واقعا دردناک بود!!!
دندوناش با خون گردن جان آغشته شدن. دندوناشو از گردن جان جدا کرد و شروع کرد رد خون رو با زبونش از روی گردن جان پاک کرد.
جان که هنوز هم دهانش با دست ییبو بسته نگه داشته شده بود چشماشو بسته بود و اشک هاش گونشو از زیر ماسک خیس می کردن.
بعد از این که چند بار زبونشو روی جای دندوناش کشید و مارکش رو روی گردن امگاش دید نگاه مغرورشو بهش دوخت و توی دلش به خودش آفرین گفت!
__________
ژانر: امگاورس، عاشقانه، فلاف، اسمات
نویسنده: 🪞
کاور، ادیتور و فتوشاپ: 🪞
چی م یشه اگه شیائو جان که یه جراح قلب مشهوره، عاشق آیدل موطلایی تحت درمانش بشه؟
ژانر: اسمات، رمانتیک، پزشکی، انگست
.
.
.
خلاصه:
همه چیز روند عادی خودش رو طی میکرد که با بستری شدن وانگییبو، آیدل موطلایی و جذاب گروه یونیک، شرایط به کل برای شیائو جان تغییر میکنه.
چی میشه اگه بهترین و جوانترین کاردیولوژیست شهر که تنها با سی سال سن جزو بهترین متخصصان قلبوعروق کشوره، فقط با گذشت سه هفته، درگیر عشق پسری ده سال کوچکتر از خودش شدهباشه؟
ژانر = ییبو تاپ
تفاوت سنی ۹ سال
ییگا و سوان بیست سال پیش عاشق هم بودن اما عشقشون ممنوعه بود ولی الان جان و ییبو پسراشون دوباره تو راه عاشقی هستن...جان بیست ساله و ییبوی يازده ساله با هم همخونه میشن و کی می تونه ثابت کنه ییبو از جان به اندازه صد سال کینه نداره؟.یکی عاشق و دیگری پر از کینه
📌وضعیت: پایان یافته.🕯️💜📚
⏳آغاز: ۶ نوامبر ۲۰۲۵
⌛پایان: ۵ دسامبر ۲۰۲۵.
⏰بازنویسی: ---
⟨چگونه پیدایت کنم،
وقتی به یاد نمیآورم چگونه گُمات کردهام؟!⟩
یک وصیتنامه، یک شرطِ ناممکن.
او باید با کسی ازدواج کند که روزی دشمنش بود،
و تا پیش از گذشت یک سال، فرزندی از عشقشان متولد شود.
اما هیچکس نمیدانست عشق، درست در میان اجبار و انکار،
چطور ریشه میدواند...
در میان بوی تلخ نارنج و قلبهایی که از هم میترسند.
#S_M_H
#ییبوتاپ
#آنگست
#هپیاند
#امگاورس
📌وضعیت: درحال نوشتن...✒️💔📚
⏳آغاز: ۳ سپتامبر ۲۰۲۳
⌛پایان: ---
⏰ بازنویسی: ---
هر شب دوست داشتنت
شکل دیگریست
یک شب
میانِ غزل واژه میشود
یک شب
میانِ گریه بغل
یک شب
میانِ خنده سکوت ...
🐾🐾🐾
-من تنها برای زنده ماندن آمده بودم که تو هم درد من شدی و هم درمانم!
داستان عشقی که در ازدحام ناامیدی ها رقم میخورد...
#S_M_H
ارباب مافیا وانگ ییبو نگاهی به حیوان خونگی اش انداخت و گفت :
-یکم خوراکی میخوای پِرسی؟
حیوون خونگی ارباب مافیا غرش بلندی کرد و اونم فهمید که حیوون خونگیش چی میگه ، به سردی سرش رو تکون داد . هر سه نفر اونها روی زانو هاشون سریع زانو زدند و شروع کردند به گریه کردن و التماس کردن برای رحم و بخشیده شدن .
- ارباب خواهش میکنم یکم رحم داشته باشید ...
-ارباب... لطفا ... التماس میکنیم
-ارباب لطفا رحم داشته باشید... ما رو ول کنید لطفا ....
هر سه ی اون ها شروع کردند به خم کردن سر هاشون نزدیک به زمین . ارباب مافیا وانگ ییبو برای لحظه ای ساکت شد .
به سردی گفت :
-به جز کسی که اون حرف رو زده همه میتونند برند .
مرد اول در حالی که سریع از روی زمین بلند شد گفت
-ممنون ... ممنونم ارباب
مرد دوم هم بلند شد و گفت
-خیلی ممنونم ارباب
مرد سوم داد زد و سعی کرد اونها رو نگه داره
-نه ... نه ... من رو اینجا ول نکین ... این کارو نکنین
ولی اون دوتا مرد بدون گوش کردن به حرف های اون مرد از اونجا خیلی سریع فرار کردند . حالا فقط اون مرد روبه روی اباب مافیا بود .شروع کرد به بلند گریه کردن و التماس بیشتر .
-ارباب ... من متاسفم ... لطفا من رو ببخشین... ارباب
دوباره فریاد زد
-ارباب ، التماستون میکنم ... لطفا
Never You and Me
من و تو هرگز
Genre: Romance, Smut
Couple: Yizhan
Type: Yibo Top
Translator: 7yearswithkyungsoo
Editor: Suzilv
Cover: Suzilv
Status: Ongoing
مجوز بازگردانی داستان از مترجم گرفته شده، سپاس بی کران از مترجم مهربون و خوش اخلاق🙏