hopefully gonna read soon😪
47 stories
Kookv Mr And Mr Jeon [ Complete ] by alpha_kookv_writer
alpha_kookv_writer
  • WpView
    Reads 368,995
  • WpVote
    Votes 44,107
  • WpPart
    Parts 25
آقا و آقای جئون🍸 دو تا دشمن دو تا پسر یه کراش بچگونه یه سو تفاهم و یه ازدواج اجباری چجوری قراره با هم کنار بیان؟؟؟؟ زوج ها: کوکوی ویکوک سوییچ ( هر دو میتونن تاپ باشن ) نامجین یونمین ژانر: روزمره مدرسه ای طنز اسمات🔞🔞🔞🔞 امپرگ ته
Bruised sky [Yoonmin, Vkook, Namjin Au]~Completed~ by Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    Reads 81,600
  • WpVote
    Votes 12,031
  • WpPart
    Parts 45
🖤آسمان کبود🖤 [کامل شده] [فصل دوم فن فیکشن دریای سیاه] گفت: "بخاطر خودت از تو دست کشیدم،برای اینکه بیشتر آسیب نبینی!" مثل این می موند که تو دریا غرق بشم و آخرین تلاشهاش رو هم برای نجاتم دریغ کنه! چطور میشد بدون اون آسیب نبینم؟ انگار نمی دونست آینده ی آرزوهام به بودنش بنده! دست هامو در حین غرق شدن رها کرد تا آسیب نبینم! چه توجیه احمقانه ای... ~•~•~• • ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات • کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین • کاپل های فرعی: چانبک، سکرت • نویسنده: @Sheix_12 چنل: @yoonmin_area • تاریخ شروع: 1 مارچ 2020 • وضعیت: کامل شده • تاریخ پایان: 24 نوامبر 2020 highest rank so far: #1 in Angst #1 in Crime #1 in ویکوک #1 in یونمین #1 in نامجین #1 in Romance #1 in Jimin #2 in تهکوک #2 in Taekook #2 in Yoonmin #2 in Namjoon #2 in Hoseok #3 in Yoongi #3 in Vkook #3 in bts
𝗧𝗵𝗲 𝘁𝗿𝘂𝗲 𝗹𝘂𝗻𝗮 || 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃 by Christopher_iw
Christopher_iw
  • WpView
    Reads 385,954
  • WpVote
    Votes 39,468
  • WpPart
    Parts 42
[Completed] بهش میگفتن جِی کِی چون بیرحم ترین و سرد ترین رئیسه پک،،یا بهتر بگیم..رئیسه بانده مافیاییه بلک بلاد بود و همگی از او وحشت داشتند. البته همه غیر از چند نفر...که کیم تهیونگ یکی از لجباز ترین و پرو ترینِ آنها بود که از شغله آلفاش هیچ خبری نداشت و همیشه دسته رد به سینه ی اون میزد. رابطه ی این دو به آرامی و کاملا عادی شروع شده بود تا وقتی که دشمن های بانده کوک از موضوعی که جونگکوک امگای حقیقیش رو پیدا کرده خبر دار شدن و برای صدمه زدن به او..فکوس کردن روی امگای اون که بدترین نقطه ضعفش بود،،کیم تهیونگ! "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- [the true luna] ژانر: امگاورس / مافیا / انگست / هیجانی / اسمات کاپل: کوکوی / یونمین / نامجین / چانبک آپ: نامنظم "--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"--"- +من بخاطره شغله لعنتیه تو..هزاران بار مورده حمله قرار گرفتم... -تهیونگ صبر کن... +بخاطره شغله تو نزدیک بوده که بمیرم!! -تهیونگ... +بخاطرههه شغله توو زندگیم نابودد شدد!!اونوقت چی؟؟توی چشمام زل میزنی و تایید میکنی که تو رئیسه مافیایی؟؟!تموم شد کوک!...هرچی که بینه ما بوده همین الان تموم شده میفهمی؟؟نه دیگه تو آلفای منی..و نه من امگای تو..تمام! -یک قدم دیگه پات رو از لبه ی اون در بیرون بزار تا یه گلوله توی مغزه نحیفت خالی کنممم!!
