خوانده‌شده
8 truyện
bakugou x midoria bởi arirka
arirka
  • WpView
    LẦN ĐỌC 1,303
  • WpVote
    Lượt bình chọn 125
  • WpPart
    Chương 1
وان شات شیپ میدوریا و باکوگو:)💥
MHA bởi lSnowl
lSnowl
  • WpView
    LẦN ĐỌC 10,168
  • WpVote
    Lượt bình chọn 808
  • WpPart
    Chương 20
°•My hero academia •Smut •oneShot •Yaoi •Todobaku •Tododeku •Bakudeku •Shinkami •Kiribaku •and other °•Snow
مرد پنجه ای bởi Obsessum
Obsessum
  • WpView
    LẦN ĐỌC 920
  • WpVote
    Lượt bình chọn 62
  • WpPart
    Chương 5
بارثولومیو کوما. نفرتِ من از این شیچیبوکای، از ضعفم در برابر قدرتش سرچشمه می گیره. اسپویل! قسمت های 375 و 376 و 377
Suibian bởi YIZHANFICTION
YIZHANFICTION
  • WpView
    LẦN ĐỌC 36,002
  • WpVote
    Lượt bình chọn 6,135
  • WpPart
    Chương 32
⛓~ هَڔ ڿۍ ~♟ 'میدونم که تو یه عوضی عجیب غریبی مستر ژان! من واقعا یکی از طرفداراتم. منظورم اینه که...کی دوست داره مامور فوق العاده شیائو ژانو ملاقات نکنه ؟' "تو واقعا منو خجالت زده کردی...یه امضا میخوای؟" با پوزخندی رو لبام پرسیدم. °~°~° مامور شیائو ژان توسط گنگستری دزدیده میشه... -ییبویی که به پرنس یخی مشهوره- [ورژن اصلی و بدون تغییر داستان] ➻ Ts: @nspider ➻ Wr: @Sa_Ru_Art Thanks for your permission na♡
+9 tag khác
captive(completed)  bởi zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    LẦN ĐỌC 14,406
  • WpVote
    Lượt bình chọn 2,626
  • WpPart
    Chương 12
وانگ ییبو خلبانی که در کشور دشمن سقوط می کند و به دست کاپیتان دشمن اسیر می شود چه اتفاقی می افتد اگر کاپیتان دشمن به جای تحویل دادن ییبو خیالات دیگری داشته باشد؟ این فیک ترجمه ایه
A flower in winter (Complete)  bởi zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    LẦN ĐỌC 133,663
  • WpVote
    Lượt bình chọn 21,988
  • WpPart
    Chương 46
امگایی که باید خوشبختی اش را بخاطر شاهزاده بودنش فدای کشور و خانواده اش کند و تن به ازدواج با آلفایی دهد، که سال ها با کینه ای آزار دهنده از امگاها، زندگی کرده است
+14 tag khác
Step father (Completed)  bởi mirror_77
mirror_77
  • WpView
    LẦN ĐỌC 69,044
  • WpVote
    Lượt bình chọn 14,661
  • WpPart
    Chương 73
با تو همه چی برام قشنگ تره... همه چی متفاوت تره... وقتی با توام دنیا رو جور دیگه ای میبینم... برام دیگه مهم نیست کجا باشم... چون بعد از اون اتفاقا تازه متوجه شدم عشق یعنی چی! عشق یعنی تو!!! پس تو هرجا بری...منم باهات میام! ای آن که آن چنان دوستت داشتم که عشق آتش گرفت! دوستت دارم❤️ داستان پسری که پدر خوانده اش خانواده، دوست و معشوقش شد.
+11 tag khác
(oneshot Yizhan) bởi AnaBim8
AnaBim8
  • WpView
    LẦN ĐỌC 910
  • WpVote
    Lượt bình chọn 112
  • WpPart
    Chương 2
وانشات های کوتاهی از ییجان خیلی وقت بود نوشته بودم و بالاخره طلسمش شکستم و اولیش رو اپ کردم