعضی وقتا حس می‌کنم بهم آلرژی داری که این‌جوری ازم در می‌ری. جونگ‌کوک برای خودش چای ریخت و در همون حال با آرامش جواب داد: - ندارم. - پس چرا بهم نمی‌دی؟ ‌ ‌🦖🐰🦖🐰🦖🐰🦖 Couple: VKook Genre: Fluff, Romance, Smut Written By: Kuro
KISS║KOOKV por sufiland
sufiland
  • WpView
    LECTURAS 555,332
  • WpVote
    Votos 76,327
  • WpPart
    Partes 30
«کیم‌تهیونگ به دلایلی مجبور به ازدواج با آلفایی سلطنتی شده که همه از اون به عنوان یه فرد خشن و استبدادگر یاد می‌کردن اما...» ❈نام‌اثر: |بــوســه| ❈کاپل: کوکویـ ❈ژانر: امگاورس / ازدواج‌اجباری / انگست‌عاشقانه / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان یافته]✓ •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید. •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •فکر می‌کنم به عنوان نویسنده‌ بتونم به خودم بخاطر نوشتن کتابی متفاوت از دل یه کلیشه‌ی پرتکرار افتخار کنم. امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.
Shark ∥ کوسه {VKook, NamJin} por LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    LECTURAS 10,768
  • WpVote
    Votos 1,776
  • WpPart
    Partes 12
🔴 #Full 🔴 شاید وقتی موضوع درباره بزرگ‌ترین کلاهبرداری تاریخ دنیا باشه، اولین تصور شما از فرد یا افراد پشتش، آدم‌های خارق‌العاده‌ای باشن که مثل ابَرقهرمان‌ها بدون هیچ نقص و اشتباهی از عهده هر کاری برمیان. ولی چی می‌شه اگه اون‌ها بر خلاف نبوغ و خلاقیت زیادی که توی برداشتن کلاه آدم‌ها از سرشون دارن، به همون اندازه‌ هم آدم‌های دست و پا چلفتی‌ و بی‌احتیاطی باشن؟ چندتا مرد جوون با همدیگه هم‌خونه میشن تا بزرگ‌ترین سرقت و کلاهبرداری قرن رو برنامه‌ریزی کنن اما این وسط باید حواسشون به یه نوزاد ناخونده‌ هم باشه! فکر می‌کنید این آقایون جوان از پسش بر بیان؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: Shark نام داستان: کوسه Couple: VKook, NamJin کاپل: ویکوک، نامجین Action, Adventure, Romance, Smut اکشن، ماجراجویی، عاشقانه، اسمات ■ A Mini Novel by Mariana ■
(GANGSTER) COMPLETED   por sahar_78
sahar_78
  • WpView
    LECTURAS 620,891
  • WpVote
    Votos 58,292
  • WpPart
    Partes 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
LIFE || VKOOK  por imshyi
imshyi
  • WpView
    LECTURAS 140,387
  • WpVote
    Votos 18,266
  • WpPart
    Partes 41
| LIFE owes me a smile | - Completed- Couple: Vkook Genre: Romance, Drama, Angst, Smut *** شهرِ من، پناهِ من، قلب و روح و جسم من؛ اینجا تا وقتی تو باشی... تا وقتی این هوا رو نفس بکشی؛ به هرچی شرّ و دشمنیِ، به هرچی قهر و تمناست به هر چی جداییِ تا ابد لعنت میفرستم... دنیا بعد از تو خیلی تغییر کرد، بعد از تو من نگرانی‌هام‌ رو دفن کردم. ***
𝗧𝗶𝗴𝗿𝗶𝗱𝗶𝗮 ᵛᵉʳˢ por yelital
yelital
  • WpView
    LECTURAS 386,254
  • WpVote
    Votos 46,077
  • WpPart
    Partes 73
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت می‌کرد. اما در باطن روی انسان‌ها آزمایشاتی انجام می‌داد و با تزریق ژن و هورمون‌های حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت. در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد! یک دختر... یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠: - تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غم‌هات رو با قلبم به آغوش می‌کشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم می‌خورم تا ابد عاشقت باشم. 𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡 - بهم نگاه کن! منو می‌بینی؟ من با همین دست‌هام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت می‌کنم~ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK] por imcalix_
imcalix_
  • WpView
    LECTURAS 244,885
  • WpVote
    Votos 27,844
  • WpPart
    Partes 55
-Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی مهره‌‌ی کمر و شیارهای بیرون زده‌اش رسوند و ادامه داد: _ تو باعث می‌شی من عاشق این "غم" بشم. Fic name: رویای شیرین Couples: کوکوی/ویکوک Genres: درام، انگست، رمنس، نقد اجتماعی، اسمات، روزمره Writer: calix