Holy bitch | Vkook️✔ by Diabolus_04
Diabolus_04
  • WpView
    Reads 3,929
  • WpVote
    Votes 503
  • WpPart
    Parts 1
-کی فکرشو میکرد جئون جونگ کوک، دادستان سرد و مغرور آخر هفته ها یه بیبی بوی لعنتی بشه و از به فاک رفتن خودش فیلم بگیره؟! Cover by Nyctowx 📜🔗⛓🔗⛓🔗⛓🔗⛓🔗📜 Name: [Holy bitch] Writer: [KS] Couples: [Vkook] Genr: [dram≣smut≣criminal] Condition: [Oneshot]
Hidden love  by K_koren_kpop
K_koren_kpop
  • WpView
    Reads 160,156
  • WpVote
    Votes 21,310
  • WpPart
    Parts 27
تـهـیـونـگ بـا چـشـمـایـی ڪه بـا عـصـبـانـیـت پـر شـده بـود بـه طـرف جـفـتـش چـرخـیـد چـشـمـای جـونـگ ڪوڪ پـر از نـگـرانـی و نـاراحـتـی و هـمـیـنـطـور گـیـجـی بـود _ ڪه چـون مـن جـفـتـتـم... هــا... تـهـیـونـگ زمـزمـه ڪرد نـفـس عـمـیـقـی ڪـشـیـد و از جـاش بـلـنـد شـد _ جـونـگ ڪوڪ... مـنـو رد ڪن... یـا مـن ردت مــیـڪنـم... انـتـخـاب ڪـن....! -------------------------------------------------- ཊٜ𖢿꯭𝔾𝕖𝕟𝕣𝕖: 𝔸𝕔𝕥𝕚𝕠𝕟 , 𝕤𝕞𝕦𝕥 , 𝕠𝕞𝕖𝕘𝕒𝕧𝕖𝕣𝕤 ཊٜ𖢿꯭ᴄᴀᴘᴇʟʟɪ : ᴋᴏᴏᴋᴠ , ʏᴏᴏɴᴍɪɴ , ɴᴀᴍᴊɪɴ
💠My Boss_Vkook💠 by Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    Reads 338,656
  • WpVote
    Votes 53,122
  • WpPart
    Parts 85
[رئیس من ] جونگ کوک عاشق رئیسش شده اون درمورد همه چی توی دفترش می‌نویسه و خب...کل اونا از رئیسشه _____ Couple:Vkook _____ وضعیت:تمام شده.
+11 more
 𝑫𝑨𝑰𝑺𝑰𝑬𝑺 || 𝕍𝕂 by JDellam
JDellam
  • WpView
    Reads 42,198
  • WpVote
    Votes 4,795
  • WpPart
    Parts 10
توجه: فعلا متوقف شده!! ⛓این فیک همان "my beautiful" سابق است!!! کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین ژانر: امگاورس، رومنس، فلاف، لیتل انگست خلاصهꜜ ⟮ از چندین هزار سال پیش در افسانه ها از پسری یاد شده که با متولد شدنش در قالبی بر ضد ماهیتش همه چیز رو عوض می‌کنه؛ یک امگا... امگایی که جفتش رو صاحب قدرت و برتری می‌کنه و قدرتمندترین و زیباترین وارث رو به دنیا میاره. همه‌ی مردم اون رو یه معجزه میدونستن، یه الهه... ولی اون از وجودش متنفر بود، از اینکه نمی‌تونست یه زندگی عادی داشته باشه... ⟯ قسمتی از فیکꜜ ⊹"دیزی..." جونگکوک سرش رو از قفسه‌یِ سینه‌ی ته فاصله داد و قبل از اینکه حرف دیگه‌ای به زبون بیاره انگشت اشاره‌ش رو روی لب‌هاش گذاشت. "ته اگه من دیزی باشم، توم خورشیدِ من می‌شی؟" تهیونگ که تا اون لحظه با ابروهای بالا رفته بهش نگاه می‌کرد، سر انگشتی که روی لبش بود رو بوسید. صورتش رو بین موهاش فرو برد و رایحه‌‌ی وانیل و بگونیای جفتش رو عمیق نفس کشید. "مگه من می‌تونم به بگونیام نه بگم هوم؟! گلِ کوچولوی من به نورِ خورشیدش نیاز داره و اونم قراره تا ابد این نور رو بهش بده!"༉ Best ranking 𖤛 #1 out of 2.15k bts🏅 #1 taekook🥇 #2 jin🥈 #2 kookie🥈 #2 hoseok🥈 #2 tae🥈 #2 fic🥈 #5 out of 3.13k fanfiction🏅 تاریخ شروع: 99/7/6
