بچه گربه من💕
چی میشه اگه کیم جونگ وون به بزرگ ترین مافیا دنیا بدهکار باشه اما پولی نداشته باشه و مجبور میشه تنها پسر خودش که یه هایبریده رو به جی کی بده؟
ژانر:هایبرید-تخیلی-اسمات-هپی اند
زوج:کوکوی- نامجین-تریسام یونگی،جیهوپ،جیمین-
سلامم😁
من دوست تری ام(تری:شوهرمه🚶🏻♂️)، عسل میتونید صدام کنید *~*
راستش، من اصلا اعتماد به نفس اینکه بخوام وانشاتامو به اشتراک بزارم، ندارم، یعنی نداشتم تا اینکه تری اومد و... ^^( تری: بل بل من فرشته نجاتشم🚶🏻♂️)
اسمات خیلی زیاد نمیتونم بنویسم ،اعتماد به نفسشو ندارم T_T(تری:زر میزنه)
اره خلاصه، هر کاپلی خودتون میخواید بگید، منم براتون مینویسم^~^
𝕮𝕬𝕽𝕺𝖀𝕾𝕰𝕷
چرخ و فلک از دور خیلی زیباست نزدیک که میشوی باز هم زیباست اما کمی که زمان میگذرد درد است که به جای زیبایی میبینی 🥀
داستان ۵پسر .....
کیونگسو...جیمین .... مینگهائو ...مارک .... فلیکس
پسری که از خانواده طرد شده
یا شاهزاده خلع شده
شایدم دو نجات یافته آتش
وکسی که ناشناس تر از تاریکی ایست ......
و زمان تنها نمایانگر پنهانی هاست
⚘꙰᜴꯭❥𝐮𝐧𝐟𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝 𝐭𝐢𝐦𝐞❥᭬⚘꙰
دوستان این داستان فقط در مورد یه گروه خاص نیست و کاپل های زیادی توش وجود داره
اگر دنبال یه رمان آبکی و فقط صحنه دارید لطفا نخوانید
bts.exo.seventeen.nct.blackpink.enhypen.txt.ateez.skzو...
couples: secret....
Genres: Fantasy. Romance. Thriller. Sad. Vampire. Werewolf. Magical.smut
.ٖ⃔༺ོ༅ི༙𝐮𝐧𝐟𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝 𝐭𝐢𝐦𝐞 ༅ྀ༙༻⃘⃕⃟ٜٖ
کی فکرشو میکرد جیمین یه پسر مظلوم و فرشته نما از دوتا از خلاف ترین پسرای خوشش بیاد...
جونگ کوک و شوگا که دوست پسر همم هستند جزو خطرناک ترین بچه های گنگ و مدرسه شناخته میشن و حتی معلمام کاری یه کارشون نداره.
.
.
.
بعد از مدتی جیمین و یونگی عاشق هم میشن ولی دوست پسر یونگی یعنی کوک از این قضیه خوشش نمیاد!
ولی یه فرصت به جیمین میده که اونم عاشق خودش کنه و اگه موفق شد دوست پسرشو باهاش شریک میشه حالا شانس بهش رو کرده و توی اردوی تفریحی با کوک و یونگی هم اتاقی شده به مدت سه روز وقت داره تا کوک رو شیفته خودش کنه ،اما خب این کار بخاطر اولین ملاقاتشون یکم سخت میشه...
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
داستان نصفه ول شده و کامل نیست!
کی فکرشو میکرد کیم نامجونی که از ازدواج فراری و ترجیح میده تمام وقتش رو با گل و گیاهاش بگذرونه تا امگاهای نچسب و لوس بخواد ازدواج کنه اونم به اجبار با امگایی که یه پسر ۱۶ ساله داره
کاپل اصلی :کوکمین
کاپل فرعی:نامجین
پایان یافته 🔥
بخشی از داستان :
کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد
" خب ...بقیش ؟
جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار
به چشمای براق بچه هاش خیره شد
" من ...من فرار کردم ...
چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد
سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟
با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!!
با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟
جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم...
دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی..
.
.
.
کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻بالا پایین زندگی این خانواده نامیرا 🙈❤️
.
.
.
خلاصه
جیمین پسری ۱۷ساله، گیرافتاده در یک چرخهی بی انتهای تنهایی!
پسر ناخواسته پا به منجلابی میذاره که اولین قربانیش نبوده و مطمئنا آخرینش هم نخواهد بود...
منجلابی که داغ سختی روی قلب جونگ کوک گذاشت...
✧・゚: *✧・゚:*✧・゚: *✧・゚:*✧・゚: *✧・゚:
_خب تو میدونی ما کی هستیم درسته؟
با نگاه خیره ی جیمین با نیشخند ادامه داد:
+و خب خوشبختانه تو انتخاب شدی برای اینکه کاری که بهت میگمو انجام بدی...
مطمئن بود کارخوبی نیست پس با اخم در حالیکه دست دردناکش رو میمالید جواب پسر رو داد.
_و اگه نکنم..
پسر مثل آتش درحال خاموش شدن، یک دفعه شعله کشید و فریاد زد:
+اگه نکنی؟!! پارک جیمین این درخواست نبود... وقتی میگم انتخاب شدی یعنی بدون هیچ مخالفتی(باید) چیزی که میخواموانجام بدی. .اگه میخوای با پاهای بسته توی استخر مدرسه خفه شی و بمیری کاری که ازت میخوامو انجام نده و جرات داشته باش با من مخالفت کن...متوجه شدی؟!
کاپل : کوکمین
کاپل فرعی:ویمین_سپ
ژانر: انگست_درام_اسمات_مدرسه ای_رومنس
پـایان یافته _
Couple:kookmin_ sope_vmin
angst_drama_smut_school_ romance