pbJenlisa's Reading List
26 histoires
 Rescue Wound  par 13901390az
13901390az
  • WpView
    LECTURES 1,596
  • WpVote
    Votes 196
  • WpPart
    Chapitres 11
> وقتی کنجکاوی لیسا باعث می‌شه وارد منطقه‌ای ممنوعه بشه، سرنوشتش با زنی گره می‌خوره که نه فقط خطرناک‌ترین فرد شهره... بلکه ممکنه تنها کسی باشه که می‌تونه نجاتش بده. اما تا کی می‌شه با زخمی که برای نجات دیگران خورده، زندگی کرد؟ و چی میشه اگه توی کلاپ همدیگه رو ببینن و اون زن یک دل نه صد دل عاشق لیسا بشه و بخواد هر طور شده لیسا رو مال خودش کنه؟ زخم نجات - ✔✔تمام شده ✔✔ کاپل .. اصلی . جنلیسا کاپل های فرعی . چهسو . جونگ و دانک ژانر :امگاورس. مافیایی. عاشقانه .
Who are you? par Mobijenlisa
Mobijenlisa
  • WpView
    LECTURES 2,831
  • WpVote
    Votes 456
  • WpPart
    Chapitres 22
فصل دوم 'عشق ممنوعه' -تو دیگه کدوم خری هستی؟ +من همونیم که قراره زندگیتو به اتیش بکشه *بهت فرصت فرار دادم اما تو برگشتی حالا هر چی دیدی از چشم خودت دیدی ×دیگه از هیچی نمیترسم. هر کاری دوست داری بکن و مطمئن باش که نمیزارم قدم از قدم برداری
نسخه درمان من|my treatment prescription par LeeHaeEun
LeeHaeEun
  • WpView
    LECTURES 3,258
  • WpVote
    Votes 531
  • WpPart
    Chapitres 30
[تکمیل شده] -چی میگی ماری جون یعنی اصن مگه تناسخ وجود داره؟الکی شلوغش میکنی -سرد سریع گفت:ولی من کسی رو ندارم و نخواهم داشت. -خودم هم فعلا دلیلش رو نمیدونم ولی میفهمم..اما مطمئنم یکی از دلایلش اینکه پیشم هستی. -از هر چیزی که تا الان برام‌مقدس بود بیشتر برام مقدسی... -خواست جواب لیسا رو با کلمات بده اما کلمات برای بیان عشق و علاقه ی اون کم بود... -بهت میخوره دوست پسر نداشته باشی -میتونم بپرسم چرا ازم پرسیدید دوست پسر دارم یا نه؟میخواید منو به کسی معرفی کنید؟ کاپل:جنلیسا،چهسو ژانر:تخیلی،تناسخ،رمانتیک،درام،اسمات،هپی‌اند
+9 autres
punishment (jenlisa) par yeggie111
yeggie111
  • WpView
    LECTURES 14,761
  • WpVote
    Votes 1,740
  • WpPart
    Chapitres 43
فصل دوم مجازات شیرین ********************* من تا حالا مجازات تمام اشتباهاتی که کردم رو چشیدم. حتی مجازات اشتباهات بقیه! پس چرا اون داره بدون هیچ مجازاتی زندگی میکنه؟ چرا من داشتم بی دلیل زجر می کشیدم و اون که گناهکاره خوشحاله؟ چرا این دنیا اینطور ناعادلانست؟ یا صبر کن...اصلا...عدالتی وجود داره؟؟؟ جنی* ********************** شاید داشتم اشتباه می کردم که بهت گفتم بیا گذشته رو فراموش کنیم چون حتی اگه ما فراموشش کنیم بالاخره یه روزی اون خودش به سراغمون میاد متاسفم جنی عزیزم! شاید بعضی وقتا نمیشه فقط خاطرات خوب ساخت اما خب قطعا میشه روزهای سخت رو با هم بگذرونیم مگه نه؟ تا ابد کنارت میمونم! *لیسا ********************** زندگی آروم جنی و لیسا قراره دوباره به تلاطم بیفته! منتظر اتفاقات و اتک های جدید باشین...
Jennie's Notes ( A JENLISA FANFICTION) par stellirosee
stellirosee
  • WpView
    LECTURES 12,872
  • WpVote
    Votes 1,715
  • WpPart
    Chapitres 42
روزی که برای اولین بار چشم هام روی اون دختر فرود اومد زندگیم متوقف شد. اون بهم لبخند زد و به همین سادگی رنگ ها برام شروع به ساخته شدن کردن، روی دنیای تاریکِ من یه رنگین کمون بلند کردن. هرچند همین‌که شروع به صحبت با همون دختر کردم فهمیدم اون با تموم آدم هایی که تاحالا بهشون بر خوردم تفاوت داره. اون اسمش جنی کیم بود، همیشه به زندگی اطرافمون طوری نگاه می‌کرد انگار غم انگیز ترین چیزیه که می‌تونه برای هرکسی اتفاق بیفته. همیشه یکدفعه ای حرف هایی می‌زد که فقط یه شاعر پیر می‌تونه. تا این‌که جنی ناپدید شد، اون دختر قلب من رو با خودش برد . و به جای قلبم یه دفترچه به جا گذاشت. دفتری که پر شده از نوت هایی که من رو به دنیای اون می‌بره، از وقتی که توی نوجوونی باهم آشنا شدیم. نیمه‌ی من، کاش قلبت رو نمی‌شکوندم. کاش احساساتت رو نادیده نمی‌گرفتم. کاش زندگی رو برات سخت تر نمی‌کردم. این نوت ها روی زخم های قلبم خنجر می‌کشن. ________________ Genre : Mystery,Crime, Slice of life, Romance Main Couple : JenLisa Side Couples : Chaennie, Chaesoo, Vkook ❗️توجه : این فن‌فیکشن شامل صحنه هاییه که ممکنه برای افرادی، جنسی یا آزار دهنده به‌نظر برسه (از جمله اسمات).