_𝔻𝕖𝕝𝕚𝕔𝕚𝕠𝕦𝕤_ by JkV250
JkV250
  • WpView
    Reads 69,801
  • WpVote
    Votes 7,200
  • WpPart
    Parts 11
والدین جونگ کوک امگای کیوت ۱۶ سالشون رو دست آلفای هورونی بزرگتر از خودش می‌سپارند اما اونا نمیدونن که قرار چه بلایی توی این یک ماه سر بچه اشون بیاد....!!!! حتما به لیستتون اضافه اش کنید🙏
Serendipity ||🧧 by suka41roomina
suka41roomina
  • WpView
    Reads 105,282
  • WpVote
    Votes 9,877
  • WpPart
    Parts 22
‼️هشدار‼️ این بوک ممکنه برای بعضیا شامل صحنه‌های دلخراشی باشه پس اگه تحمل دیدن ندارین، لطفا کنارش بزار! _______ Serendipity به معنای پیدا شدن کسی بدون اینکه از قبل منتظرش بوده باشی یا دنبالش گشته باشی؛ تحولی از طرف سرنوشت: 'کیم تهیونگ دانشجویی که گذشته‌ی کثیفی داشته ولی بعد از اون توبه کرده و مسیر زندگیش عوض شد، او سعی داره زندگی عادیش رو با درس خوندن و کار کردن بگذرونه ولی چی میشه اگه ناشناسی بهش تکست بده و با گذشته‌ش برای اجبارش به خواسته‌هاش، تهدیدش کنه؟' [این داستان بازنویسی نشده و دارای صدها اشتباه نگارشی، ادبی و... هست؛ امیدوارم ضمن اینکه اشتباهات رو برام کامنت میزارید، تا آخر از داستانم لذت ببرید و لطفا چیزایی مثل "انرژی‌اش، خاموشی‌اش" رو که "انرژیش، خاموشیش" مینویسم رو روش زوم نکنید یا حتی کسره که بجاش "ه" آخر چسبان میزارم؛ چون برای راحتی ریدرام اینطور پیش میرم و عمدیه. ولی ممنون میشم کلماتی که از سر حواس‌پرتی با "حروف" نادرست مینویسم رو برام کامنت بزارید مثل: "صرفه" کردن که درستش میشه "سرفه"] _______ به قول نویسنده: یه چیزایی قابل جبران نیست... مثل دل‌هایی که شکسته شدن چشم‌هانی که خاموش شدن شخصیت‌هایی که خورد شدن کمری که خم شد و در آخر حرمتی که از بین رفت. روحم ب
The best mistake by vnian_
vnian_
  • WpView
    Reads 125,886
  • WpVote
    Votes 14,819
  • WpPart
    Parts 40
با استرس به دستِ پیرمرد خیره شده بودن. پیر مرد بعد از چندبار بررسی سنگ ها ،از بالای عینکش به زوجی که امیدوارانه بهش چشم دوخته بودن و منتظر نتیجه بودن نگاه کرد. چندبار با خودش مرور کرد که دقیقا چی باید بهشون بگه و کلمات رو تو ذهنش تکرار کرد. ایستاد و گفت "تبریک میگم . زوج خوشبختی خواهید بود. فقط یه نکته ای هستش ک...." بعد از نفس عمیقی که کشیدن نگاه هر دو به پیر مرد خیره موند. چی شده بود؟ چه چیزی مهم تر از اینکه این جفت با دردسرای زیاد بالاخره بهم رسیده بودن و دیگه شکی در عشقشون وجود نداشت؟!!! کامل شده ✅