pansy6v6's Reading List
11 stories
Wildest Dream by SecretRaz
SecretRaz
  • WpView
    Reads 101
  • WpVote
    Votes 12
  • WpPart
    Parts 1
کابوس ها همیشه با جزئیات آزاردهنده تری در ذهن حک میشوند.
Beautiful World (English Ver.) by zaehrw
zaehrw
  • WpView
    Reads 36
  • WpVote
    Votes 4
  • WpPart
    Parts 1
Taemin, a 20-years-old boy who is mute and lives in an orphanage. He adopted by a man, so he is forced to flee after a while and accidentally encounters Minho.
Yin by lm______taeran
lm______taeran
  • WpView
    Reads 11,967
  • WpVote
    Votes 2,251
  • WpPart
    Parts 46
[کامل شده] - عشق چیزی جز پذیرفتن تفاوت ها نیست، عشق چیزی جز درهم پیچیدن شباهت ها نیست. عشق‌ یعنی تاریکی های وجودت را دیدن، عشق یعنی چشم بر روی روشنی هایت نبستن. عشق سقوط آزادایست بر فراز کوه های اعتمادی که از هم آغوشی قلب تپنده م و چشم های تب دارت بوجود آمده اند. آنهایی که قد علم کرده اند تا مانعی شوند قدرتمند و مستحکم بر روی شک‌ و تردید هایی که چون سیل هایی خروشان به قصد لرزاندن قلب هایمان سرازیر شده اند. عشق تو روشنایی من است عشق من تاریکی تو، عشق تو سوی چشم من است عشق من تیرگی مردمک هایت. عشق من یین است چشم های تو یانگ. عشق محاکمه ی قلب من است در برابر چشم های تو، محاکمه ی یین است در برابر یانگ. و من ، یینی محکوم به تکامل یانگ. -تران #Yin
شیطان گریه نمی‌کند by Arefeh__snowandash
Arefeh__snowandash
  • WpView
    Reads 159
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 4
[ این داستان ناکامله و اصلا مشخص نیست کی نوشته بشه ] - تکبر، طمع، شهوت، حسادت، خشم، شکم پرستی، تنبلی. اینا گناهان کبیرند. و من تمامشو، مثل کلکسیون افتخاراتم جمع کردم - ꧁.............................꧂ اخطار: اسمات ژانر: اسمات، رئال «قصه ای روزمره از هفت گناه کبیره»
قصه‌ی جنگل پریون by Arefeh__snowandash
Arefeh__snowandash
  • WpView
    Reads 88
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 2
-فلاف مطلق- «قارچ ها خاطره ای بیاد میارند، از زمانی که اتفاقی، پای پسر شاه پریون لیز میخوره و به مرداب نیلوفری میرسه...» ~ایده پردازی از هارمونی عزیز~ ( blueskyofspring@ ) -داستان دو پارتی-
گلبرگ هایی برای او by Arefeh__snowandash
Arefeh__snowandash
  • WpView
    Reads 169
  • WpVote
    Votes 38
  • WpPart
    Parts 1
کیبوم جراح هاناهاکیه، کسی که سال هاست گل های قاتل عشق رو از بدن بیمار ها بیرون میکشه و فکر میکنه عشق بیهوده و بیرحمه. اما نمیتونه عشق خودش به جینکی رو نادیده بگیره...
سوزنی برگان  by Arefeh__snowandash
Arefeh__snowandash
  • WpView
    Reads 75
  • WpVote
    Votes 27
  • WpPart
    Parts 3
-داستان کوتاهِ سه قسمتی 🖊تومین 🖊 اجتماعی تاریک ⚠️ دارکنس بخشی از داستان: " درخت کاج پشت پنجره اتاق، با باد شدید زمستانی قامت خم میکرد و میلرزید، مینهو نگاهش کرد «متاسفی برای چی؟ حرفت یا کارت؟» و تمین رد نگاه دوست پسرش را دنبال کرد تا به کاج پشت شیشه رسید «متاسفم که دوست پسرت شدم، که نسبت بهم احساس داری، که پیدام کردی، که نجاتم دادی، و اینکه اگه نجاتم نمیدادی باید غم سوگواریم رو تجربه میکردی» "
Dead Fish by lm______taeran
lm______taeran
  • WpView
    Reads 127
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Parts 1
او از ماهی مرده میترسید ، من یک ماهی مرده بودم .
The Last 5 Minutes by lm______taeran
lm______taeran
  • WpView
    Reads 1,651
  • WpVote
    Votes 285
  • WpPart
    Parts 20
همه ی آدم ها دلایلی برای انجام کار ها دارن . گاهی این دلایل به اندازه ی کافی قانع کننده هستن که باعث شن عمل انجام شده ، کاری کاملا منطقی و عاقلانه به نظر بیاد و گاهی ، حتی اگه همه ی دلیل ها و منطق های جهان هم جمع بشن ، نمیتونن کاری رو توجیه کنن ، اما هردوی این کار ها ، چه با دلیل و چه بی دلیل ، انجام میشن! درست مثل بمبی که روی زمین منفجر میشه ، ممکنه معدنی رو به نمایش بذاره ، یا ممکنه زندگی ای رو به نابودی برسونه . این داستان ، جنایی است و دارای کانسپتی دارک میباشد . هشدارِ استفاده از کلمات نامناسب ، خشونت ، اسمات ، مواد مخدر و قتل
Last Hope by zaehrw
zaehrw
  • WpView
    Reads 192
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 3
خش خش برگ هایِ خُشک شده هق هقِ ابر های نِفرین شده دردِ قلبِ له شده سویِ چشمانِ خاموش شده و اویی که از لابه لای اشک هایش آخرین ذراتِ امید را به حراج میکشید... گویا دیگر خسته بود چشمانِ خیسش بسته بود ... از میان دست هایش ‌، امید جان میداد عشق ، نجوا میداد من روایت میکنم دیدار را مشت های بی صدا در غم و آوار را .... من روایت میکنم از درد و خون از شوقِ پرواز درون از سوز شلاقِ جنون... من روایت میکنم یاد تو را خنده ای تلخ ، ولی باز هم یاد تورا... ____________ ✨ژانر: عاشقانه/پزشكى/اسمات/انگست ✨كاپل: تومين ✨محدوديت سنى : NC 18+ ✨Last Hope💉 ✨by: zaehrw & @hediye_e