L
154 stories
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 105,813
  • WpVote
    Votes 10,405
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
KUMOREBI - KOOKV by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 15,327
  • WpVote
    Votes 2,232
  • WpPart
    Parts 13
≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance, Drama, Smut, Fluff, Omegavers ≈ Writer ↬ Alaric کیم تهیونگ در حالی که بخاطر نداشتن داروی کنترل هیت از درد هیت لعنتیش داشت به خودش می‌پیچید، مثل تمام هیت‌های دردناک گذشته‌اش جفت لعنت شده‌ای که هیچ اثری ازش نبود رو نفرین می‌کرد! کی از بازی سرنوشت خبر داره؟! تهیونگ حتی فکرش رو هم نمی‌کرد اون تماس اورژانسی زندگیش رو زیر و رو کنه! شاید پسر سی ساله‌ای که بخاطر یه سانحه رانندگی قراره زیر دست تهیونگ جراحی بشه، همون جفت مقدر شده‌ایه که تهیونگ شش سال تمام برای پیدا کردنش خودش رو به آب و آتیش زده...جراحی‌ای با احتمال موفقیت کمتر از سی درصد؛ برای راننده رالی‌ای که ماشین سواری مثل نفس کشیدن می‌مونه براش! +گفتم تو جفتمی؟! -چی میشه اگه جفتت باشم؟ جونگکوک عصبی خندید و با صدای بلندی گفت:چی میشه؟! فکر کردی قراره اتفاقی بیفته؟؟؟...آخ...هیچ...هیچ کوفتی قرار نیست بشه! فکر نکن حالا که جفت منی می‌تونی خودتو بهم بچسبونی! -خودمو بچسبونم؟! فکر کردی کی هستی؟ چی داری که یکی مثل من بخواد باهات باشه؟! جونگکوک سعی کرد بدنش رو از تخت فاصله بده و عصبی‌تر از قبل جواب داد:من... -بتمرگ! چشم‌های کور شده‌اتو باز کن ببین با کی طرفی جئون! من شبیه امگاهاییم که با دیدن جفتشون خیس میشن؟!
Red Ruby by Najra1995
Najra1995
  • WpView
    Reads 79,287
  • WpVote
    Votes 11,458
  • WpPart
    Parts 65
(یاقوت سرخ) ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ _به صدای قلبت گوش کن و هرکاری که گفت، همون کارو انجام بده +از اعتماد کردن به قلبم پشیمون نمیشم؟ _اعتماد به قلبت پشیمونی میاره و اعتماد به عقلت حسرت...تو کدوم و ترجیح میدی؟ +به قلبم گوش کردم... _خب...چی گفت؟ +میشه بغلت کنم؟ ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ کاپل: کوکوی_سکرت ژانر: تاریخی _درام_فانتزی_سفر در زمان نویسنده: لونا ( کامل شده*) ورژن کوکمین فیک در همین اکانت اپ میشه...
Mouraki Kookv (Completed) by LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Reads 6,212
  • WpVote
    Votes 1,067
  • WpPart
    Parts 12
«اتمام‌یافته.» همه فکر می‌کردن فقط یه طبیب امگاست، یه تنِ نرم واسه شب‌های سرد مورکای؛ ولی تهیونگ هیچ‌وقت اون‌قدر ساده نبود که توی آغوش یه آلفا، فقط بلرزه. اون لبخند خجالتی، اون چشم‌هایی که به آلفا زل می‌زد... زیادی همه‌چیز رو خوب به‌خاطر می‌سپرد. هر شبی که رئیس اسمش رو زمزمه می‌کرد، یه قدم به چیزی نزدیک‌تر می‌شد که هیچ‌کس نمی‌دونست دنبالش بوده.
