Recommended ***
114 stories
Step father (Completed)  by mirror_77
mirror_77
  • WpView
    Reads 69,067
  • WpVote
    Votes 14,661
  • WpPart
    Parts 73
با تو همه چی برام قشنگ تره... همه چی متفاوت تره... وقتی با توام دنیا رو جور دیگه ای میبینم... برام دیگه مهم نیست کجا باشم... چون بعد از اون اتفاقا تازه متوجه شدم عشق یعنی چی! عشق یعنی تو!!! پس تو هرجا بری...منم باهات میام! ای آن که آن چنان دوستت داشتم که عشق آتش گرفت! دوستت دارم❤️ داستان پسری که پدر خوانده اش خانواده، دوست و معشوقش شد.
Dr.j | KOOKV|VKOOK(Switch)  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 849,627
  • WpVote
    Votes 97,000
  • WpPart
    Parts 63
خلاصه: کیم تهیونگ انترنی که به تازگی وارد بیمارستان شینوا شده و جئون جونگ کوک رزیدنت مغز و اعصاب که از همون اول بنا به دلایلی بیمارستان رو برای کیم تهیونگ به جهنم تبدیل میکنه... یک گذشته فراموش شده؟ یازده سال از اون روز نحس میگذره...١۴فوریه ٢٠١٠ روزی که جئون جونگ کوک هیچوقت فراموشش نمیکنه... Wr:ashil🌸 Main couple:kookv,vkook(switch) Sub couple:sope Genre:romance,comedy,medical ,smut, happy end
 OK (Completed) by mirror_77
mirror_77
  • WpView
    Reads 66,336
  • WpVote
    Votes 16,009
  • WpPart
    Parts 60
داستان یه امگا که به خاطر اشتباه و اجبار خانواده ی آلفای مورد علاقش همه فکر می کنن که کشته شده! امگا خودشو از خانوادش و آلفاش دور می کنه که بعد از چند سال برگرده و ازش انتقام بگیره... چون آلفا بهش گفته بود من نمی تونم تو رو جفت خودم بدونم چون تو نمی تونی بچه دار بشی! اما امگا با این حجم از غم یه شاه شد...شاه امگا ها! Omega King (OK) داستان امگایی که پادشاه شد... داستانی متفاوت... از اینکه خودت باشی خجالت نکش... در آن صورت قول سرزمینی را به تو خواهم داد که کسی تو را کمتر از یک پادشاه نخواهد شناخت. از یک مادر امگا به پسرش❤️ . . . . . ژانر: امگاورس، درام، عاشقانه، خانواده،اسمات شروع: ۳ تیر ۱۴۰۰ پایان: ۱۴ مهر ۱۴۰۰
🌸I bloomed for you... by Vante191
Vante191
  • WpView
    Reads 258,904
  • WpVote
    Votes 35,870
  • WpPart
    Parts 53
🌸من برای تو شکفتم🌸 ×ترجمه شده× کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی «با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن. این سرنوشت طبیعی اون بود. تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.» *نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^ Highest rankings: #1 depression #1 translated #2 btsfanfic #2 kpop #1 btsV #3 fanfiction #2 angst #1 انگست #1 translation #2 gay #1 هاناهاکی
SPACE VOYAGE | Vkook [translated] by FuckingGeniusTae
FuckingGeniusTae
  • WpView
    Reads 391,344
  • WpVote
    Votes 53,573
  • WpPart
    Parts 47
[ تکمیل شده ] وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و به‌هم ریخته شه!! این فن‌فیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
It's A Mistake ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 859,409
  • WpVote
    Votes 117,277
  • WpPart
    Parts 57