ɪɴᴛᴏ ᴛʜᴇ ꜱᴛᴏʀᴍ par seti_nini56
seti_nini56
  • WpView
    LECTURES 8,622
  • WpVote
    Votes 1,479
  • WpPart
    Chapitres 42
اگر سلطان میدونست که دخترش مرتکب چه اشتباهی میشه حاظر میشد که با دشمن قسم خورده اش متحد بشه؟ به محض برخورد لب ها دخترک در قلب طوفان بود! ژانر:تاریخی.تخیلی.عاشقانه.
I was never afraid of you (jenlisa) par Ilinyforilin
Ilinyforilin
  • WpView
    LECTURES 16,951
  • WpVote
    Votes 1,745
  • WpPart
    Chapitres 31
من هرگز از تو نترسیدم(جنلیسا) این ی شوخی لعنتی نیست جنی من مطمئنم به آدم اشتباهی اعتماد نکردم این فاصله هر چقدر که باشه بازم تو مثل یه بچه کوچولو به آغوش من برمیگردی نه از سر لطف به من تو واسه آرامش و ادامه دادن بهم نیاز داری بهت اجازه میدم ازم استفاده کنی تو آخرین نفری هستی که همچین گذشتی واسش میکنم ژانر : دارم / رمنس / اسمات / هیجان انگیز/ ماجراجویی *امیدوارم از خوندنش لذت ببرید (( فقط ی نکته رو همین اول بگم که لیسا تو این فیک ترنسه اگه دوست ندارید نخونیدش، ولی من قول ی داستان قشنگ و هیجان انگیزو بهتون میدم میتونید قسمت های اسماتشو رد کنید و بقیشو بخونید، انتخابش با شماست)) #جنلیسا #چهنی #چهسو #بلکپینک #بلک_پینک #فارسی #jenlisa #blackpink #jennie #lisa
Her hands(2) par jenlisalil
jenlisalil
  • WpView
    LECTURES 2,297
  • WpVote
    Votes 220
  • WpPart
    Chapitres 15
جنی،خون اشامی که تن به ازدواج اجباری بایک گرگینه میدهد.
Unwanted bride |JENLISA TRANSLATED| par lalajenlal
lalajenlal
  • WpView
    LECTURES 2,851
  • WpVote
    Votes 410
  • WpPart
    Chapitres 5
عروس فوق العاده زیبا جنی کیم، کسی که همه آرزشو دارن، با یک میلیاردر جوان، معشوقه دوران بچگیش ازدواج میکنه. اون از این بابت هیجان زدست اما تلخه ازدواج با کسی که ادعا میکنه هرچی باشه در قلبش جایی نداره... قلبش شکسته. رویاش از بین رفته. همه چیز اونطور که انتظارشو داشت خوب نیست. "یعنی من فقط یه عروس ناخواسته برای تو هستم؟" جنی به ارومی زیرلب زمزمه کرد. وقتی متوجه شد دوست قدیمیش اعتراف میکنه که اون براش مهم نیست، هق هق کرد. ------------- بعد از ناکجا آباد همسرش بیشتر بهش میچسبه و مالکش میشه، حتی با وجود اینکه از قبل سرنوشت خودشو پذیرفته بود که لالیسا مانوبان هرگز اونو دوست نخواهد داشت. Jenlisa
Endless seduction {Translated} par lalajenlal
lalajenlal
  • WpView
    LECTURES 77,949
  • WpVote
    Votes 8,916
  • WpPart
    Chapitres 51
{-Completed-} "عزیزم؟" صداش زدم، اما جوابی نگرفتم. چشم بند رو برداشتم و دقیقا همون لحظه پرده‌ها باز شد. تنها یک چراغ روشن و روشن، مستقیم در جایی که من نشسته بودم منفجر شد. حدود ده ثانیه لعنتی نتونستم چیزی ببینم، وقتی چشمام تنظیم شد، دیدم که دسته ای از مردم دارن به من نگاه میکنن. من در استیج روی صندلی مقابلشون نشسته بودم، خدا میدونه چه تعداد از این افراد، نمایی از سینم که در معرض دید بود رو از زیر پیراهنم میدیدن.... #Jenlisa