Fanficjavad
15 storie
Always There For You - Ziam Mayne di senadorra
senadorra
  • WpView
    LETTURE 29,562
  • WpVote
    Voti 3,450
  • WpPart
    Parti 29
[ COMPLETED ] "بمون" زین ناامیدانه زمزمه کرد و لب هاشو به شقیقه ی لیام فشرد انگار میتونست دردی که داشت توی وجودش بیشتر و بیشتر میشد رو کم کنه. ولی اون نمیتونست و مهم نبود چقدر سخت تلاش میکرد، اون نمیتونست کاری کنه که لیام بمونه... • اخطار: این فنفیک ممکن است قلب زیام شیپر شما را به درد بیاورد :)) Original Larry fanfiction: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out
The Wedding Date [ Persian Translation ] di themaniro
themaniro
  • WpView
    LETTURE 57,172
  • WpVote
    Voti 10,545
  • WpPart
    Parti 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
Same mistakes Ziam  di corneliustheghost
corneliustheghost
  • WpView
    LETTURE 187,922
  • WpVote
    Voti 33,059
  • WpPart
    Parti 79
اکنون کجاست؟ چه می کند؟ کسی که فراموشش کرده ام!🧿
Sunrise In Hollywood(Z.M) di youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    LETTURE 124,739
  • WpVote
    Voti 17,740
  • WpPart
    Parti 76
_اسمشو چي ميذاري؟ بدگماني يا واقعيت؟ +من بهش ميگم توطئه
Me,You,Him! (Ziam) di p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LETTURE 336,062
  • WpVote
    Voti 42,068
  • WpPart
    Parti 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
pretty boy (Persian Translation) di StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    LETTURE 437,490
  • WpVote
    Voti 70,370
  • WpPart
    Parti 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1
sour apple [Z.M] di kimissleo
kimissleo
  • WpView
    LETTURE 153,734
  • WpVote
    Voti 23,874
  • WpPart
    Parti 129
[Complete] صداش پیچید که گفت: من حتی صدای نفساتو میشناسم چرا این موقع از شب بیداری بیب؟ خواب بد؟ جواب ندادم فقط دستمو محکم جلوی دهنم گرفتم و تا صدای هق هقم بلند نشه لیام دوباره گفت : تو جات توی بغل منه منم بدون تو خوابم نمیبره.... عزیزم برگرد... هرجایی که هستی خونه ی تو نیست.... برگرد خونه ت میشنوی زینی؟ من دوستت دارم... بی وقفه دوستت دارم.... برگرد بیبی.... دیگه نتونستم ادامه بدم و تماس رو قطع کردم و بلافاصله گوشی رو خاموش کردم.... https://telegram.me/dar2delbot?start=send_175PA4J
Delusion [L.S] di barry__s
barry__s
  • WpView
    LETTURE 42,284
  • WpVote
    Voti 8,705
  • WpPart
    Parti 26
تو،توت فرنگیِ منی و من شکلاتِ نعناییِ تو،که مجبور به دور شدنم. *Completed
•Fading• [L.S]  di SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    LETTURE 222,157
  • WpVote
    Voti 31,851
  • WpPart
    Parti 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Yellow&red {Z.M}{completed}  di zahra_284
zahra_284
  • WpView
    LETTURE 134,997
  • WpVote
    Voti 14,309
  • WpPart
    Parti 74
Ziam Good story 🙂💛❤ زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره! یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!