Bts
120 stories
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒2 | جسـارت  by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 48,205
  • WpVote
    Votes 4,135
  • WpPart
    Parts 27
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فصل دوم فن‌فیکشن جسارت • ⤎ بعد از برملا شدن رازهای نهان شده و جسارتی که جئون جونگ‌کوک برای فریب دادن خانواده لی و خیانتی که در حق رونا و عشقشون کرد، حالا همه چیز خیلی نفرت‌انگیز پیش می‌رفت. البته نه برای جونگ‌کوک! در یک جایی گوشه‌ای از خواب‌های بد شبانه‌اش، می‌دونست که یک روزی کابوسش زنده می‌شه و گلوش رو به قصد کشتنش فشار می‌ده! ⋅───╼─╾───⋅ _ جونگ کوک... مطمئن باش که من یک روزی با دست‌های خودم می‌کشمت! تقاص کاری رو که با من و عزیزانم کردی، حتما پس میدی! اما جونگ کوک عین خیالش نبود. سرخوش از جاش بلند شد. _ اوه عزیزم... منتظر مرگ با دستای گرم و نرمت هستم! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ⤷ Min Yoongi ⤷ Kim Seokjin ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Dram ⤷ Exciting
᭝‌ 𝐖𝐮𝐧𝐝𝐞𝐫 by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 3,086
  • WpVote
    Votes 280
  • WpPart
    Parts 5
،، وضعیت: پایان‌یافته 𓏲 ⤎ جئون جونگ‌کوک مردی زیبا و افسونگر بود اما به خاطر پیشینه سیاهش، تمام شب‌هاش رو در گیسانگ‌خانه‌ها صرف عیش و نوش می‌کرد. اون پسری تنها بود که روزهاش رو به قمار و شب‌هاش رو به عیاشی سپری می‌کرد. با خبر ورود شاهزاده سقوط کرده پادشاهی به پایتخت، زمزمه‌های جدیدی میون مردم پخش شد. "دختری که رویش سیاه است" "دختری که باعث سقوط شاهنشاهی می‌شود" اما صبر کن... آیا دختر زیبا و گستاخی که چشم‌های جادویی داشت و جونگ‌کوک اون رو در قمارخانه دید، همون شاهزاده سقوط کرده بود؟ ⋅───╼─╾───⋅ - اوه... تو باید همون مردی که تمام شب رو با زن‌های فاحشه سر می‌کنه باشی. - تو هم باید همون شاهزاده سقوط کرده که کل پادشاهی به سُخره گرفتن باشی! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Min HaeRa ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Historical ⤷ Angst
᭝‌ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 26,051
  • WpVote
    Votes 3,380
  • WpPart
    Parts 74
،، وضعیت: پایان‌یافته𓏲 ⤎ زمانی که مین تیا از فشار زندگی نکبت‌بارش می‌خواست به زندگی خودش خاتمه بده، یک سانحه توی نظام هستی به وجود اومد. شاید تیا از درون مرد اما جسم اون هنوز زنده بود! یک سفرِ روح، شخصی رو از گذشته به آینده کشوند و در جسم اون زنده کرد. پارک تانیایی که توی تاریخ به زنی بی‌رحم مشهور بود حالا در جسم ضعیفی چشم باز کرده بود تا سرنوشتش رو کامل کنه. شاید تانیا دلش می‌خواست زندگی جدیدی رو شروع کنه اما خون یک نفر روی دست‌هاش سنگینی می‌کرد و به قتل متهم بود. عشق چطور؟ جونگ کوک می‌تونست قلب سرد اون رو گرم کنه؟ ⋅───╼─╾───⋅ جونگ‌کوک با انگشت شست مشغول نوازش گونه نرمم که به خاطر اشک‌ نسبتا مرطوب شده بود، شد. خشکی لب‌هام باعث می‌شد طعم بوسه‌ای که داشت بهم هدیه می‌داد مزه درد و عجز بگیره. - می‌ترسم از روزی که مجبور باشم این لب‌های باریک و این آغوش امن رو رها کنم و برم. با چشم‌هایی که تنها به لب‌هام خیره بود و چونه‌ام رو نگه داشته بود، زمزمه کرد: - نترس به خاطر اینکه حق همچین کاری رو بهت نمی‌دم... هر جا تو باشی من هم همون‌جا هستم چون ستاره همیشه کنار ماهِ تیره‌اش می‌درخشه! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Min Tia ⤷ Park Jimin x Kim Hara ⤷ Luhan x Park Tanya ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Fantasy ⤷ Historical ⤷ Mystery ᝰ UP: یک‌بار در هفته
Avi○r by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 70,597
  • WpVote
    Votes 7,916
  • WpPart
    Parts 48
وی، اون یک خدای طرد شده بود که برای رهایی از بند اسارتش با من پیمان بست و خدمتگزارم شد. اون استاد سحر و اهریمن دانشگاه اسمرالدو و یک ققنوس با بال های آتشین بود که قلبی نداشت و به گفته اطرافیانم "هزاران سال بود که بدون هیچ احساسی به راحتی زندگی میکرد"؛ وی، اون موجود شیطانی در جسم یک پسر جذاب با چشمانی گیرا، کسی بود که من، ارباب ٢٠ ساله اش، عاشقش شدم... 📔آویور
How to Confess: A Guide by Kim Taehyung by ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    Reads 2,254
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 1
کیم تهیونگ یه آیدول معروف بین المللی و یه هنرمند با استعداده که از پس هر کاری برمیاد... البته هر کاری به جز اعتراف کردن به عشقش! ته هیونگ نمی‌تونه توی این مورد از کسی کمک بگیره، پس تصمیم میگیره مخفیانه فیکشن های عاشقانه‌ای که درباره ی بی تی اس نوشته شده رو بخونه، بی خبر از تاثیر فیکشن‌های اکثرا اسمات روی رابطه‌ش با اعضای گروهش !!!
