وضعیت: تکمیل شده
کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی
ژانر: درام، رومنس، روانشناسی
میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟!
هیچی! دقیقا هیچی.
و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده.
روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف.
#1 in روانشناسی
#1 in عاشقانه
#1 in psychology
#1 in sliceoflife
#1 in farsi
#1 in تهکوک
《completed》
شماره ناشناس :
هی
جانگکوک
عشقت داره بهت خیانت میکنه
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
کیم تهیونگ :
سلام جانگکوک
من تهیونگم
کسی که عاشق دوست پسر برادرش شده
و احمقی که برای محافظت از عشقش نهایت تلاشش رو میکنه
Original story by : @lostinkth
Translating by : @meli19952000
[مزاحم سکسی]
کیم تهیونگ.. آیدل معروف و عضو بوی بند بزرگ بی تی اس...شبا چیکار میکنه؟🦋
درسته اون یه منحرفه..
جونگ کوک فن وفادار کیم تهیونگ که عاشقانه دوسش داره🌱✨
قرار نبود اینجوری عاشق بشن..قرار بود؟!
***
Couple: Vkook - Yoonmin - Namjin
***
Unknown:تو خیلی هورنی هستی..البته بگم که به تهیونگم خیانت نمیکنم..پس گمشو.
***
وضعیت← تمام شده🍃
name:ugly fan and hot fucker
couple:vkook
Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف
writet: maya^^
وضعیت: کامل شده☑️
قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇
_تو خیلی زشتی جئون!❎
کیم تهیونگ تاپ آیدل معروف کره....کسی که جونگکوک تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد🍉 تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند!
جونگکوک با بغض دنده رو عوض کرد و با لحنی که سعی میکرد نلرزه گفت
_ببخشید قربان!💢
_البته میتونی جذاب باشی
_چطوری؟
جونگکوک خیلی سریع پرسید و تهیونگ پوزخند ترسناکی زد💦 تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده جونگکوک با سردی زمزمه کرد
_اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥
و لحظه بعد جونگکوک به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود🍓
[ کامل شده]
+ اسمت چیه؟
_ لوسیفر
+ مثل شیطان؟
پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد...
_ دقیقا
مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد...
+ اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم
_ چه مخفف احمقانه ای!
+ احمقانه یعنی چی؟
پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید
_ از مامانت بپرس
مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد
+ ولی من خانواده ای ندارم
پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت!
ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : یونمین / نامجین
حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :)
(دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
( Completed )
«جایگزین»
_ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ...
من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ...
حتی همین الان هم مجبورم ...
مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن ..
من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ...
میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ...
میترسم فراموشم کنی ...
من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ...
________________________
•. #REPLACE💍⃤ ️
↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18
↳Couple↬ kookv .Yoonmin
[completed]
خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره...
ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند
کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین
شروع : 1400.1.1
پایان : 1400.4.30
✨Best rankings✨
#1 Vkook
#1 BTS
#1 Farsi
#1 jungkook
#2 فارسی
#1 تهیونگ
[به من نگاه نکن]
-:میشه انقدر بهم زل نزنی؟
تهیونگ:
خب متاسفم چون باید بگم نمیشه ، تو زیادی خوشگلی.
جونگ کوک پسر ساکت دانشگاه که خیلیا روش کراش دارن و منظور از خیلیا ، تهیونگی که هر روز نگاهش میکنه هم هست.
_____
Couple:VKOOK
• Name: Choice
• Couple: VKook
• Writer: Raven
• Summary:
راه ها جدا و مقصد یکی بود...
تو چشمهای تکتک آدمهای این خراب شده می دیدم که چندان از اینجا بودنشون ناراضی نیستن. از بین اون همه آدم من سراغ کسی رفتم که ته تحملش خاطرات یک روز بود.
همه دلشون می خواد سرگرم بشن نه؟
یکی با قرقره سرش گرم می شه یکی با چرخ و فلک. من توی بازی خودم گیر کرده بودم بدون اینکه بدونم فقط مهره ی یکی دیگهم.
این تیمارستان از اولش هم برای تیمارستان بودن زیادی فریبنده به نظر می رسید و من همیشه می دونستم خودم سرنوشتم رو بهش گره زدهم، درست همون لحظه ای که چشمهام رو بستم و از یکنواخت بودن زندگیم شکایت کردم.