A3alvafa's Reading List
14 cerita
Mind (L.S) oleh hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Membaca 15,850
  • WpVote
    Vote 3,494
  • WpPart
    Bab 69
خطرناک‌ترین موجودات چی هستن؟ به نظر من آدم موجود خطرناکی است. اما خطرنا‌ک‌تر از آدم ذهنشه. و این ذهن زمانی میتونه تبدیل به یه قاتل بشه که بیمار باشه. چون نمیتونه واقعیت رو ببینه. چون فقط اون چیزی رو میبینه که خودش دوست داره. ولی خطرناک‌تر از ذهنی بیمار چیه؟ چی اونقدر خطرناکه که فقط باید درمان و یا نابود بشه؟ ذهنی بیمار که عاشقه. و لویی و هری بیمارترین ذهن‌های عاشق رو داشتن. و هممون به چشم دیدیدم که چطور ذهن اون دوتا، اونارو به نابودی کشوند. [ Cover by: @purple-chimchim ]
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 635,227
  • WpVote
    Vote 88,776
  • WpPart
    Bab 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Always You [L.S] ~ By Miss X oleh larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Membaca 3,319,661
  • WpVote
    Vote 303,376
  • WpPart
    Bab 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Legionnaire(L.S) [Completed] oleh mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    Membaca 388,693
  • WpVote
    Vote 50,996
  • WpPart
    Bab 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Look at me [L.S] oleh barry__s
barry__s
  • WpView
    Membaca 188,163
  • WpVote
    Vote 34,976
  • WpPart
    Bab 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
+10 lagi
EXPERIMENT (L.s) oleh story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Membaca 326,596
  • WpVote
    Vote 45,517
  • WpPart
    Bab 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#
Accomplisher (Z.M) oleh hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Membaca 80,729
  • WpVote
    Vote 13,065
  • WpPart
    Bab 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]
SalvA ( Ziam FanFiction ) oleh nila95niloo
nila95niloo
  • WpView
    Membaca 17,666
  • WpVote
    Vote 1,985
  • WpPart
    Bab 29
این کتاب، داستان زندگی يه آدمه... يه دختر ۱۳ ساله که درد کشیدن جزو لاینفک زندگیشه... درد يه دختر ۱۳ ساله چی ميتونه باشه؟ این سوال خودش درده و این دختر، کم درد نداره...پس بیاید به درداش اضافه نکنیم و سوال رو کمی تصحيح کنیم... "درد از کجا شروع شد؟" #درد با جنگ شروع شد... #درد با دفن تن گلوله بارون شده ی برادر تازه دامادش شروع شد... #درد با تجاوز و بیرون کشیدن قلب تپنده ی تازه عروسش شروع شد... #درد با تحویل گرفتن بدن بی سر پدر و دومین برادرش شروع شد... #درد با گم شدن تنها برادر باقیمانده اش تو جنگ شروع شد... #درد با شکافتن شکم مادرش و در آوردن کوچکترین فرد خانواده اش، شروع شد... #درد با نگاه های بی شرمانه ی افرادی که خودشون رو مسلمون خطاب می کردن، شروع شد... #درد با فروختن دخترک ۱۳ساله ی داستان به يه خارجی پدوفیلی شروع شد... به زندگی دردناک "سَلْوا" سلام کنید... بله، درست خوندید، اما توی توضیحات یا اسم داستان اشتباهی نشده، این يه فن فیکشن با شیپ زیامه، اما با کمی چاشنی حقیقت...
Sea's whisper [L.S | Z.M] oleh Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Membaca 197,039
  • WpVote
    Vote 44,534
  • WpPart
    Bab 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
Anxiolytic [L.S] oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 172,920
  • WpVote
    Vote 33,435
  • WpPart
    Bab 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"