zaehrw
خش خش برگ هایِ خُشک شده
هق هقِ ابر های نِفرین شده
دردِ قلبِ له شده
سویِ چشمانِ خاموش شده
و اویی که
از لابه لای اشک هایش
آخرین ذراتِ امید را به حراج میکشید...
گویا دیگر خسته بود
چشمانِ خیسش بسته بود ...
از میان دست هایش ،
امید جان میداد
عشق ، نجوا میداد
من روایت میکنم دیدار را
مشت های بی صدا
در غم و آوار را ....
من روایت میکنم از درد و خون
از شوقِ پرواز درون
از سوز شلاقِ جنون...
من روایت میکنم یاد تو را
خنده ای تلخ ، ولی باز هم یاد تورا...
____________
✨ژانر: عاشقانه/پزشكى/اسمات/انگست
✨كاپل: تومين
✨محدوديت سنى : NC 18+
✨Last Hope💉
✨by: zaehrw & @hediye_e