Violet by ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    Reads 32,883
  • WpVote
    Votes 5,210
  • WpPart
    Parts 65
فکر می‌کنین زندگی‌هامون چه قدر به هم مرتبطه؟ یعنی تصمیم کسی که حتی اونو نمی‌شناسید و شاید کیلومترها دورتر از شما زندگی می‌کنه چه تاثیری می‌تونه روی زندگی شما داشته باشه؟ ممکنه زندگیتون با این فرد ناشناس طوری گره خورده باشه که هر تصمیم هر کدومتون شما رو توی مسیر جدیدی از زندگی بندازه؟ یا حتی منجر به مرگ بشه؟ کاور از: @Emethod ♡ آهنگ‌ها رو از کانال تلگراممون دانلود کنید: @ Violet_playlist فصل دوم: https://www.wattpad.com/myworks/278591452-sapphire
I am a princess  by izarQWX
izarQWX
  • WpView
    Reads 8,070
  • WpVote
    Votes 870
  • WpPart
    Parts 9
همه چیز عالی بود ، تو زندگی شاد و اروم خودتو داشتی با خوشحالی کنار مادر و پدر پیرت زندگی میکردی اما همه چیز با ورود اون ادمای چشم بادومی به خونتون بهم ریخت.. حقیقت زندگی قشنگت بهم ریخت... تو دختر مادر و پدرت نبودی... اصلا اسمت سارا نبود.. و محل زندگیت اصلا این کشور نبود اما تو این تغییر رو نمیخاستی و میخاستی باهاش بجنگی .... تو باید میرفتی پیش خانواده واقعیت .... با اونا زندگی میکردی ... تو یه ادم معمولی نبودی... تویه شاهزاده بودی باید به قصر برمیگشتی و به عنوان ملکه زندگی کردی اما پادشاه تو کیه ؟! ◇| #Shadi
Love Me Like You Do  by misoo_0
misoo_0
  • WpView
    Reads 1,393
  • WpVote
    Votes 181
  • WpPart
    Parts 6
دیگه دوستیمون از بین رفته خودتون باعثش بودید به این زودی فراموش کردید؟ برای تولدم کاش کنارم بودی مثل قولی که بهم دادی. •• خلاصه: دختری که از خانوادش دور میشه و دیگران متوجه تِرد شدن اون توسط خانوادش و خیانت مادرش به پدرش میشن اون تنها میشه و دوستاش،اونا کنارش میمونن؟ اونا بهش قول دادن با این حال چیکار کردن؟ دوستی ای که از اول براشون اشتباه بود. دختری که تمام سختی ها رو تحمل میکنه بلاخره میتونه ی زندگی راحتی داشته باشه یا این سرنوشت نمی خواد دست از سرش برداره؟ Name: love me like you do.آنطور که بلدی دوستم داشته باش genre:Fantasy،Angst،Drama،medical از گروه های بی تی اس و استری کیدز
+21 more
The Brittle Shadows 1 : The Big Sister (Book 1)༊ by PinkMelody_
PinkMelody_
  • WpView
    Reads 13,332
  • WpVote
    Votes 1,375
  • WpPart
    Parts 17
- | ڪامل شده | - «پیش از اینڪه مرز‌ها در شرف شڪستن قرار بگیرن، هیچ چیز درباره‌ے نگهبانان دو دنیا، خطر هایـے ڪه تهدیدم میڪرد یا حتـے خودم نمـےدونستم... خیال مـےڪردم ڪتابـے ڪه تمامی اون راز‌هاے مخوف رو در پس ڪلمات ساده اما گمراه ڪننده‌ے خودش پنهان نگه مـےداشت، گم شده بود؛ اما هرگز حدس هم نمـےزدم که طی این ۱۸ سال عمرم شخص دیگه‌ای در حال خوندنش بوده باشه...» ✩。:*•.──────────────.•*:。✩ - فصل¹ سایه‌هاے پوشالـے ( بخش اول ) 📚 " خواهر بزرگه "