《این یه اشتباهه》 -برای بار آخر ازت می‌پرسم سئوجون..اون کجاست؟ +قـ..قربان فکر کنم اشتباه گرفتین..من جونگکوکم.. جئون جونگکوک.. #Vkook /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ +واضح نیست که همش سعی داشتم مختو بزنم؟ -آره..ولی اینم واضحه که خیلی وقته مخم زده شده! #Chanbaek /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ چی میشه اگه جئون جونگکوک توی مهمونی ای توسط مردی دزدیده بشه و سئوجون خطاب بشه؟ کیم تهیونگ کسی که مدام سرش داد میزنه:"سئوجون، اون کجاست؟" در حالی که پسر کوچیک‌تر روحش هم خبر نداره. یعنی واقعا حافظش رو از دست داده بود؟ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:چانبک ژانر:رمنس/جنایی/معمایی وضعیت آپ: کامل شده
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 266,631
  • WpVote
    Votes 29,815
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-
The Cry Of Devil  (VKook)  by nazafarin_
nazafarin_
  • WpView
    Reads 54,188
  • WpVote
    Votes 9,229
  • WpPart
    Parts 27
هیچ‌کس صدای فریاد‌های شیطان را، وقتی از آغوش خدا رانده میشد نشنید... فقط یک نفر، یک نفر با قلب معصومش برای اولین بار تهیونگِ لال رو شنید و دل به سکوت گناه‌آلود و در عین حال اندوه‌بارش سپرد. اما جونگکوک دیر رسیده بود، خیلی دیر؛ بعد از سال‌ها گناه و جنایت به نجات شیطان امیدی بود؟ ⊱ فیک ⊸ فریاد شیطان ⊱ ژانر ⊸ انگست، رومنس، درام ⊱ کاپل اصلی ⊸ VKook ⊱ کاپل فرعی ⊸ Hopemin, NamJin
Dweller Of Hell by mirror_77
mirror_77
  • WpView
    Reads 32,392
  • WpVote
    Votes 7,363
  • WpPart
    Parts 116
داستانی متفاوت در دنیایی متفاوت... دنیایی که تنها متعلق به شیاطین، جادوگران، خون آشامان، گرگ ها و الف هاست. خلاصه ی این داستان در چند جمله نمی گنجد بلکه تنها باید با آن همراه شد. ماجرای رابطه ای که در ابتدا با نفرت شروع شد... یا رابطه ای که ترس و دوری بر آن سایه افکنده بود... اما چه می شود که هر کدام از این ها ممنوعه و غیر عادی باشند؟! یا چه می شود که در توهّم چندین ساله به سر برده باشند و متوجه شده باشند در تمام این مدت، اشتباه می کرده اند؟! جدا از این ارتباطات عجیب، پنهانی و غیر عادی، چه می شود اگر بلایی غیر منتظره گریبان گیر همه ی موجودات زنده شود و برای زندگی های آنان کمین کرده باشد؟ آیا این بلای ناگهانی، رابطه ی آن ها را تحت الشعاع قرار خواهد داد یا راز آن ها را فاش خواهد کرد؟ آیا آن ها می توانند بر این خوف و سایه ای که تنها مرگ را برای همگان به دنبال دارد، غلبه کنند؟ تکلیف چه خواهد شد؟ سرانجام، چه خواهد شد؟ ✨کاپل ها: ییجان ✨ و دو کاپل حاضر در داستان OK 🔥ژانر: فانتزی، انگست، ترسناک، عاشقانه، امگاورس، امپرگ ❌*کپی برداری یا بازنویسی از نوشته ها و یا محتوای داستان و استفاده از عکس ها برای داستان های با ژانر مشابه، ممنوع می باشد.*❌ سه سال و شش ماه با عشق نوشته شد زمان شروع: ۲۰ آبان سال ۱۴۰۰
【 Only in Bermuda - Full 】  by _iMerlin_
_iMerlin_
  • WpView
    Reads 79,235
  • WpVote
    Votes 11,358
  • WpPart
    Parts 21
قدم‌هاشو سریع‌تر برداشت و با لحن محکمی گفت:"بهت دستور میدم همین الان بایست!" پسر متوقف شد اما برنگشت، فقط با حرص لبشو گاز گرفت. "جی... باید باهم حرف بزنیم." جواب داد:"نمیخوام ببینمت." "بهم یه فرصت بده." جونگکوک برگشت تا نفرتشو سرش فریاد بزنه که دست‌هایی دور بدنش حلقه شد و تو آغوش تهیونگ فرو رفت. سر خم کرد و پیشونیش رو روی شونه پسر گذاشت:"هرچقدر دوست داری و تا هر وقت که آروم شی میتونی تحقیرم کنی، اما خودتو ازم نگیر؛ جی من..." با حس سوزش و به دنبالش درد وحشتناک پهلوش ساکت شد که صدای جی رو زیر گوشش شنید:"بهت گفته بودم آخرین اخطارمه؛ این تاوانیِ که باید بپردازی تهیونگ... من، تو و قلبم رو باهم پشت سر میذارم." • مشخصات فیک • •ژانر : سوپرنچرال، عاشقانه، انگست، فلاف، اسمات •کاپل: ویکوک(ورس)، نامجین، یونمین