"مهم نیست کجا زندگی میکنم و چه جایگاهی دارم،فکر کنم حتی اگه توی بهترین جایگاهم بودم و با آدمای خوبی سرو کله میزدم همینطوری زندگی میکردم، بدون اینکه بدونم به کجا دارم میرم یا به اینکه کجا قراره زندگی کنم، زندگی من همینطوری سخت و سرد میشد.."
....
"لویس بورخس میگه برای عاشق شدن دنبال بارون و بابونه نباش..بعضی وقتا انتهای خارهای یه کاکتوس،
به غنچهای میرسی که زندگیت رو روشن میکنه..دنبال چیزی باش که روشنت کنه، نه غرق!"
𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃
نام⸙ ͎.: #BlueLove
•ژانر⸙ ͎.: انگست،دراما،روانشناسی،رومنس،برشی از زندگی،تراژدی،اسمات،(موزیکال)
•کاپل⸙ ͎.: کوکمین/سپ/تهگی
•نویسنده⸙ ͎.: Ayhan
•روزهای آپ⸙ ͎.: پنجشنبه
•رده سنی⸙ ͎.: +18
وانشات: روحم رو لمس کن
کاپل: مینگوک
ژانر: رمنس، فلاف، اسمات
~
همیشه مجبور بود وقتش رو صرف کار کردن کنه تا مخارج زندگیشون تامین بشه و هیچوقت زمان نداشت تا برای خودش تفریح و انگیزه ای واسه شروع کردن یه روز دیگه پیدا کنه...
اما حالا جونگکوک برای اولین بار یه سرگرمی هیجان انگیز پیدا کرده بود و اون دید زدن نقاشیهای پسری بود که هر روز میدیدش، شاید دیگران درکش نمیکردن اما از نظر جونگکوک دستای اون هنرمند ریز نقش تواناییهای فوق العادهای داشتن...
هر بار با دیدن نقاشی های پسر از درون احساس سرخوشی میکرد اما هیچ اطلاعی از دنیایی تاریکی که اون پسر توش دست و پا میزد نداشت...
~
"تو بی نقصی."
بغض توی گلوش باعث لرزش صداش میشد:
"چطور میتونی نقص به این بزرگی رو نبینی جونگکوک شی؟"
- من هیچ چیز خاصی ندارم.
+ چرا فکر میکنی حتما باید چیزی خاصی داشته باشی تا بخوام باهات قرار بذارم؟
آنثِسیس
گلبرگها شکوفا میشوند...
جیمین و تهیونگ که با هم توی دبیرستان همکلاسی بودن، بعد از هفت سال دوباره هم رو پیدا میکنن. جیمین مدل معروفیه که توی غم و افسردگی غرق شده، آیا میتونه باز هم شاد باشه؟ تهیونگ میتونه باز هم بهار رو به زندگی جیمین برگردونه؟
⋄ فیک چت ⤝ آنثسیس
⋄ کاپل ⤝ VMin
⋄ ژانر ⤝ درام، رومنس، انگست
🍷طایفه تاریک🍷
"نمیخوای بدونی چرا من میتونم احساساتتو درک کنم؟؟"
"گوشم با توعه"
"چون تو ماله منی...."
شکه در حال تجزیه تحلیل کردن حرف پسر مو مشکی بود و پسر مو مشکی بدون توجه به اینکه جیمین رو با این حرفش دیوونه میکنه اونو به زبان اورده بود!!
"چ.....چی؟؟"
"تا حالا چیزی در مورد گرگینه ها و جفتاشون شنیدی؟؟"
ژانر:رومنس،سوپرنچرال،اسمات،کمدی،ماجراجویی،فانتزی
کاپل:کوکمین،ویکوک،یونمین،نامجین،
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد.
آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین...
ولی زمان چی؟
Highest ranking #1 in humor
Highest ranking #3 in کوکمین
Highest ranking #3 in سپ
⌑ فیکشن: Remedy ⌑ | اتمام ی افته✔︎
• کاپلها: مینگوک، تهگی
• ژانر: زندگی روزمره، رمنس، فلاف، اسمات، کمی انگست
• روز آپ: دوشنبهها
❗Tags: mention of rape and death (not Bangtan), panic attack, slow build, lack of communication at some point.
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
زندگی گاهی سخت و پیچیده میشه. برای جیمین، این اتفاق زمانی افتاد که شخصی به طرز غیرمنتظرهای به زندگی و مشکلاتش راه پیدا کرد؛ مشکلی که جیمین نمیتونست به راحتی با هر کسی درمیون بذاره...