[امگاورس♥︎]
کیم تهیونگ امگای زیبایی که وقتی حامله بوده از پک قبلیش فرار میکنه، بخاطر رفتار بد گرگینه ها برای اینکه یه امگای نره که باعث میشه مشکل اعتماد پیدا کنه.
جئون جونگکوک یه الفای خون حقیقی که صاحب یکی از بزرگترین پک های جهان، پک چوب دارک.
برای تهیونگ زندگی یه مبارزهست، که توی این مبارزه باید به فکر پسر الفاش هم باشه ولی چه اتفاقی میوفته اگه تهیونگ جفت جونگکوک باشه؟
𝑴𝒂𝒊𝒏 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ➪ 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽
𝑺𝒊𝒅𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ➪ 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 : 𝑱𝒖𝒍𝒚 25
𝑻𝒉𝒆 𝒆𝒏𝒅 : 𝑺𝒆𝒑 24
جونگ کوک پسری که توی زندگی هر اسیبی دیده و تهیونگ یه پسری که مهربون و جذاب که پدرش اونو مرد بزرگ کرده بود
.
.
.
.
-ته؟یه سوال بپرسم؟
+آهوم بیب میشنوم...
با شنیدن بیب کوک شیطونیش گل کرد....
+ددیا...! عشقم....!منو دوست دالی؟
با قیافه کیوت نگاهش کرد
تهیونگ که هورنی و عصبانی شده بود:
-هی !تو!انکار تنبیه لازم شدی....
و ما تهیونگ رو داریم که دنبال کوک میدوئه تا حرفشو ثابت کنه
---
کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی میفروشه. تهیونگ بعد از اون معاملهی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر میذاره.
اما سرنوشت یه نقشهی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریتهاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا میکنه. امگایی که شکسته و بیجون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره.
بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه میفهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن
و حالا، جنگکوک حاضر میشه همهچیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچوقت دیگه آسیب نبینه.
---
• ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات.
• کاپل: کوکوی، یونمین
•وضعیت: درحال آپ
|COMPLETED|
هان جیسونگ تا جایی که یادش بود به داشتن هیچ رابطهای تو دنیای خاکستری رنگش اعتقاد نداشت و از همشون دوری می کرد. تمام عشقش رو تقدیم دوستها و خانوادهاش می کرد و ازش راضی بود. ولی با ورود یک دفعهای اون پسر به زندگيش و تجربه کردن رنگهای جدید... خب... تو رابطه بودن خیلی هم بد به نظر نمیرسه.
فصل یک:
کاپل: مینسونگ~
کاپل فرعی: چانلیکس~
ژانر ها: روزمره، فلاف~
شروع آپ: 31/05/2022 - 10/03/1401
پایان فصل: 31/08/2022 - 09/06/1401
فصل دو:
کاپل: مینسونگ، چانگجین~
ژانرها: روزمره، رمنس، انگست، تراژدی~
شروع آپ: 1/11/2022 - 10/08/1401
پایان فصل: 5/2/2023 - 16/11/1401
کیم تهیونگ امگایی با رایحهی شیرینِ هلو که تمام عمرش وابسته به خواهر عزیزش بود نمیتونست با ازدواجش کنار بیاد. با این اوصاف مِن بعد کسی نبود که نازش رو بکشه! اما خب، قرار نبود برادر بزرگتر داماد یک آلفای جذاب که قلب اون امگای لوس رو به لرزه درمیآورد باشه.
کاپل: کوکوی
ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
خلاصه کتاب :
دختری که تمام عمرشو درد کشیده بود. امیدی برای زندگی نداشت و فقط برای خانوادش زندگی میکرد.
برای اونها میخندید و شاد بود
از خودش متنفر بود. از روزی که به دنیا اومده بود. از روزی که مادر و پدرش به خاطر اون مردن
درد هاش براش درست مثل تنبیه بود. باید درد میکشید تا تاوان کشته شدن پدر و مادرشو بده.
