بهای انتخاب آدمی به اشتباه، پرداختن 'خود' است...
حالا؛ سر انجام اشتباهی که از من و تو، برای من، یک بت پرستیدنی از 'ما' ساخت چه میشود؟!
سرانجام من چه میشود.
⚠️پارت های این فیک طولانی، و روند کلی کنده
Age restriction due to offensive words, obscene language and acute psychological issues as well as sexual issues-🔞-
Couple:
Vkook-main couple
Genre:
Psychology ▫️
love triangle▪️
Political▫️
romance▪️
angst▫️
drama▪️
dark▫️
smut▪️
زمان آپ: نامشخص
وانشات✨🌺🌈
آلفا کیم تهیونگ با وجود دوتا پسر دوقلو، هیچوقت فکر نمیکرد شنیدن دوبارهی کلمهی «مثبته» انقدر ترسناک باشه؛ ولی وقتی همسرش جونگکوک، با چشمهای خشمگین و عصبانیاش بیبیچک رو بالا گرفت و غرید: «مثبته!» فهمید این کلمه میتونه شروعکنندهی یک جهنم باشه.
یک جهنمِ مثبت...
کاپل: ویکوک، سپ
ژانر: فلاف، امگاورس، امپرگ، کمدی
فصل قبل فرشته داستان ما تهیونگ به شیطانش نرسید..ولی با متولد شدن دوباره جونگکوک...مسئولیت اینو داره تا تمام خاطره جونگکوک برگردونه...آیا موفق میشه...؟نتیجه زحمت های او چیمیشه..؟
کاپل:ویکوک
ژانر:فانتزی،عاشقانه،درام،ماجراجویی
"کامل شده"
彡پسری که بعد از تصادف به کما میره..وقتی بیدار میشه...تمام خاطراتش فراموش شده..تنها چیزی که یادش بوده..عاشق یک نفر بوده!
+مافیایی که نقش عشق قبلی پسر بازی میکنه!彡
کاپل:ویکوک
ژانر:درام/عاشقانه/اکشن/ماج راجویی
وضعیت:درحال پخش
روز های اپ:جمعه
☆ ووت و کامنت هنگام خواندن فیک فراموش نشه☆
Name: My idol
Main couple: Vkook
Genres: Smut Angst Drama BDSM Romance
Story by sheri
Telegram channel: Everythingaboutbtss
Up Time: Full
+18
[پارت ها طولانی هستند]
❌این داستان دارای صحنه ی خشن میباشد پس اگر روحیه ی شکننده ای دارید لطفا این بوک رو شروع نکنید❌
"-مگه میشه فراموش کنم طعم خون رو ، اون هم وقتی که تو باعثش بودی؟
مگه میشه فراموش کرد قانون هایی رو که بدنم بهتر از ذهنم اونها رو بخاطر داره؟...
من درد کشیدن رو فراموش نکردم تهیونگ...مخصوصا درد هایی رو که تو بهم هدیه دادی..."
_اگه دیدی اینطور اینجا افتادم چیکار میکنی؟
با چهره متمرکزی دوباره آدامسش رو جوید و نگاهش کرد؛ به معنی اینکه یادش نمیاد سرش رو به طرفین تکون داد
مرد بزرگتر دو دستش رو که رویِ سینش قرار گرفته بودن به آرومی بوسید
_میری پایین به؟
+میرم پایین به جیمینی خبر میدم!
دستی به کمر و لگن پسر که روی شکمش قرار داشت کشید
_آفرین جگرگوشه من
____________________
اهمیتی نداشت کجا و کی؛ اون از پسرش محافظت میکرد،باید ازش مراقبت میکرد حتی اگه دیگه فرصتی برای موندن نداشت!
____________________
~🅅𝒌𝒐𝒐𝒌_🅈𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏_🄽𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏
~🅁𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄_🄰𝒏𝒈𝒆𝒔𝒕_🄳𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆_🅂𝒐𝒇𝒕_
🄿𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚_(🅂𝒎𝒖𝒕 𝒂 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆)
•🅆𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:🅂𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕
"شروع 1402/11/24"
"پایان 1403/08/18"
*توجه؛ فیک بهزودی تحت ویراستاری قرار خواهد گرفت*
[Completed]
چی میشه اگه تهیونگ، کسی که برادر دوستش رو مجبور به ازدواج با خودش کرد، بعد از ازدواج متوجه بشه که همسرش یه لیتله؟
و قسمت بد ماجرا اینجا بود که تهیونگ شدیدا از لیتلبودنِ جونگکوک متنفره.
═────•⊱𖣔⊰•────═
•کـاپـل: VKOOK
•کـاپـل فـرعـی: JINMIN
•ژانــر: امگاورس، لیتل اسپیس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات، امپرگ.
•نــویـسـنــده: Mooni