جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
بلک هول 🪐
سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست.
برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستارهی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه!
قسمتی از متن:
"امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم..
دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه..
وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم..
که نترسم از زود بودن یا دیر شدن..
که نترسم از آدمای اطراف.."
°کاپل: کوکوی
°ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات
°وضعیت: به اتمام رسیده
⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.
فیکشن آقای من🥀
▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی
من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰
▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ...
از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯
•ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯
#MyAjjussi 🥀
-
-Couple: TaeKOok 🌙
-Author: -Smutic🥀
( Completed )
«جایگزین»
_ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ...
من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ...
حتی همین الان هم مجبورم ...
مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن ..
من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ...
میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ...
میترسم فراموشم کنی ...
من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ...
________________________
•. #REPLACE💍⃤ ️
↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18
↳Couple↬ kookv .Yoonmin
یک پسر جوانِ ژاپنی که به خاطر مشکلاتی از توکیو به فرانسه سفر میکنه. اون پسر، پرنس چارمینگِ دیزنی لند پاریس به حساب میاد و به نظر میرسه که قراره سیندرلای خودش رو در دلِ شهر پاریس، زمانی که روی یکی از نیمکت های کافهی له دو مگو نشسته پیدا کنه!
- حالا که به قصر من اومدی باید بگم سیندرلا یه چیزی رو برای پرنس چارمینگ جا میذاره. توهم اینکارو برام بکن...چون من نمیتونم ازت تقاضای یه کفش شیشهای رو داشته باشم!
برای پرنس چارمینگ جوان و یاغیگر رو برویش چه چیزی رو باید جا میذاشت؟ او یک سیندرلا نبود که خواستهی پرنس رو براورده کند، پس چه چیزی رو باید برای احساسات پاک پسرک باقی میذاشت؟
Prince Charming And His Nose 👑🏰🎠
Couple: Vkook - Hopemin
Genre: Dram - Romance - Smut
Writer: @LiLinuxe
Channel: @V_Kooki
میگن بیمارهای روانی حد و مرز چیزیو تشخیص نمیدن
و مرز بین عشقوتنفر فقط یه خط باریکه!
-------------------------------
+ دوستم نداری؟
از اولشم نداشتی نه؟
پس چرا باهام ازدواج کردی؟
داری انتقام چیو ازم میگیری؟
-------------------------------
توجه!
بخش هایی از داستان حاوی سلف هارم میباشد.
کاپل: ویکوک، یونمین
ژانر: انگست، روانشناسی، رومنس، +18❌
[ورژن چانبک این فیک در چنل KarmanOffical به آپ رسیده.]
"تو دزد توت فرنگی های باغ بابابزرگمی؟"
ابروش رو با شیطنت بالا انداخت و جوری که انگار هیچ اهمیتی به حضور الفای کله فندقی نمیده توت فرنگی نشسته رو بین دندون هاش گیر انداخت:
"قراره دعوام کنی؟ "
"آره!"
"پس نه، من دزدی که عصر ها بعد از مدرسه میاد و به باغ بابابزرگت حمله می کنه نیستم. مطمئن باش."
توی اون لحظه جونگکوک فقط حس میکرد میخواد امگای روبهروش رو هم مثل درخت های اطرافش توی زمین بکاره؛ البته با کَلهاش.
°°°°°°°°°°°°°°°°
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: AU -رمنس - امگاورس - روزمره - اسمات- ددی کینک
𝐍𝐚𝐦𝐞: نآز | 𝗡𝗮𝘇
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: کوکوی - هوپمین
𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: هفتهای یک تا دوبار
- فقط خواستم بهت ثابت کنم، من توی رابطمون عاشق ترم!
و تو ترسوتر
-----------------------------------
+ جونگکوووووک
صدای جیغ های آزاردهنده ی تهیونگ وقتی که روی سکوی وسط سالن، برای اجرای مراسمِ فرقه، بسته شده بود، به گوشمون چنگ مینداخت!
+کمکککککک
و جونگکوک، که صورتشو پشت نقاب مخفی کرده بود، تا کسی اشک هایی که برای اون پسر میریزه رو نبینه!
پشتِ صحنه ی دنیای پر زرق و برق کمپانی مدلینگی که تهیونگ، برای تست دادن به اونجا میره، تیره و تار تر از چیزیه که فکر میکنه!
تهیونگ پسر جوانی که به خاطر علاقه ی شدید و البته صورت زیباش، قدم هاشو سمت مدل شدن برمیداره اما با طنابِ پوسیده ی عشق، واردِ چاه فرقه ی خطرناکی به اسم حلقه میشه...
-----------------------------------
کاپل: کوکوی، سُپ
ژانر: درام، رومنس، معمایی