برشی از کتاب:
اشکام صورتمو خیس کرده بود و قلبم به شدت درد میکرد و تیر میکشید اما بازم ادامه دادم
-چرا...نمی ...خوای قبول کنی ا..از وقتی به دنیا اومدم فقط دارم عذابتونننن میدم از خودم متنفرم از اینکه ضعیفم از اینکه مریضیم
از اینکه چیزی به جز دردسر براتون نیستم از اینکه یه قاتلم متنفرممممم.
کا..شکی فقط بمی...رم..میخوام بمیرممم..
با کشیده ای که تو گوشم خورد ساکت شدم و با بهت به برادری نگاه کردم که برای اولین بار توی این ۱۹ سال دست روم بلند کرده بود. همیشه این بوسه هاش بود که گونمو نوازش میکرد، دستهاش بود که محکم به اغوشم میکشید
اشک تو چشمام جمع شد و سعی کرد جلوی بغض جدیدی که هر لحظه بزرگ و بزرگ تر میشد رو بگیرم . درد توی تمام وجودم میپیچید.
پشیمونی، غم و هاله اشک توی چشماش و لرزش دستاشو به وضوح میدیم..
کاپل اصلی: جیمین / ات
کاپل فرعی: نامجین- تهکوک- سپ
ژانر: پزشکی-درام-عاشقانه-انگست-برشی از زندگی- bg- اسمات
تهیونگ با حسرت به چشمای خروشان مردش خیره بود.
سریع دستشو از دست هیونگش ازاد کرد و سمت جونگکوک دوید.
خودشو تو بغلش پرت کرد و دستای جونگکوک بلافاصله دور کمر پسرش حلقه شد.
همونجور که صورت پسرشو به سمت مخالف میچرخوند اسلحه ای که همیشه تو کمرش بود و دراورد و سر تهیونگو رو سینش فشرد تا اون صحنه رو نبینه.
!گفته بودم که انتقام تک تک اشکایی که بخاطرت ریخته رو میگیرم؛نه؟!
جیمین ،پسری که از ۵سالگی توسط پدرش در حال شکنجه بوده ،اما بالاخره خداوند فرشته نجاتی رو به سمتش فرا میخونه.
کوک،پسری که تصمیم داره انتقام مرگ پدرش رو بگیره.
مافیا ها همیشه قرار نیست ادم بدِی داستان باشن.
زمانی درد رو بیشتر حسم میکنیم که چیزی رو از دست میدیم.
مثل از دست دادن یکی از عزیزانمون.مثل از دست دادن سلامتی.مثل وقتی که بچه ایم و بستنیمون از دستمون میوفته زمین.مثل زمانی که اعتماد یک نفر رو از دست میدیم.مثل زمانی که عشق کسی رو از دست میدیم.
اما تمام این از دست دادن ها ماله زمانیه که از اول چیزی رو داشته باشیم.
اما اگر چیزی از اول وجود نداشت چی؟
اونوقت دیگه درد نمیکشیم؟
یعنی دیگه عذابی در کار نیست؟
پس چرا اون هنوز داشت درد میکشید؟
چرا هنوزامید داشت وقتی در اتاق باز میشد کسی به کمکش بیاد در حالی که میدونست قراره درد جدیدی رو تجربه کنه؟
ایا کسی برای نجات جیمین میومد؟
ایا کوک موفق به گرفتن انتقام مرگ پدرش میشد؟
پایان :۱۵شهریور ۱۴۰۳
ورژن ویمین هم داره و میتونید ازش لذت ببرید
کاپل=ویمین
مردای وحشی با بازو های گنده و هیکل قول اسا پسر کوچولو و ظریف رو محاصره کرده بودن.. دست از ازار دادن اون فرشته کوچولو برنمیداشتن
اونایی ک دنبال میکنیین 😚بوس رو چشاتون
امیدوارم دوسش داشته باشید...
یک نویسنده 🤷🏻♀️😂💜
هوسوک یه گل آفتابگردون بود که زیر سایه ی تاریک و سرد مین یونگی آروم آروم پژمرده میشد.
─────────────
Couples: Sope , JinKook , YoonMin , Vmin
Genre: angust , Sad Ending
Writer: OpalDie
-Complited.