خلاصه:داستان عاشقانه ارباب لوکی که یه برده میخره ولی میتونه احساسات خودشو نسبت بهش کنترل کنه و این برده خوش شانس واقعا کیه؟
کاپل:تورکی
ژانر:اسمات،تاریخی،کمدی و دوجینشی
زمان آپ: کامل شده
دیمن و استفن دو تا برادر خون اشام هستن که دیمن عاشق استفنه از همون نوجوونیش ولی استفن نمیدونه و طی یه اتفاقی نامزد استفن کشته میشه و استفن فکر میکنه کاره دیمنه و بعد اون یه اتفاقاتی برای اونها میوفته که....
________________________________________
کلاوس و الایژا و کول باهم زندگی میکنن و الایژا و کلاوس باهم رابطه دارن و کول عین بچشونه درواقع بیبی بویشون هست ولی هیچکس نمیدونه اون سه تا واقعا باهم چه نسبتی دارند جز خودشان 3 تا.....
چی میشه وقتی تام که یه استاد طراحیه، تو روز اول کاریش با پدر پرحرف ولی جذاب یکی از دانش آموزاش رو به رو میشه و اونا با هم طرح دوستی میریزن؟
[وضعیت:کامل شده.]
1#tomhiddleston 1#marvel 1#thor 1#loki 1#thorki
❌تمام شده، پایان غمگین❌
لویی عصبانی بود
لویی خرابکار بود
لویی سیگار میکشید
لویی مسخره اش میکرد
لویی تکالیفش رو میدزدید
هری از لویی متنفر بود
هری... باید یک هفته تمام رو با لویی میگذروند...؟!
این نمیتونه چیزی بیشتر از یه فاجعه باشه!
هری به عنوان آخرین مقصدِ سفرش، قصد داشت به آریزونا بره. اما پسری که با ماشینِ داغونش کنار جاده براش نگه داشت، زندگیشو عوض کرد...و البته همه ی شلوارهاشو هم به فنا داد! :)
⚠️پیشنهاد میکنم همه ی چپترهارو یکجا نخونید.
1 in #louisandharry
2 in #1directionfanfic
3 in #larry
گى بودن گناهه.
تتو كردن گناهه.
سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه.
بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه.
اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره.
اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه.
***
*this book is translate by page and its not allowed to copy*
[Completed]
" تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من"
" میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم"
....
لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه.
به استثناء هری استایلز.
[Completed]
زین سعی میکنه دنبال رستگاریای بگرده که لیاقتشو نداره ، و بعد از خیانت کردن به لیام بهش نامه میفرسته و همیشه اونا رو با " Love, Cheater." امضا میکنه تا به احساسات کمی که توی خودش نگه داشته اضافه کنه .