me
88 stories
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 78,448
  • WpVote
    Votes 8,306
  • WpPart
    Parts 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
No One Was Like You | Vkook  by itshopeblossom
itshopeblossom
  • WpView
    Reads 55,364
  • WpVote
    Votes 6,256
  • WpPart
    Parts 51
- مهم اینه توی بدترین شرایط زندگیم برای اخرین بار اغوشی رو تجربه میکنم که برام ارزوی محال شده بود... - چطور میتونی انقدر بیرحم باشی؟ به صورت بقیه زل بزنی و با پوزخندت از پشت بهشون خنجر بزنی؟ Genre: Angest / Drama / Mystery / Romance
ÁSVALDUR | VKOOK 'Completed  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 5,383
  • WpVote
    Votes 834
  • WpPart
    Parts 25
وضعیت؛ پایان یافته✓ _همین‌جا بمون، نزدیک به من، کنارِ من. می‌خوام به هرجایی‌که قدم برمی‌دارم عطرت رو حس کنم. _تا کجا می‌خواید ادامه‌اش بدید ولیعهد؟! نزدیک نگهداشتن دشمنتون رو... نگهداشتن من رو، تا کجا پیش می‌برید؟ _انقدر که حس کنم از رگ گردنم هم بهم نزدیک‌تری! ~☆ نمایندگانی به‌ آوازه‌ی "شاه" از سوی خدایان با پرندگان بزرگی به زمین آمدند و راه و رسم زندگی را به مردم آموختند... آن‌ها وارث اژدها بودند و قدرت در رگ‌هایشان می‌جوشید! «مهم نیست چند کالبد و چند زندگیِ جدید رو تجربه کنم. انتهای تمامی داستان‌های من، به زندگی و مرگ همراه با تو گره می‌خوره.» این افسانه، یک تاریخچه‌ی کوچک از مردمانی‌‌است که بر سر وارثانِ خون، دلدادگی‌های ممنوعه، نفرت و جنون جنگیدند. _چشمهات عجیبن سیَه‌مو. جمله‌ای کوتاه با قصه‌ای بلند. چشمانش را پیش کشید، سکوت کرد و به تماشا نشست. مردِ مشکین‌مو قائده را با پیش کشیدن چشم‌های آران، پیش برد: _و تو... چشم‌های یک اژدها رو داری آران. -ÁSVALDUR- ازوالدور Epic-Fantasy, Adventure, Romance, Action, Angst, Smut. Written by.Dmitri
𝐅𝐨𝐫𝐛𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐯𝐞 by yeo_nabi7
yeo_nabi7
  • WpView
    Reads 12,184
  • WpVote
    Votes 1,088
  • WpPart
    Parts 47
𝐅𝐨𝐫𝐛𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐯𝐞 "عشق ممنوعه" خلاصه‌ی داستان: ولیعهدی که بر خلاف رسم و قوانین جامعه عاشق همجنس خودش، یعنی یه پسر خیاط رعیت میشه. پسرک رو همراه خودش به قصر میبره و در نهایت قصه ی عشقشون لو میره. در لحظه آخر، وقتی در یک قدمی مرگ ایستاده بودند، قولی غمگین و در عین حال شیرین آینده‌شون رو تضمین میکنه... حالا بعد از سی سال معشوق گم شده پیدا شده، اما چه بد که خاطرات همراه انسان از جسمی به جسم دیگر پرواز نمیکنند... 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐑𝐞𝐢𝐧𝐜𝐚𝐫𝐧𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐍𝐚𝐛𝐢 𝐔𝐩𝐝𝐚𝐭𝐞 𝐃𝐚𝐲𝐬: 𝐅𝐫𝐢𝐝𝐚𝐲𝐬
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 127,794
  • WpVote
    Votes 19,061
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
protects/ ܩحߊ‌ܦ̇ࡈ߭ߊߺࡅ߳ߺߺܙ by jkvfic_
jkvfic_
  • WpView
    Reads 321,863
  • WpVote
    Votes 29,245
  • WpPart
    Parts 35
𐙚فول شده پسر امگایی که در فانتزی های خودش میچرخید رفتن به بار و بازی کامپیوتری شده بود تفریح یا بهتره بگیم زندگیش ، اون دنبال جفت حقیقی خودش هست ولی از راه اشتباهی میفهمه جفت اون...دوست پسر خواهرشه..... ________________ ژانر:هپی اند،ماجراجویی،s.mut،رمان،امگاورس کاپل:ویکوک . فرعی:یونمین تایم آپ:رسیدن شرط هر پارت
𝑵𝑬𝑷𝑬𝑵𝑻𝒀   𝗅𝗅  ٺسڪؽݩ by vkook_lover
vkook_lover
  • WpView
    Reads 34,044
  • WpVote
    Votes 3,254
  • WpPart
    Parts 28
جئون جونگکوک پسری که با آرامش کنار تنها آدم مهم زندگیش درحال زندگی کردن بود، اما روزی میرسه که همه چیز با خاک یکسان میشه. پسر بدون هیچ خبری خونه ی مرد رو ترک می‌کنه و بعد با یک پیام کوتاه و غیر منطقی به دوست پسرش خبر میده که داره برای ادامه تحصیل از کشور خارج میشه و میخواد رابطشون رو تموم کنه... دوسال بعد بدون هیچ خبری، برای شروع زندگی جدید دوباره به کره برمیگرده و تو بزرگترین مجموعه مد به عنوان مدل قبول میشه. اما چی میشه اگه جونگکوک نه تنها قرار نکرده، بلکه توی مشت "کیم وی" رئیس شرکت لویی ویتون و دوست پسر سابقش بیفته!؟ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ┼‌ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ 𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ بخشی از فیک: "تو تنها عشق تک عشقم بودی... تنها و دردناکترین جای قلبم. حتی حالا که نفس‌هات از یادم میره هنوز با تمام وجودت داره میاد جونگکوک من هنوزم دوستت دارم.... حتی اگه این عشق آخرین زخم بی التئام من باشه. ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ┼‌ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ 𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ✢ کاپل اصلی: ویکوک ✢ کاپل فرعی: یونمین،نامجین ✢ نویسنده: ݪۅݩا ✢ تایم آپ: نامنظم ✢ ژانر:معمایی،درام،اسمات،انگست تلگرام:vkook_TK7
°!Alpha Jeon!°||°KOOKV° by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 1,122,610
  • WpVote
    Votes 114,393
  • WpPart
    Parts 40
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه.‌‌.. *** Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 33,168
  • WpVote
    Votes 3,970
  • WpPart
    Parts 16
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
Claimed تصاحب شده by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 84,994
  • WpVote
    Votes 5,375
  • WpPart
    Parts 19
Claimed تصاحب شده ژانر: ددی کینک، طنز، پزشکی، روزمره کاپل: کوکوی kookv - yonmin-namjin and ... وقتی یک جراح مغز سرد و موفق، سرپرستی پسری هفده‌ساله با گذشته‌ای سوخته رو قبول میکنه، زندگیش آروم ‌آروم از منطق به احساس کشیده میشه. تهیونگ: «اگه من پسر خوبی باشم... امشب بغلم می‌کنی ددی؟ فقط یه کوچولو؟