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 499,782
  • WpVote
    Votes 74,316
  • WpPart
    Parts 60
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
+15 more
Pity or love (KookV) by lifeisyoulive
lifeisyoulive
  • WpView
    Reads 27,663
  • WpVote
    Votes 2,431
  • WpPart
    Parts 34
ترحم یا عشق تهیونگ با یه مارک به دنیا اومده بود که معنیشو نمیدونست اما وقتی معنیشو فهمید همه چی تغییر کرد و حضور جونگکوک تو زندگیش پر رنگتر شد. » کوکوی » عاشقانه » هپی اند » روزمره » تخیلی » پایان یافته
Vito  by Hvaab2677
Hvaab2677
  • WpView
    Reads 7,195
  • WpVote
    Votes 1,579
  • WpPart
    Parts 31
تمام شده " - همیشه تصور میکردم یکی از سفرهام به دریای جدیدی ختم میشه که اسمش رو ویتو میزارم. - ویتو؟ - یعنی زندگی؛ و من تمامش رو عمیقاً توی اقیانوس چشم‌هات دیدم، کشتی‌ من رو بارها بابت تصاحب قلبت داخلش غرق کردی موج‌بی‌رحم من!! " کوکوی رمنس، کلاسیک
In The Colour Of Acacia by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 585,326
  • WpVote
    Votes 55,424
  • WpPart
    Parts 57
- این گرگ یاغی‌ شغال‌صفت، زیادی برای تو رام و دست‌پرورده‌ست که این‌قدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ. - وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی. - زخمات این رو نمی‌گن! - بوسه‌هات چی؟ 𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy 𝗨𝗽: کامل شده «این فیکشن، امگاورس نیست»
Death In The Deep(KookV) by silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    Reads 23,667
  • WpVote
    Votes 2,854
  • WpPart
    Parts 45
🩵 Fic : Death In The Deep 🌊 🩵 Main Couple ➸ Kookv 🩵 Sub Couple ➸ Yoonmin 🩵Genre ➸ Romance, Fantasy, Historical, Smut, Angst 🩵 Age Category ➸ NC +18 🩵 Writer ➸ Silvia 🩵 UP⏱ ➸ Friday(9:00 pm) 🩵Story Description : زندگی تهیونگِ جهانگرد که اینبار به اقیانوس اطلس سفر کرده بود، با گره خوردن به مثلث شیطان تغییر کرد. تهیونگ با غرق شدن در آن گودال به دنیای جدیدی پا گذاشت که بی‌رحم‌ترین و قوی‌ترین امپراتور دنیا به آن سلطنت می‌کرد. سرنوشتی جز مرگ انتظارش را نمی‌کشید تا زمانی که فرمانروای آتلانتیس او را "آفرودیت" خواند. + اگر منی که هیچکس رو در این دنیا ندارم بخوام داخل قصرت پناه بگیرم، چه غرامتی باید بدم‌ تا بتونم‌ " عالیجناب" خطابت کنم؟..تا مثل تمام پری دریایی‌های آتلانتیس بگم‌ "‌چشم، فرمانروای من. دستورات شما تمام و کمال انجام میشه! " ...چه چیزی در ازاش می‌خوای!؟ _ خودت بگو تهیونگ، پایین این غرامت چه اسمی رو می‌نویسی تا برای همیشه پناهنده‌ی گودال تنهایی من باشی؟ + بوسه، اسم این غرامت توی دنیای من بوسه‌ست امپراتور!
𝐈 𝐅𝐨𝐫𝐠𝐨𝐭 𝐓𝐨𝐨 𝐁𝐫𝐞𝐚𝐭𝐡 | [𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯] by SugerAndMint
SugerAndMint
  • WpView
    Reads 43,427
  • WpVote
    Votes 6,369
  • WpPart
    Parts 26
•𝐒𝐮𝐦𝐦𝐞𝐫𝐲: تهیونگ دوباره ازش پرسید "پس به توافق رسیدیم اِنجل، هوم؟" جونگکوک حس می کرد داره صبرش رو از دست میده. سرشو بلند کرد و درِ جعبه رو بست. "باعث افتخارمه ، ددی." تهیونگ سمتش رفت ، چونه ی جونگکوک رو با انگشتش کمی بالا آورد و برای گذاشتن بوسه ای روی لباش خم شد، با تن صدای تهدیدآمیزی زمزمه کرد "خوش شانسی که ازت خوشم میاد." جونگکوک سعی کرد بفهمه که چطوری آخر سر کارش به یه شوگر ددی رسیده ، در حالی که تنها چیزی که می‌خواست چند بسته نودل فوری بود! •𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟 , 𝐬𝐦𝐮𝐭 , 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 𝐤𝐢𝐧𝐤(𝐍𝐨𝐧-𝐬𝐞𝐱𝐮𝐚𝐥) 🥇#𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 🥇#𝐭𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤 🥇#𝐓𝐨𝐩𝐤𝐨𝐨𝐤 🥇#𝐁𝐨𝐭𝐭𝐨𝐦𝐭𝐚𝐞 🥇#𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 🥇#𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐓𝐡𝐞 𝐨𝐫𝐠𝐢𝐧𝐚𝐥 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐜𝐞𝐫𝐝𝐢𝐭 𝐛𝐲 𝐥𝐨𝐜𝐤𝐬