خونده شده 🥹❤️‍🔥🖋
11 histórias
MeOw | PERSIAN TRANSLATION | de zr___2004
zr___2004
  • WpView
    Leituras 10,363
  • WpVote
    Votos 2,043
  • WpPart
    Capítulos 13
~COMPLETED~ _عضله هات خیلی سکسی‌ان، می‌تونی قیافه‌تو هم بهم نشون بدی؟ _نوپ، به جاش می‌تونم دیکمو بهت نشون بدم. ~ZIAM MAYNE ~SHORT STORY ~PERSIAN TRANSLATION ~SEXT ~SCHOOL ~SMUT #1 ziam #1 ShortStory
Storm /ziam/ de mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    Leituras 20,494
  • WpVote
    Votos 3,897
  • WpPart
    Capítulos 15
. لیام تو واقعا اینجایی؟ لیام دیگه نمیری؟ لیام کمی مکث کرد سرش رو به طرفین تکون داد ل-نه دیگه ازت جدا نمیشم . A short ziam story .
Sea's whisper [L.S | Z.M] de Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Leituras 197,913
  • WpVote
    Votos 44,536
  • WpPart
    Capítulos 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
SYNDROME [ZiamFanfiction] de Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Leituras 117,611
  • WpVote
    Votos 19,349
  • WpPart
    Capítulos 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
fools gold (Ziam)(mpreg)  de setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Leituras 285,771
  • WpVote
    Votos 37,819
  • WpPart
    Capítulos 50
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بی‌محلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام‌ اما با همه‌ی اینا من بازم عاشقتم :))))
fool for you(book2&3) (ziam) de setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Leituras 208,597
  • WpVote
    Votos 32,071
  • WpPart
    Capítulos 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود
My broken heart(Ziam♡) de hnii_dr
hnii_dr
  • WpView
    Leituras 181,656
  • WpVote
    Votos 29,083
  • WpPart
    Capítulos 63
•Completed• "قلب شکستهِ من" میشه نری؟ میشه برای چند ثانیه تظاهر کنی که دوسم داری؟ میشه حداقل یه بار به دروغ بهم بگی دوستت دارم؟ انقدر تو حسرت این دوتا کلمه دارم میسوزم که برام مهم نیست دروغه برام مهم نیست که تو ازم متنفری میشه حداقل الان که از پیشم میری برای آخرین بار بغلم کنی؟ فقط همین یه بار قول میدم بعدش دیگه من و نمیبینی... #1 fanfiction
Zitten [ZIAM MAYNE] de soha_mayne
soha_mayne
  • WpView
    Leituras 61,692
  • WpVote
    Votos 16,337
  • WpPart
    Capítulos 4
سرنوشت یک دانشجوی دامپزشکی با دیدن عجیب ترین گربه ی زندگیش به طور کلی عوض شد هشدار: این یک کتاب تخیلی است، اگر با بیش از حد بامزه بودن بیش از حد تخیلی بودن مشکل دارید کتاب رو مطالعه نکنید- Mpreg
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] de Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Leituras 123,992
  • WpVote
    Votos 16,256
  • WpPart
    Capítulos 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
chocolate angel [Z.M] de i_Chocolate
i_Chocolate
  • WpView
    Leituras 30,992
  • WpVote
    Votos 5,308
  • WpPart
    Capítulos 28
"تو فرشته شکلاتی زندگی منی" "نیاز دارم بغل بشم، بغلم میکنی؟" • شکلات هایی که هنوز خورده نشده بودن •