♛-دریا غیرقابل پیشبینیه، مثل تو که نمیدونم توی کدوم یکی از آغوشهام قراره اشکهات رو بیرون بریزی تا ساحل آرامشت بشم...
♔جونگکوک برای انتقام گذشتهاش وارد یک عمارت میشه اما نقشهاش با دیدن میزبان ناخواندهاش تغییر میکنه، میزبانی که مهمانِ شکنجهگاهِ جئون میشه؛ بودن اسم صاحب اون لبهای اغواکننده توی کتاب تاریک زندگی جونگکوک قطعا تبدیل میشد به تنها گزینهٔ لیست نقطه ضعفهای پسر!
♚جانگ هوسوک، ماهرترین فرد سازمان و استادِ جئون، رد مالکیتهاشو روی عروسکی میذاره که تار و پودش با دروغهای سنگینی بافته شده...
♞-تو تنها مقصرش نیستی، تو نه شاه این بازی بودی نه وزیرش، فقط یه مهرهٔ سرباز سوخته بودی که توی صفحهٔ شطرنج مجبور شده از دستورات شاه سیاهدلش پیروی کنه، نام گروگان رو با اسم سرباز پنهان کنه و بره سمت وزیری که عاشقش بود. تقصیر تو نیست که شاه سیاه به دست رقیبش کشته شد و این بازی درست جایی تموم شد که سرباز سیاهبخت روبهروی وزیر سفیدپوش ایستاده بود...
↬𝐁𝐮𝐫𝐠𝐥𝐚𝐫
↬𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞⤻ 𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩ᚒ𝗛𝗼𝗽𝗲𝗠𝗶𝗻
↬𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞⤻ 𝗔𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻ᚐ𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲ᚐ𝗦𝗺𝘂𝘁ᚐ𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁
عشق تو برای من یه سوال بود. یهو یه روز از یه جا پیدات شد و من رو عشق خودت صدا کردی. راه میرفتی و جار میزدی که من عشق توام با اینکه قبلا اصلا همدیگر رو ندیده بودیم. و تو نمیتونستی صدای اعتراض من رو بشنوی. نه اینکه مشکلی نداشته باشم، نه! حقیقت این بود که من نمیتونستم حرف بزنم. شرارت رو توی چشمات میدیدم. تو اون چشمای مشکیت همیشه یه برق شیطنت بود و من خیلی زود فهمیدم که این شرارتی بود که ناخواسته همه رو درگیرش کردی.
« شرارتی برای صدای تو »
Best Ranking:
#1 vkook 😭
#1 taekook
#1 bangtan
#1 kookie
#1 kookv
#1 army
(تکمیل شده)
کوک نمیدونست بعدا قراره کسی بیاد تو زندگیش که به خاطر یکبار بغل کردنش کیلومترها راه رو طی کنه!:)
.
کاپل[ویکوک]،[کمی هم هیونلیکس]
ژانر: اسمات،ددی بیبی
هپی اند:)
پایان یافتہ✔︎
میراث خانوادگی ما وقتی بچه بودم از سقف کوچیک خونمون وقتایی که بارون شدید میومد میچکید...نمیدونم چجوری شد یا حتی چیشد که الان برای ارث و میراث داره از چشمام بارون میباره...
_____________________________________________________
𝐶𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘...𝑌𝑜𝑜𝑛𝑚𝑖𝑛...𝑁𝑎𝑚𝑗𝑖𝑛...
𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒...𝐷𝑟𝑎𝑚...𝐻𝑖𝑔ℎ 𝑠𝑐ℎ𝑜𝑜𝑙...𝑆𝑚𝑢𝑡...
𝐼𝑁𝐻𝐸𝑅𝐼𝑇𝑂𝑅𝑆
➪𝐻.𝑆
#1 vkook
#1 taekook
#1 تهکوک
کاپل های اصلی:ویکوک
[کامل شده]
"جونگ کوک برادر کوچک تر چانیول که عاشق کیم تهیونگ دشمن چانیول میشه و....همه چیش توی این عشق عوض میشه....دیگه نه جونگ کوک خجالتی قبله نه یه پسر ترسو....فقط و فقط به خاطر کیم تهیونگ...."
{اسمات_فان_مدرسه ای}
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
خودتون داستان عشقشون رو بخونید👿☺
کافی بود به من دروغ نگی و واقعیتو ازم پنهون نکنی. کافی بود بهم بگی که واقعا دوستم نداری، کافی بود با من رو راست باشی. کافی بود زمانی که علاقهای بهم نداشتی الکی بهم محبت نمیکردی و منو انقدر دلبستهیِ خودت نمیکردی. کافی بود بجای این که الکی به من بگی دوستم داری، همون اول با من شروع نمیکردی..!
<Teahyung 2016>
Couple: kookv/Namjin
[] Completed []
•• - " من مجانی برات مسابقه نمیدم کیم تهیونگ! باید در ازای بدهکاریای تو به اون هیوک عوضی یه چیزی هم نصیب خودم بشه ، درست نمیگم؟!"
- "من...من چیزی ندارم که بهت بدم جانگکوک..."
- " اشتباه نکن! تو خودتو داری! " ••
Kookv 🔞
•• - " میخوای بگی که همه عمرت رو توی یه گاراژ گذرونده بودی؟! "
- " یونگی هیونگ...حالا ازم متنفر شدی؟! "
- " متنفر؟! اونم بخاطر اینکه بابای روانیت کل زندگیت تو رو زندانی کرده بود؟! تو یه احمقی جیمینا! " ••
Yoonmin 🔞
~ تایپ فنفیک : INTP
•° این فیک خودمه و به هیچ عنوان حق ندارید جای دیگه بذاریدش! °•
ژانر:امپرگ~ اسمات~ رمنس~درام~ گی ~زندگی روزمره
تهیونگی ک به خاطر ابی بودن چشماش از خانوادش طرد میشه و بعد ازون مجبور میشه با پسرعموش ازدواج کنه 😶🌼
چی میشه اگه بعد از طلاقش دوباره مجبور بشه با مرد شیطان صفتی به اسم جانگکوک ازدواج کنه ک از تهیونگ متنفره؟؟ 👿